وقتی تورم در خبرها بالا میرود، بیشتر مردم دو واکنش دارند: یا وحشت میکنند، یا میخواهند بلافاصله سرمایهشان را جابهجا کنند. اما سرمایهگذاری بلندمدت با تصمیمهای ناگهانی شکل نمیگیرد. در این نوشته بررسی میکنیم تورم از چه راههایی روی شرکتها و بازار اثر میگذارد، چرا این اثر در کوتاهمدت دردناک اما در بلندمدت اغلب قابلتحمل است، و در چه شرایطی باید جدیتر نگرانش بود. اگر ابتدا میخواهید رابطهی نرخ بهره با ارزش را بفهمید، نوشتهی نرخ تنزیل و نرخ بهره را ببینید.
تورم از دو مسیر اثر میگذارد
تورم مستقیماً قیمت سهام را تعیین نمیکند. اثرش بیشتر از طریق نرخ بهره میآید، چون بانکهای مرکزی معمولاً برای مهار تورم نرخ بهره را بالا میبرند. این تغییر از دو مسیر وارد میشود.
مسیر شرکتها. وقتی نرخ بهره پایین است، شرکتهای جوان و هنوز زیانده میتوانند تقریباً بدون هزینهی مالی قرض بگیرند. زمانی که باید سودآور شوند به تعویق میافتد. با بالا رفتن نرخها، قرض گران میشود و همان شرکتی که بدون سود زنده بود، ناگهان باید یا سود بسازد یا منابع تازه پیدا کند. نبود سودآوری از یک ویژگی بیخطر به یک نقطهی ضعف تبدیل میشود.
مسیر سرمایهگذاران. وقتی بازدهی اوراق و سپردهها ناچیز است، سرمایهگذاران ناچارند برای کسب بازده به سمت سهام بروند. اما وقتی سپردهی بدون ریسک چند درصد قابلتوجه سود بدهد، سهام باید در رقابت با آن عدد بیاید و بخشی از پول از بازار سهام خارج میشود. نتیجه، فشار نزولی روی قیمتها است.
این دو مسیر توضیح میدهند چرا در دورههای تورم بالا، سهام رشدی و پرنوسان معمولاً بیشتر آسیب میبینند. بر این اساس، شرکتهایی که بدهی کمی دارند، سودآورند و قدرت افزایش قیمت دارند، معمولاً بهتر ایستادگی میکنند. البته هیچچیز تضمینی نیست.
ممکن است کوتاهمدت خیلی دردناک باشد
در دورهی تورم بالا و افزایش نرخ، سبد سرمایهگذاری بسیاری از افراد بخش بزرگی از ارزش خود را از دست داد. این تجربه واقعاً دردناک است و نباید آن را کوچک شمرد. کسی که در آن دوره بخش زیادی از داراییاش را از دست داده، نگرانیاش بیپایه نیست.
اما نگاه بلندمدت جنبهی دیگری هم دارد. چنین دورهای، در مقیاس چند دهه، تنها یک بخش کوتاه از مسیر است. در طول یک قرن گذشته، دورههایی با تورم دورقمی و دورههایی با کاهش قیمتها (تورم منفی) هم وجود داشته است، و بازار سهام در مجموع با بازدهی متوسط سالانهی نسبتاً بالا پیش رفته است. مسیر هیچوقت هموار نبوده و نخواهد بود، اما جهت کلی صعودی بوده است. این به معنای وعدهی آینده نیست، بلکه یادآوری است که تورم و بازار هر دو چرخه دارند.
چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟
اگر افق بلندمدت دارید، پذیرفتن اینکه گاهی از تغییر نرخ تورم آسیب میبینید و گاهی سود میبرید، معقولترین رویکرد است. اما چند گروه باید حساستر باشند:
- نزدیکشوندگان به بازنشستگی. هرچه به زمان برداشت نزدیکتر میشوید، فرصت جبران افت کمتر است. تورم و نرخ بهره میتواند روی ارزش سبد و قدرت خرید درآمد آیندهتان اثر جدی بگذارد.
