اگر شرکت شما فقط یک نوع پیشبینی مالی دارد، چیزی بیشتر از دقت را از دست میدهید. ترکیب پیشبینی بالابهپایین و پایینبهبالا هم سوگیری هر کدام را خنثی میکند و هم گفتگوهایی را راه میاندازد که بدون آن هرگز شکل نمیگرفت. در این نوشته میبینیم این دو روش چه فرقی دارند، هر کدام به کدام سمت خطا میکند و چگونه مقایسهی آنها به ایدههای تازه میرسد.
پیشبینی بالابهپایین چیست؟
این پیشبینی را معمولاً مالی یا مدیریت ارشد تهیه میکند. از نتیجهای که شرکت باید بتواند به آن برسد شروع میکنید و از آنجا به عقب استدلال میکنید: هر عامل مؤثر بر کسبوکار را جداگانه پیشبینی میکنید، مثل قیمتگذاری، تعداد مشتریان جدید، اثر تبلیغات، تخفیف و نوآوری محصول. نتیجه یک تصویر کلی و هدفمحور است. مشکل این روش آن است که تهیهکنندگانش کمی از عملیات روزمره دورند و از آنجا که از نتیجهی مطلوب شروع میکنند، معمولاً خوشبینتر از واقعیتاند.
پیشبینی پایینبهبالا چیست؟
این پیشبینی را تیمهای تجاری، یعنی بازاریابی، فروش، رشد یا محصول، آماده میکنند. از صفر شروع میکنید و اثر مورد انتظار هر پروژه یا ابتکار مهم را جداگانه میسنجید. جمع این برآوردها، پیشبینی نهایی را میسازد. سوگیری این روش برعکس است: چون افرادی که مسئول تحقق عددند آن را تهیه میکنند، ترجیح میدهند محتاطانه بنویسند تا بیش از انتظار نتیجه بگیرند.
دو مزیت داشتن هر دو پیشبینی
۱. سوگیری را خنثی میکنید
وقتی پیشبینی بالابهپایین خوشبین و پایینبهبالا محتاط است، مقایسهی این دو به شما بازهای میدهد که حقیقت احتمالاً در آن قرار دارد. نقطهی میانهی معقول، معمولاً از هر کدام بهتنهایی دقیقتر است. برای نمونه، اگر برآورد بالابهپایین درآمد ۱۲۰ میلیارد تومان و برآورد پایینبهبالا ۱۰۰ میلیارد باشد، مباحثه روی این ۲۰ میلیارد اختلاف به شما میگوید کدام فرضها واقعبینانهاند. برای آشنایی با سوگیری پیشبینی و راه اندازهگیری آن، سنجش و اصلاح سوگیری پیشبینی را ببینید.
۲. گفتگوهایی ایجاد میکنید که کسبوکار را جلو میبرد
اگر دو پیشبینی فاصلهی زیادی دارند، که معمولاً دارند، تهیهکنندگان هر کدام باید کنار هم بنشینند و تفاوتها را توضیح دهند. این فرصت خوبی است تا مردم بیرون از چارچوب فکر کنند. وقتی مجبورید مرحلهبهمرحله بگویید چگونه به عددی رسیدهاید و آن را توجیه کنید، عمیقتر از قبل فکر میکنید. تجربه نشان میدهد همین فرایند به ایدهها و فرصتهای تازه منجر میشود.
گامهای عملی برای ترکیب
- پیشبینی بالابهپایین را مالی یا مدیریت ارشد تهیه کند. عوامل داخلی و خارجی اثرگذار را فهرست و هرکدام را پیشبینی کنید.
- پیشبینی پایینبهبالا را تیمهای تجاری تهیه کنند. هر پروژه یا ابتکار جداگانه برآورد شود.
- دو عدد را مقایسه کنید. ببینید اختلاف از کجا میآید: فرض قیمت، حجم فروش، زمانبندی پروژه یا هزینه.
- جلسهی توضیح اختلاف برگزار کنید. هر طرف منطق خود را بگوید.
- عدد نهایی را با توجه به نتیجهی بحث تعیین کنید و فرضهای توافقشده را ثبت کنید.
نکتهی مهم این است که پیشبینی را از هدف جدا نگه دارید. اگر مدیران بدانند عدد پیشبینی همان هدف آنهاست، پیشبینی دستکاری میشود. دربارهی این تفکیک، جداسازی بودجه از هدف را بخوانید. همچنین برای درک تفاوتهای دو رویکرد در بودجهریزی، مقایسهی بودجهریزی بالابهپایین و پایینبهبالا مفید است.
یک اشتباه رایج
بعضی شرکتها هر دو پیشبینی را میسازند اما به محض دیدن اختلاف، عدد بالابهپایین را تحمیل میکنند. در این حالت هزینهی تهیهی دو پیشبینی را میپردازید ولی از مزیت آن بهره نمیبرید. هدف مقایسه، رسیدن به درک مشترک است، نه برندهشدن یک طرف.
پرسشهای متداول
آیا همیشه باید هر دو پیشبینی را تهیه کرد؟ برای پیشبینیهای مهم و پرریسک بله. برای پیشبینیهای کماهمیت ممکن است هزینهاش نیرزد.
کدام را اول تهیه کنیم؟ ترجیحاً هر دو را مستقل از هم تهیه کنید تا یکی روی دیگری اثر نگذارد.
اختلاف زیاد بین دو پیشبینی نشانهی چیست؟ نشانهی فرضهای متفاوت یا اطلاعات ناهمگون است و فرصتی برای گفتگو.
چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟ معمولاً مالی با توجه به نتیجهی مباحثه پیشنهاد میدهد و مدیریت ارشد تأیید میکند.
جمعبندی
پیشبینی بالابهپایین معمولاً به سمت خوشبینی و پایینبهبالا به سمت احتیاط متمایل است. مقایسهی آنها هم دقت را بالا میبرد و هم گفتگوهایی میسازد که ایدههای تازه به همراه دارد. پس بهجای انتخاب یکی، هر دو را بسازید و اختلاف را بحث کنید.