کتاب‌خانه

این‌جا درباره‌ی کتاب‌هایی که خوانده‌ام، چند کلمه‌ای می‌نویسم. طبیعتا طبع کتاب‌خوانی من در مرور زمان تغییر کرده و دیگر هر کتابی برای من جذابیت ندارد. کتاب‌های زرد زیادند و به قول خوک در کتاب شرکتِ سهامی حیوانات، مخصوصا خیلی از آن‌ کتاب‌هایی که ضخیم‌ترند را باید حتما نگه داشت و در زمستان به عنوان هیزم شومینه استفاده کرد.

برای من کتاب چیزی نیست جز یک معلمِ با حوصله که شبانه‌روز حوصله‌ی درس دارن و یاد دادن را دارد و از هیچ سؤالی خسته نمی‌شود. درود به پدرم که زندگی ما را پر از کتاب‌هایی کرد که امروز، حال‌مان با کتاب خوب می‌شود فقط.


هفتاد بند استغفار امیرالمومنین (ع) جهت وسعت رزق

  • امان از گناهانی که می‌کنیم و نمی‌دانیم که می‌کنیم و حتی نمی‌توانیم توصیف‌شان کنیم و نمی‌دانیم که باید از آن‌ها توبه کنیم و کنارشان بگذاریم.
    چه کتاب پر مغزی. چه کتاب پرمغزی. چه کتاب پر مغزی!
    کتابی که باید مدام خواند و مدام توبه کرد و مدام به خود تذکر داد.
    بسیار بسیار بسیار توصیه می‌کنم، اول خودم و بعد شما را با مرور هر روزه‌ی این کتاب.
    عالی است.

    0
    لطفا بازخورد خود را اینجا بگذاریدx


کتاب آه: بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهماالسلام – یاسین حجازی

  • «بر اسب ِخویش سوار شد و آهنگ ِقتال کرد.
    مقابلِ مردم بایستاد: شمشیر ِبرهنه در دست، نومید از زندگی، آماده‌ی مرگ.»

    آدم این سطرها را می‌خواند، پر می‌شود از حیرت. پر می‌شود از وحشت. پر می‌شود از غم و اندوه. آدم تنها صفحه‌ی قرمز این کتاب را می‌خواند، قهرمان‌ همیشه در اوج‌ش از صحنه بیرون می‌شود. با خنجر. از قفا. آدم تحمل‌ش تمام می‌شود و امیدش از دست می‌رود. برای همیشه! و همین صفحه‌ی قرمز بساط غم‌آلود بودن را و تنها شدن را برای همیشه در قلب آدم برپا می‌کند. آه از محاسن ایستاده در باد. روی نیزه.
    عالی‌تر از این منبر می‌توان جایی پیدا کرد؟

    0
    لطفا بازخورد خود را اینجا بگذاریدx