مدل‌سازی مالی

مدل مالی چیست؟ ابزاری ساده برای تصمیم‌گیری بهتر

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

بسیاری از تازه‌واردان به دنیای مالی با شنیدن عبارت «مدل‌سازی مالی» تصور می‌کنند با مهارتی پیچیده و رمزآلود روبه‌رو هستند که فقط متخصصان به آن دسترسی دارند. حقیقت ساده‌تر و آرام‌بخش‌تر است. در این نوشته به پرسش مدل مالی چیست پاسخ می‌دهیم، می‌بینیم چرا بیشتر مدل‌ها در عمل ضعیف‌اند و چه دو چیزی برای ساختن یک مدل خوب لازم است.

مدل مالی در یک جمله

مدل مالی چیزی جز ابزاری برای کمک به یک تصمیم نیست. تصمیم می‌تواند کوچک یا بزرگ باشد: آیا این پروژه را شروع کنیم؟ چند نفر را استخدام کنیم؟ وام بگیریم یا از سرمایه‌ی خودمان استفاده کنیم؟ کمبود نقدینگی چه زمانی پیش می‌آید؟ مدل به شما کمک می‌کند آینده‌ی ممکن را تصور کنید و پیامد هر انتخاب را قبل از انجام آن ببینید.

وقتی چنین تعریفی را بپذیرید، چند چیز روشن می‌شود:

  • مدل مالی لزوماً یک فایل پیچیده نیست.
  • کاربرد آن فقط به شرکت‌ها محدود نیست و برای تصمیم‌های شخصی هم به کار می‌رود.
  • بهترین مدل، ساده‌ترین مدلی است که به تصمیم شما پاسخ بدهد.

معمول‌ترین ابزار برای ساخت مدل، صفحه‌گسترده است، اما هر ابزاری که امکان محاسبه و تغییر فرض‌ها را بدهد کافی است؛ از نرم‌افزارهای صفحه‌گسترده تا سامانه‌های تخصصی برنامه‌ریزی مالی. ابزار وسیله است، نه هدف.

چرا بیشتر مدل‌ها بد ساخته می‌شوند؟

بیشتر افراد مدل‌سازی را به‌صورت خودآموز و در حین کار یاد گرفته‌اند. این یعنی از راه آزمون و خطا و اغلب بدون آشنایی با اصول بنیادین رشد کرده‌اند. دو مشکل از اینجا پیش می‌آید.

مشکل اول: تجربه‌ی ناقص

هر کس کسب‌وکار را از زاویه‌ی خودش دیده است. ممکن است کسی در یک شرکت بزرگ سال‌ها فقط روی یک ردیف از صورت سود و زیان کار کرده باشد و هیچ‌وقت سه صورت مالی را به‌طور کامل در کنار هم ندیده باشد. در مقابل، کسی در حوزه‌ی سرمایه‌گذاری خصوصی ممکن است در مدل‌سازی خرید شرکت با استفاده از اهرم مالی استاد باشد، اما درباره‌ی پیش‌بینی موجودی کالا چیز زیادی نداند.

مشکل دوم: مواجهه با چالش جدید

دیر یا زود مسئله‌ای می‌رسد که هرگز مدل نکرده‌اید. با تجربه‌ی ناقص خودتان چیزی «قابل‌قبول» سرهم می‌کنید. نتیجه یک مشکل بارز دارد: مدل فقط برای سازنده‌اش قابل‌فهم است. تب‌ها زیاد است، بررسی خطا کم یا نیست، اما چون «کار را راه می‌اندازد» همان را به دیگران تحویل می‌دهید. شاید برایتان آشنا باشد.

دو ستون یک مدل خوب

برای ساختن مدل خوب نیازی به جادوی مالی، فرمول‌های پیچیده یا برنامه‌نویسی پیشرفته ندارید. فقط دو چیز لازم است:

  1. اصول مدل‌سازی: یعنی ساختن مدل به شکلی سازمان‌یافته، قابل‌فهم و کم‌خطا. جزئیات آن را در اصول مدل مالی خوب و در سلسله‌نوشته‌ی همین وبلاگ می‌خوانید.
  2. شناخت کسب‌وکار: یعنی درک این که شرکت چطور پول درمی‌آورد، کجا هزینه می‌کند و پول نقد چطور جابه‌جا می‌شود. مفیدترین چیزی که برای این ستون می‌توانید یاد بگیرید، سه صورت مالی و ارتباط بین آن‌هاست.

