زندگی عمیق

بعد از این‌که کتاب عملی‌کردن دانسته‌ها از کن(ت) بلانچارد را خواندم، تصمیم گرفتم که هر کتابی را نخوانم؛ اما کتابی را که برای خواندن آن وقت می‌گذارم، چندین بار بخوانم. شعاری که همه با آن از تبلیغات گاج آشنا هستیم. مدتی بعد تصمیم گرفتم در قفسه‌های کتابم در گودریدز-تنها شبکه‌ی اجتماعی که در حال حاضر در آن عضو هستم و شاید بعدا نه- دو قفسه اضافه کنم: یکی قفسه‌ی کتاب‌هایی که برای بار دوم می‌خواهم بخوانم- که بلافاصله از قفسه‌ی کتاب‌های خوانده شد چند کتاب را برای آن کاندید کردم- و دیگری قفسه‌ای برای کتاب‌هایی که برای بار دوم خوانده‌ام. احتمالا ایجاد این زوج قفسه‌ها تا دور سوم و چهارم هم ادامه دارند.

از پادکست بی‌پلاس علی بندری هم با کتاب کار عمیق از کارل نیوپورت آشنا شدم. طول کشید تا متقاعد شوم که کتاب را بخرم و برای آن وقت بگذارم: چیزی که بعد از خواندن همان کتاب بلانچارد به آن دچار شدم و البته خیلی از آن سود کرده‌ام. نزدیک به یک ماه طول کشید تا کتاب را تماما در مترو خواندم. شاید پنج درصد خواندن‌ها مربوط به اوقاتی بود که تصمیم می‌گرفتم در محل کار برای آزادسازی ذهن‌م و یا در خانه کتاب را بخوانم.

کتاب کار عمیق از جمله‌ی آن‌ کاندیدهایی بود که در دور اول به این نتیجه رسیدم که مقداری از آن را می‌توانم عملی کنم و دو سه ماه بعد که برای خواندن دور دوم آن برگشتم، مقداری در پیاده‌سازی آن پیروز شده باشم.

چند کلمه درباره‌ی قرآن

نوشتن درباره‌ی قرآن، آن هم توسط کسی که نه احاطه‌ای دارد به آن و نه مجری آن حتی در زندگی شخصی خودش است، شاید بیهوده به نظر برسد. اما من فکر می‌‌کنم به اشتراک گذاشتن چیزهایی که در ذهن‌م هست که ناشی از تجربه و آموزش و زندگی‌ام است، ممکن است به کسی که وضعیت مشابهی دارد، کمک کند. از این‌رو تصمیم گرفتم در مورد قرآن بنویسم.

به عنوان یک مسلمان همیشه دغدغه داشته‌ام بفهمم «چطور باید زندگی کنم؟». هر چند مطمئین هستم انسان به دلیل قوه‌ی تفکر، همیشه درگیر این مسئله است؛ اما به صورت خاص یک مسلمان به دلیل پذیرفتن دین، وظایفی ویژه‌تر به دلیل قرار گرفتن ذیل یک مجموعه‌ی اعتقادات دارم. برای پاسخ به این سؤال‌م سال‌ها پای کتاب‌ها و منبرها و فکرها گذرانده‌ام. گذشت تا زمانی که با یک جریان قوی با عنوان تدبر در قرآن آشنا شدم. علی صبوحی مبدع این جریان است و تدبر در قرآن درس می‌دهد. من شدم شاگردی از شاگردان بسیار او. تا الان که می‌نویسم، «چطور زندگی‌ کردن» را از قرآن آموختم. نه این‌که در حال حاضر زندگی‌ام کامل منطبق باشد، اما خط مشی و جهت استراتژیک‌م را از تدبر در قرآن آموختم. اگر می‌خواهید بدانید تدبر در قرآن چیست، به تدبر در قرآن چیست؟ سر بزنید. علی صبوحی هم سایت خوبی دارد.

فهمیدن قرآن، این کتاب دوست داشتنی لذتی دارد که با هیچ لذتی برابری نمی‌کند. کتابی است که با فهمیدن‌ش راه را پیدا می‌کنی و نیازی نداری که بعد از فهمیدن آن باز هم چیز دیگری را جست‌وجو کنی و دنبال حرف معتبرتری بگردی.

بیش از چهار سال است که این‌گونه قرآن می‌خوانم و دیگر حاضر و قادر نیستم که بدون تدبر با جمله‌ای از آن مواجه شده و یا از آن بگذرم. خواندن قرآن بدون تدبر به نظرم وضعیتی است که آدم باید سریعا متوجه آن شده و از آن نوع قرائت دوری کند. چه بسا منفعت که نه اما ضررهای فراوانی داشته باشد.

سایت گنجینه‌ی تدبر هم درس‌نامه‌ها را می‌گذارد. برای دسترسی به محتوای تدبر در قرآن سایت در دسترس و بسیار خوبی است.