انواع هیئتمدیره و تفویض اختیار؛ نقش مدیر مالی
مدیر مالی جدیدی که پا به اتاق هیئتمدیره میگذارد، پیش از هر چیز باید بداند با چه نوع هیئتی طرف است. هیئتمدیره فقط یک جلسهی فصلی نیست؛ ساختاری است که تعیین میکند چه کسی رأی میدهد، چه کسی نفوذ دارد و تصمیم واقعی کجا گرفته میشود. در این نوشته انواع هیئت، شیوهی تصمیمگیری و سند «تفویض اختیار» را مرور میکنیم.
اساسنامه، مصوبات و حدود اختیار هیئت
هر شرکت نوعی «قانون اساسی» دارد: اساسنامه، توافقنامهی سهامداران یا آییننامهی هیئت. نام آن اهمیتی ندارد؛ مهم این است که اختیار مدیران و موضوعات محفوظ برای سهامداران را روشن میکند. موضوعات محفوظ معمولاً اینها هستند:
- انتخاب و عزل اعضای هیئتمدیره
- تصویب سود تقسیمی
- انتخاب حسابرس
- تصویب پاداش و حقوق مدیران ارشد
اعضای هیئت تا وقتی در این حوزهها دخالت نکنند، آزادند هر چه به نفع سهامداران است انجام دهند.
سه نوع عضو هیئتمدیره
ترکیب اعضا نوع هیئت را مشخص میکند، نه برچسب «خصوصی» یا «بورسی». سه گروه داریم:
- مستقل: غیرموظف و بدون منفعت مالی با اهمیت در شرکت.
- غیرموظف ذینفع: غیرموظف است اما سهم یا منفعت مالی قابلتوجهی دارد.
- مدیریتی: مدیرعامل، مدیر مالی و دیگر مدیران اجرایی.
هیئت در کسبوکار کوچک و شرکت سرمایهگذارمحور
در کسبوکار کوچک و متوسط معمولاً مدیر، عضو هیئت و سهامدار یکی هستند؛ گاهی فقط یک یا دو نفر. سرعت تصمیم و همراستایی منافع در این ساختار بیرقیب است و تعارض منافع هم تقریباً وجود ندارد.
یک هشدار برای شرکتهای دو شریکه با سهم برابر: باید از قبل معلوم باشد در بنبست چه میشود. اگر شریک الف بخواهد و شریک ب نخواهد، پیشفرض «نه» است؟ یکی حق خرید سهم دیگری را دارد؟ هر پاسخی باشد باید مکتوب شود، پیش از آنکه مسئله شود. دیر یا زود یکی از دو اتفاق میافتد: مرگ یک شریک یا تصمیم او به فروش.
در شرکتهایی که صندوق سرمایهگذاری خصوصی پشتشان است، طراحی هیئت میخواهد سادگی و تمرکز شرکت کوچک را به بنگاهی بزرگتر ببرد. فاصلهی مالکان و مدیریت کم میشود و اغلب نمایندگان هیئت ۹۵ درصد یا بیشتر از سهام را نمایندگی میکنند. در چنین هیئتی رابطهی مدیر مالی با شرکای عملیاتی صندوق و سایر اعضا همهچیز است؛ اگر آنها به او شک کنند، ماندنش دشوار میشود. اعتماد دوطرفه باید ساخته شود.
هیئت شرکت بورسی و هیئت «نمایندگیشده»
در یک شرکت بورسی معمولی، هیئت ۸ تا ۱۲ عضو دارد که تقریباً همه مستقلاند و یک یا دو جایگاه به مدیرعامل و مدیر مالی میرسد. اعضا را مجمع سالانه انتخاب میکند. چون اکثریت با اعضای مستقل است، آنها میتوانند:
- برنامههای شما را رد کنند.
- مدیرعامل و مدیر مالی را برکنار کنند.
این ساختار دموکراتیک گاهی تصمیم بهتر میسازد و گاهی لابیگری و سیاستبازی. مهارتی که مدیر مالی چنین شرکتی باید سریعتر از هر مهارت دیگری یاد بگیرد، نفوذ در هیئتی است که رأی میدهد. کسی که فقط عدد میآورد، مفید است ولی بیاثر.
نوع دیگر، هیئت «نمایندگیشده» است: یک یا چند نفر از مدیریت با حق رأی خود بر هیئت سلطه دارند. نمونهی معروف بافت در برکشایر هاتاوی و زاکربرگ در متا است. در سهام دوکلاسه، حقوق مالی (سود و توزیع) و حقوق رأی از هم جدا میشوند. فرض کنید بنیانگذاری سهام ویژهای دارد که هر سهمش ۱۰ رأی دارد؛ ممکن است فقط حدود ۱۳ درصد از سود را ببرد اما بیش از ۵۰ درصد آرا را دارا باشد. چنین فردی هم حق تصویب دارد هم حق وتو، و در عمل اعضای هیئت مشاورش هستند. مدیر مالی در این فضا باید با شخصیتهای غالب کنار بیاید و وزن واقعی اعضای مستقل را بسنجد.
