سرمایه در گردش و نقدینگی؛ چرا نقد مهم‌تر است

سرمایه در گردش و نقدینگی در نگاه اول دو روی یک سکه‌اند، اما در عمل می‌توانند داستان‌های متفاوتی تعریف کنند. شرکتی ممکن است سرمایه در گردش مثبت و نسبت جاری مطلوب داشته باشد و باز هم برای پرداخت قسط یا بهره دچار مضیقه شود. در این یادداشت تفاوت‌ها و ابزارهای بهتر را بررسی می‌کنیم.

سرمایه در گردش و نقدینگی؛ تعریف‌ها

سرمایه در گردش از تفاضل دارایی جاری و بدهی جاری به دست می‌آید:

سرمایه در گردش = دارایی جاری − بدهی جاری

نسبت جاری = دارایی جاری ÷ بدهی جاری

دارایی جاری شامل نقد، حساب‌های دریافتنی، موجودی کالا و پیش‌پرداخت‌هاست؛ یعنی هرچه انتظار می‌رود ظرف یک سال به نقد تبدیل یا مصرف شود. بدهی جاری شامل حساب‌های پرداختنی، هزینه‌های پرداخت‌نشده و بخش جاری بدهی بلندمدت (اقساطی که در ۱۲ ماه آینده سررسید می‌شوند) است.

معمولاً نسبت جاری بین ۱ تا ۲ مطلوب‌تر تلقی می‌شود، اما این فقط یک قاعده‌ی سرانگشتی است. شرکت خرده‌فروشی با گردش سریع موجودی ممکن است با نسبتی نزدیک به ۱ کاملاً سالم باشد و تولیدکننده‌ای با چرخه‌ی طولانی ساخت به نسبت بالاتری نیاز داشته باشد. معیار قضاوت، مقایسه با همان صنعت و روند خود شرکت در طول زمان است.

سه ضعف سرمایه در گردش

سرمایه در گردش به‌تنهایی سه نقطه‌ی کور مهم دارد.

۱. بدهی بلندمدت و بار بهره را نمی‌بیند. فقط بخش جاری بدهی در محاسبه وارد می‌شود. شرکتی می‌تواند وام سنگین بلندمدت بگیرد و نسبت جاری‌اش تغییر نکند، در حالی که هزینه‌ی بهره‌ی ثابتی هر ماه از نقد خارج می‌شود.

۲. سود و جریان نقد آینده را در نظر نمی‌گیرد. نسبت جاری عکسی از یک روز است. شرکتی که ماهانه نقد تولید می‌کند و شرکتی که ماهانه نقد می‌سوزاند، ممکن است در آن روز اعداد یکسانی داشته باشند.

۳. شامل اقلام کم‌نقدشونده است. مطالبات و موجودی در ترازنامه دارایی جاری‌اند، اما تبدیل آن‌ها به نقد زمان می‌برد و گاهی با تخفیف همراه است. مشتری دیر پرداخت می‌کند و کالای کندفروش را شاید فقط با قیمت پایین بتوان فروخت.

برای درک بهتر ریشه‌ی این مسئله، یادداشت چرا شرکت سودده نقدینگی ندارد؟ را هم ببینید.

نسبت آنی و نسبت نقدی؛ جایگزین‌های سخت‌گیرانه‌تر

برای حذف اقلام کم‌نقدشونده، دو نسبت رایج‌تر وجود دارد:

نسبت فرمول چه چیزی را کنار می‌گذارد
نسبت آنی (نقد + سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت + دریافتنی‌ها) ÷ بدهی جاری موجودی کالا و پیش‌پرداخت
نسبت نقدی (نقد + معادل نقد) ÷ بدهی جاری موجودی و دریافتنی‌ها

نسبت آنی فرض می‌کند مطالبات به‌موقع وصول می‌شوند؛ نسبت نقدی سخت‌گیرانه‌ترین نگاه است و می‌پرسد اگر فردا همه‌ی بدهی‌های جاری مطالبه شود، نقد موجود چند درصد آن را می‌پوشاند. هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد؛ هر سه را کنار هم و در روند چندساله بخوانید.

مثال عددی فرضی؛ وقتی نسبت جاری فریب می‌دهد

فرض کنید شرکتی کاملاً فرضی پیش از خرید اهرمی این ترازنامه‌ی ساده را دارد (اعداد به میلیون واحد پول):

  • نقد: ۲۰۰
  • حساب‌های دریافتنی: ۸۰۰
  • موجودی کالا: ۱٬۰۰۰
  • دارایی جاری: ۲٬۰۰۰
  • بدهی جاری: ۱٬۰۰۰

نتیجه: سرمایه در گردش ۱٬۰۰۰، نسبت جاری ۲٫۰، نسبت آنی ۱٫۰ و نسبت نقدی ۰٫۲.