بقیه‌ی جزئیات از این دو سرچشمه می‌گیرد. اگر مدلی به‌خوبی ساخته نشده، مشکل معمولاً از یکی از این دو ستون است.

تله‌ی پیچیدگی

مدل‌ها دوست دارند خودشان را پیچیده کنند. این اتفاق طبیعی است: برای پاسخ به سؤال تازه یک تب اضافه می‌کنید، یک شرط جدید می‌گذارید و کم‌کم چیزی ساخته می‌شود که هیچ‌کس جز خالقش (و حتی خودش هم با تردید) درکش نمی‌کند.

قاعده‌ی کلیدی این است: ساده‌ترین راه برای رسیدن به پاسخ، بهترین راه است. اگر یک جدول ده‌ردیفی کفایت می‌کند، لزومی ندارد سی تب بسازید. پیچیدگی غیرضروری سه ضرر مشخص دارد:

  • احتمال خطا را بالا می‌برد.
  • بازبینی و اعتمادسازی را سخت می‌کند.
  • سرعت تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد.

برای دیدن مراحل عملی ساخت یک مدل از ابتدا، پنج گام ساخت مدل مالی را مطالعه کنید.

یک مثال عددی ساده

فرض کنید می‌خواهید تصمیم بگیرید آیا یک خدمت جدید را راه بیندازید. مدل ساده‌ی شما ممکن است فقط چند چیز داشته باشد:

  • تعداد مشتری ماهانه که انتظار دارید (مثلاً ۲۰ مشتری)
  • متوسط درآمد هر مشتری (مثلاً ۵ میلیون تومان)
  • هزینه‌ی ثابت ماهانه (مثلاً ۳۰ میلیون تومان)
  • هزینه‌ی متغیر هر مشتری (مثلاً ۲ میلیون تومان)

درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون، هزینه‌ی متغیر ۴۰ میلیون و هزینه‌ی ثابت ۳۰ میلیون است؛ پس سود ماهانه ۳۰ میلیون تومان می‌شود. حالا می‌توانید بپرسید اگر مشتری ۱۰ نفر باشد چه می‌شود: درآمد ۵۰، هزینه‌ی متغیر ۲۰ و ثابت ۳۰؛ یعنی سود صفر. به همین سادگی فهمیدید نقطه‌ی سربه‌سر شما حدود ۱۰ مشتری است. این هنوز «مدل مالی» است و به تصمیم کمک کرده، بدون هیچ پیچیدگی.

چه کار کنیم؟ سه اقدام این هفته

  1. تصمیم را بنویسید. پیش از هر مدل، یک جمله بنویسید که می‌خواهید دقیقاً چه تصمیمی بگیرید.
  2. خودآگاهی: بپرسید در کدام ستون ضعیف‌ترید؛ اصول مدل‌سازی یا شناخت کسب‌وکار؟ آگاهی از ضعف اولین قدم بهبود است.
  3. ساده‌سازی: آخرین مدلی که ساخته‌اید را بازبینی کنید و ببینید کدام بخش‌ها واقعاً به پاسخ کمک نمی‌کنند. حذفشان کنید.

پرسش‌های متداول

آیا برای مدل‌سازی مالی حتماً باید حسابدار باشم؟ خیر. حسابداری پایه مفید است، اما مهم‌ترین چیز فهم منطق کسب‌وکار و ساختار سه صورت مالی است.

مدل مالی با بودجه چه تفاوتی دارد؟ بودجه یک برنامه‌ی عددی برای آینده است؛ مدل مالی ابزاری است که فرض‌ها را به نتایج وصل می‌کند و اجازه می‌دهد سناریوهای مختلف را آزمایش کنید. بودجه می‌تواند خروجی یک مدل باشد.

چطور بفهمم مدلم خوب است؟ اگر شخص دیگری بتواند بدون کمک شما بفهمد چه می‌کند و بر چه فرض‌هایی استوار است، و اگر بتواند خطاهای احتمالی را ببیند، مدل خوبی ساخته‌اید.

ابزار مهم‌تر است یا اصول؟ اصول. ابزارها تغییر می‌کنند، اما منطق مدل‌سازی ثابت می‌ماند.

جمع‌بندی

مدل مالی ابزاری برای تصمیم‌گیری است، نه نمایش مهارت فنی. دو ستون اصلی آن اصول مدل‌سازی و شناخت کسب‌وکار است و بقیه‌ی جزئیات از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. اگر مدل شما فقط برای خودتان قابل‌فهم است، جای بهبود دارد. در نوشته‌های بعدی این مجموعه، ساختار و جریان داده در مدل را بررسی می‌کنیم.