چگونه هیئت تصمیم میگیرد؟
تصمیمها معمولاً با رأی اکثریت در جلسه گرفته میشود، ولی در عمل بیشتر مسائل بدون رأیگیری حل میشوند. موضوعات مناقشهبرانگیز را رئیس هیئت پیش از جلسه با اعضا هماهنگ میکند. پس مدیر مالی باید پیش از جلسه بداند هر عضو چه فکر میکند.
تنش در هیئت باید متعادل باشد:
- هیئتی که هرگز مخالفت نمیکند احتمالاً چالش کافی نمیدهد.
- هیئتی که برای هر تصمیم رأیگیری میخواهد، بر سر یک خرج سرمایهای ساده هم توافق ندارد و گرفتار سیاست است.
وظیفهی مدیر مالی حل سیاست هیئت نیست، آن با رئیس هیئت است؛ اما با نقش «داور بیطرف و نگهبان واقعیت» میتواند آتش مناقشه را فرو بنشاند.
استراتژی هم مهم است. اگر هیئت مدام بر سر راهبرد بحث کند، یعنی راهبرد مورد توافقی وجود ندارد. با راهبرد تصویبشده، هیئت دروازهبان میشود و جلوی «سندروم شیء براق» را میگیرد. چرخهی برنامهریزی و برنامهی بلندمدت مرجع بخش بزرگی از تصمیمهای هیئت میشود. برای ساختن این چرخه میتوانید قالب گزارش هیئتمدیره را هم ببینید.
تفویض اختیار؛ سندی که مدیر مالی را درگیر میکند
هیئت معمولاً فهرستی تهیه میکند که میگوید شرکت بدون اجازهی هیئت چه کاری میتواند یا نمیتواند بکند. به آن تفویض اختیار میگویند: اختیاری که هیئت به مدیرعامل، مدیر مالی و مدیر عملیات میسپارد. معمولاً شامل این موارد است:
- ادغام و تملک
- خرج سرمایهای بیش از یک سقف
- تغییرات بزرگ راهبردی
- قراردادهای بلندمدت
فرض کنید سقف خرج سرمایهای بدون تأیید هیئت ۵ میلیارد باشد، اما معاون عملیات به ۷ میلیارد متعهد شود. از مدیر مالی انتظار میرود این تخطی را به هیئت گزارش کند و بعد باید توضیح دهد چرا کنترلهایش جلوی آن را نگرفتند. نقض این سند راهی سریع برای اخراج است و ناتوانی در جلوگیری از نقض آن هم برای مدیر مالی همینطور. در نقشهای واحد حسابداری میبینید این مسئولیت چگونه بین مدیر مالی و کنترلر پخش میشود.
پرسشهای متداول
آیا هیئتمدیره باید برای هر تصمیم رأی بگیرد؟
نه. رأیگیری باید برای تصمیمهای مهم و مناقشهبرانگیز باشد. اگر برای هر موضوع ساده رأی لازم میشود، یعنی هیئت راهبرد مشترک ندارد.
نوع هیئت را چه چیزی تعیین میکند؟
ترکیب اعضا: چند نفر مستقل، چند نفر ذینفع و چند نفر مدیریتیاند و رأی مؤثر در دست کیست. عنوان «بورسی» یا «خصوصی» بهتنهایی کافی نیست.
تفویض اختیار چه فرقی با موضوعات محفوظ سهامداران دارد؟
موضوعات محفوظ را سهامداران، معمولاً در مجمع، تصویب میکنند. تفویض اختیار را هیئت تعیین میکند و مشخص میکند مدیران اجرایی تا کجا بیاجازه عمل کنند.
سهام دوکلاسه چه ریسکی برای مدیر مالی دارد؟
وقتی یک نفر تقریباً همهی آرا را دارد، هیئت عملاً مشاور اوست و مدیر مالی بین تصمیمهای بنیانگذار و انتظارات بازار گیر میکند. رابطهی کاری خوب تعیینکننده است.
جمعبندی
- نوع هیئت را از ترکیب اعضا و توزیع رأی بشناسید، نه از عنوان.
- با برنامهی بلندمدت مشترک، هیئت را حول یک راهبرد جمع کنید تا تصمیمها روانتر شوند.
- تفویض اختیار را بشناسید و مراقب باشید کسی از آن عبور نکند؛ این از وظایف اصلی مدیر مالی است.