حالا فرض کنید شرکت برای یک خرید اهرمی ۴٬۰۰۰ بدهی بلندمدت با نرخ بهره‌ی ۱۰٪ سالانه می‌گیرد. وجوه به فروشنده‌ی خرید پرداخت می‌شود، اصل وام فعلاً قسط جاری ندارد و دارایی و بدهی جاری دست‌نخورده می‌ماند. پس:

  • نسبت جاری همچنان ۲٫۰ است و سرمایه در گردش همچنان ۱٬۰۰۰.
  • بهره‌ی سالانه ۴۰۰ می‌شود، یعنی حدود ۳۳٫۳ در ماه.
  • با نقد ۲۰۰، فقط حدود ۶ ماه بهره پوشش داده می‌شود.
  • اگر سود عملیاتی (EBIT) سالانه ۵۰۰ باشد، پوشش بهره ۱٫۲۵ برابر است و تنها ۱۰۰ باقی می‌ماند.

هیچ‌کدام از این هشدارها در نسبت جاری دیده نمی‌شود. فشار از بدهی بلندمدت می‌آید و باید با نسبت‌هایی مثل پوشش بهره، DSCR یا برنامه‌ی نقدی پیش‌بینی‌شده سنجیده شود. درباره‌ی ارتباط پوشش و اهرم می‌توانید کاونانت‌های مالی و نسبت‌های اهرمی را بخوانید.

چه مقدار نقد کافی است

هیچ عدد جهانی‌ای برای نقد لازم وجود ندارد. چند عامل پاسخ را تعیین می‌کنند:

  • مرحله‌ی کسب‌وکار: شرکت نوپایی که هنوز نقد تولید نمی‌کند، به ذخیره‌ی بیشتری نیاز دارد.
  • نوسان فصلی: اگر درآمد در چند ماه متمرکز است، نقد باید شکاف ماه‌های کم‌فروش را پر کند.
  • تمرکز مشتری: وابستگی به یک یا دو مشتری بزرگ یعنی تأخیر یک پرداخت می‌تواند بحران بسازد.
  • وابستگی به تأمین‌کننده: اگر مجبور به پیش‌پرداخت یا پرداخت نقدی هستید، نیاز به نقد بالاتر است.
  • ثبات صنعت: صنعت با تقاضای باثبات حاشیه‌ی اطمینان کمتری لازم دارد.

برای تبدیل این عوامل به عدد، شاخص «روزهای نقد در دسترس» کاربردی است: نقد موجود را بر هزینه‌ی نقدی روزانه تقسیم کنید و ببینید چند روز دوام می‌آورید. سپس سناریوی بدبینانه بسازید و همین عدد را دوباره حساب کنید.

خطاهای رایج

  • تصمیم‌گیری فقط بر پایه‌ی نسبت جاری، بدون نگاه به ترکیب دارایی‌های جاری.
  • مقایسه‌ی نسبت‌ها بین صنایع متفاوت.
  • نادیده‌گرفتن سررسید بدهی‌های بلندمدت و بهره.
  • اعتماد به مطالبات و موجودی بدون بررسی قدمت و قابلیت فروش.
  • نگاه به ترازنامه‌ی پایان سال که ممکن است با وضعیت میان‌سال، به‌ویژه در کسب‌وکار فصلی، فرق کند.

اگر می‌خواهید سرمایه در گردش را در مدل مالی پیش‌بینی کنید، مدل‌سازی سرمایه در گردش با DSO و DPO نقطه‌ی شروع مناسبی است.

پرسش‌های متداول

آیا سرمایه در گردش منفی همیشه بد است؟

نه. بعضی کسب‌وکارها، مثل خرده‌فروشی با فروش نقدی و پرداخت مدت‌دار به تأمین‌کننده، به‌طور طبیعی سرمایه در گردش منفی دارند. مهم این است که جریان نقد پایدار و دسترسی به تأمین مالی تضمین باشد.

نسبت جاری بالا نشانه‌ی سلامت است؟

لزوماً نه. نسبت خیلی بالا ممکن است از انباشت موجودی کندفروش یا مطالبات معوق بیاید. ترکیب دارایی‌ها مهم‌تر از خود عدد است.

بین نسبت آنی و نقدی کدام را ببینم؟

هر دو. نسبت آنی تصویر واقع‌بینانه‌تری از توان پرداخت عادی می‌دهد و نسبت نقدی سخت‌ترین حالت را نشان می‌دهد.

آیا برای تحلیل نقدینگی صورت جریان نقد هم لازم است؟

بله. نسبت‌ها وضعیت یک تاریخ را می‌گویند؛ صورت جریان نقد و پیش‌بینی نقدی نشان می‌دهند وضعیت به کجا می‌رود.

جمع‌بندی

سرمایه در گردش و نقدینگی مکمل یکدیگرند، نه مترادف. نسبت جاری بدهی بلندمدت و بهره را نمی‌بیند، آینده را در نظر نمی‌گیرد و اقلام کم‌نقدشونده را هم نقد حساب می‌کند. نسبت آنی و نقدی، پوشش بهره و پیش‌بینی جریان نقد را کنار آن بگذارید و مقدار نقد لازم را با توجه به مرحله، فصلی‌بودن، تمرکز مشتری و تأمین‌کننده و ثبات صنعت تعیین کنید. اگر مجبورید فقط یک چیز را بپرسید، این باشد: «در بدترین سناریوی معقول، چند ماه نقد دارم؟»