یکی از قدیمیترین مشکلات بودجهبندی این است که بودجه و هدف یکی گرفته میشوند. وقتی عددی که مدیر در بودجه میدهد همان عددی است که بعداً با آن سنجیده میشود، همه یاد میگیرند بودجه را پایین بدهند. در نتیجه بودجه بهجای ابزار برنامهریزی، ابزار بازی میشود. جداکردن بودجه از هدف، سادهترین راه برای داشتن پیشبینی صادقانه است.
پیشبینی ۵۰/۵۰ یعنی چه؟
هدف شما باید پیشبینیای باشد که ۵۰ درصد احتمال دارد بالاتر از واقعیت و ۵۰ درصد احتمال دارد پایینتر باشد. یعنی سنجیدهشده، نه محافظهکارانه و نه خوشبینانه. این نوع پیشبینی به شما اطلاعات درستی برای برنامهریزی میدهد، چون نه ظرفیت را بیش از حد تخمین میزند و نه فرصت را از دست میدهد.
اما اگر بودجه همان هدف باشد، رفتار آدمها تغییر میکند. هر مسئول بودجه میخواهد ریسک نرسیدن به عدد را کم کند، پس عدد پایینتری میدهد. حتی اگر بگوید ۵۰/۵۰ است، در عمل پیشبینی او دیگر ۵۰/۵۰ نیست.
مثال عددی
فرض کنید مدیر فروش یک واحد در ذهنش پیشبینی ۱۰۰ واحد درآمد دارد.
| وضعیت | عدد بودجه | رفتار |
|---|---|---|
| بودجه = هدف | ۸۵ | مدیر برای امنیت پایینتر میدهد |
| بودجه جدا از هدف | ۱۰۰ | عدد صادقانه ثبت میشود |
وقتی عملکرد ۹۵ شد، در حالت اول «۱۰ درصد بالاتر از هدف» جشن میگیرید، در حالی که واقعیت این است که واحد از پیشبینی صادقانهاش ۵ درصد پایینتر بوده است. اگر نمیخواهید گمراه شوید، تحلیل انحراف بودجه و واقعی را روی عدد صادقانه انجام دهید.
هدف را از کجا بیاوریم؟
وقتی هدف جدا از بودجه باشد، پرسش بعدی این است که هدف چگونه تعیین میشود. پیشنهاد این است که هدف را بر پایهی انتظار سهامداران، سرمایهگذاران و وامدهندگان تعیین کنید. این کار چشمانداز بیرونی را وارد میکند و برنامهریزی داخلی را بیطرف نگه میدارد. مثلاً اگر سرمایهگذاران حداقل ۱۲ درصد رشد انتظار دارند، هدف باید همین چارچوب را بازتاب دهد، حتی اگر پیشبینی صادقانهی داخلی ۹ درصد باشد. تفاوت این دو عدد دقیقاً همان چیزی است که باید دربارهاش بحث کرد.
پیشبینی خوب در برابر پیشبینی عالی
پیشبینی پایینبهبالا (Bottom-up)
پیشبینی خوب پایینبهبالا فقط یک عدد نمیدهد. ریسکها و فرصتها را در نظر میگیرد و بازه میسازد. اما بهترین تیمها یک قدم جلوتر میروند: از این بازهها سناریو میسازند تا اگر نتیجه به انتهای بالا یا پایین بازه رسید، تصمیمگیری سریع باشد. برای این کار مدل مالی سناریومحور مفید است.
پیشبینی بالابهپایین (Top-down)
پیشبینی خوب بالابهپایین فقط عوامل داخلی را نمیبیند؛ عوامل بیرونی مثل تغییر بازار، مقررات یا رقابت را هم لحاظ میکند. پیشبینی عالی فقط شاخصهایی را انتخاب میکند که «ابطالپذیر» باشند؛ یعنی بتوان نتیجهی واقعی هر عامل را رصد کرد و بهصورت عینی دید عملکرد خوب بوده یا بد. شاخصی که هرگز نشود دربارهاش گفت «اشتباه بود»، در پیشبینی جایی ندارد.
نکتهی طلایی: اول پایینبهبالا
بیشتر شرکتها اول بالابهپایین را میسازند و بعد پایینبهبالا را، اما این کار باعث میشود انتظارهای بالابهپایین روی پایینبهبالا اثر بگذارد. بهتر است ترتیب را برعکس کنید. اگر مخالفتی بود، «نردههای محافظ» بگذارید: انتظارهای سطح بالا که پس از پایان بالابهپایین قابل تغییرند و ترجیحاً به برنامهریزی بلندمدت قبلی گره خوردهاند. تفاوت دو رویکرد را در بودجهریزی بالابهپایین و پایینبهبالا هم بخوانید.
مراحل عملی برای جداسازی بودجه و هدف
- در فرایند بودجه توضیح دهید که عدد بودجه برای برنامهریزی است و تنها مبنای ارزیابی نیست.
- هدف را جداگانه از انتظارهای بیرونی بسازید و منتشر کنید.
- تفاوت بودجه و هدف را بهصورت «شکاف» نشان دهید و برای پر کردنش برنامه بنویسید.
- در ارزیابی عملکرد، هم نسبت به هدف و هم نسبت به بودجه گزارش دهید.
- اگر مدیری بودجهی صادقانه داد و سپس عملکرد خوبی داشت، آن صداقت را تشویق کنید.
برای پیوند دادن این رویکرد با روشهای پیشبینی، تکنیکهای پیشبینی مالی را بخوانید.
پرسشهای متداول
آیا داشتن دو عدد، بودجه و هدف، سردرگمی نمیآورد؟ در ابتدا شاید، اما شفافیت بعدی ارزشش را دارد. با توضیح دلیل هر عدد، سردرگمی کم میشود.
اگر هدف و بودجه خیلی فاصله داشته باشند چه کنیم؟ این فاصله خودش یک خبر است. دربارهی آن گفتوگو کنید و برنامهی عملی برای پر کردنش بسازید.
آیا پیشبینی ۵۰/۵۰ یعنی همیشه اشتباه است؟ نه، یعنی در بلندمدت به همان اندازه که بالاتر میافتد پایینتر هم میافتد. اگر همیشه بالاتر یا پایینتر بود، سوگیری وجود دارد.
چگونه سوگیری پیشبینی را بسنجیم؟ خطای ۶ تا ۱۲ دورهی اخیر را نگاه کنید؛ اگر همه در یک جهتاند، پیشبینی بیطرف نیست.
جمعبندی
بودجه برای برنامهریزی است و هدف برای پاسخگویی. وقتی این دو را یکی میگیرید، رفتار بازیگونه شکل میگیرد؛ وقتی جدایشان میکنید، پیشبینی ۵۰/۵۰ به دست میآید. هدف را از انتظارهای بیرونی بسازید، اول پایینبهبالا را تهیه کنید و از شاخصهای ابطالپذیر استفاده کنید.