- کسانی که پولشان را در چند سال آینده لازم دارند. این پول باید در گزینههای کمنوسان باشد.
- افراد با درآمد ثابت اسمی. اگر درآمد شما با تورم تعدیل نمیشود، قدرت خرید بهمرور میخوابد و باید برنامهی جبران داشته باشید.
- کسبوکارهایی با بدهی بالا و قیمتگذاری ضعیف. نمیتوانند هزینهها را به مشتری منتقل کنند.
ارزشگذاری همچنان مهم است
حرف زدن از دید بلندمدت به معنای نادیده گرفتن قیمت نیست. حتی در بهترین شرکتها، پرداخت قیمت بسیار بالا بازدهی آینده را کم میکند. شرکتی با مأموریت روشن، مزیت رقابتی پایدار و قیمت قابل قبول، فارغ از نرخ تورم لحظهای، شانس بهتری برای رسیدن به هدفهای مالی بلندمدت دارد. مثال ساده: اگر نرخ تنزیل بالا برود، شرکتی که اکثر جریان نقدیاش در آیندهی دور است بیشتر آسیب میبیند؛ پس قیمت پرداختی باید به آن آیندهی دور واقعبینانه نگاه کند. همچنین بخوانید مزیت رقابتی پایدار تا بدانید چگونه شرکتهایی را که توان انتقال هزینه دارند تشخیص دهید.
عملگرایی در برابر نگرانی
چند اصل به شما کمک میکند در زمان تورم بالا تصمیمهای بهتری بگیرید:
- اضطراریها را جدا کنید: برای هزینههای چند ماه آینده، ذخیرهی نقدی نگه دارید.
- بدهی گران را کم کنید: بدهی با نرخ متغیر در دورهی افزایش نرخ بسیار گران میشود.
- هزینهی سبد را پایین نگه دارید: کارمزد بالا در هر شرایطی بازدهی را میخورد.
- تصمیم را از خبر جدا کنید: قاعدهی خرید و فروش را از قبل بنویسید.
- درآمد خود را رشد دهید: مهارت و درآمد، مؤثرترین دارایی در برابر تورم است.
برای شرکتها هم همینطور: بودجهبندی با سناریوهای تورمی، تحلیل حساسیت روی هزینهها و بازنگری قیمتگذاری هر فصل کمک میکند.
سؤالات متداول
آیا سهام در برابر تورم محافظت میکند؟ در بلندمدت، سهام شرکتهایی که میتوانند قیمتهایشان را بالا ببرند معمولاً بخشی از اثر تورم را جبران میکند، اما در کوتاهمدت ممکن است برعکس عمل کند.
اگر تورم بالاست باید سهام را فروخت؟ پاسخ ثابت وجود ندارد. بستگی به افق زمانی، نیاز نقدینگی و ساختار سبد دارد. فروش هیجانی در بدترین لحظه اغلب زیان را قطعی میکند.
نرخ بهرهی بالا یعنی تورم تمام شده است؟ لزوماً نه. نرخ بهره ابزار مهار تورم است و اثر آن با تأخیر ظاهر میشود.
مدیر مالی شرکت چه کند؟ قراردادها را برای نرخهای متغیر بازبینی کند، موجودی را مدیریت کند و قیمتگذاری را با هزینهها هماهنگ نگه دارد.
جمعبندی
تورم از طریق نرخ بهره روی شرکتها و رفتار سرمایهگذاران اثر میگذارد و کوتاهمدت میتواند دردناک باشد. اما برای کسی که افق بلندمدت دارد، تمرکز بر کیفیت شرکتها، قیمت معقول و مدیریت ریسک شخصی مهمتر از پیشبینی نرخ تورم است. نزدیکشوندگان به بازنشستگی و کسانی که بهزودی پول لازم دارند باید محتاطتر باشند.