سرمایه‌گذاری

رشد از راه خرید شرکت‌ها؛ درس ۱۳ میلیارد دلاری سرمایه‌گذاران

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

شرکتی را تصور کنید که هر سال رشد درآمد چشمگیری گزارش می‌دهد. در نگاه اول عالی است، اما اگر این رشد از خرید شرکت‌های دیگر آمده باشد، باید محتاط‌تر بود. در این یادداشت با یک مثال واقعی از حوزه‌ی سلامت دیجیتال می‌بینید چرا «رشد از راه خرید» ریسک دارد، سرقفلی چیست، و چه درس‌هایی برای سرمایه‌گذاران عادی دارد.

ماجرای یک شرکت سلامت دیجیتال

یک سرمایه‌گذار را فرض کنید که دو حوزه‌ی مورد علاقه‌اش فناوری و سلامت است. شرکتی در همین نقطه‌ی تلاقی، یعنی ارائه‌ی خدمات پزشکی از راه دور، سال‌ها زیر نظرش بود. چرخه‌ی ویزیت تلفنی و آنلاین رشد سریعی داشت و ظاهراً همه‌چیز برای سرمایه‌گذاری مهیا بود. اما او هرگز سهمش را نخرید. دلیلش؟ راهبرد «رشد با خرید شرکت‌ها».

آن شرکت سال‌ها با خرید رقبا و شرکت‌های مکمل، نرخ رشد درآمدش را بالا برده بود. درآمدها چشمگیر شد، اما این روش ریسک‌های بلندمدت دارد. نتیجه چه شد؟ چند سال تصمیم او احمقانه به نظر می‌رسید. اما در سال ۲۰۲۲ تصویر عوض شد.

۱۳ میلیارد دلار «کم‌دقتی»

آن شرکت در یک سال بیش از ۱۳ میلیارد دلار هزینه‌ی کاهش ارزش سرقفلی ثبت کرد. ترجمه‌ی ساده‌اش این است: «بابت خریدهایمان خیلی بیشتر از ارزش واقعی پول داده بودیم.» برای درک مقیاس، این رقم بیش از سه برابر کل ارزش بازار شرکت در آن زمان (حدود ۴ میلیارد دلار) بود.

سرقفلی چیست؟

وقتی شرکتی، شرکت دیگری را می‌خرد، اغلب بیش از ارزش دفتری دارایی‌های آن می‌پردازد. مثلاً شرکت الف را به ۱۰۰ میلیون می‌خرد، اما ارزش منصفانه‌ی دارایی‌های مشخص آن، ۶۰ میلیون است. مابه‌التفاوت، یعنی ۴۰ میلیون، در ترازنامه با عنوان سرقفلی ثبت می‌شود. یعنی پولی که برای برندسازی، مشتری‌ها، نیروی انسانی و «انتظار آینده» پرداخت شده است.

اگر بعدها معلوم شود آن انتظار محقق نمی‌شود، شرکت باید سرقفلی را کاهش دهد. این کار یک هزینه‌ی بزرگ و غیرنقدی در صورت سود و زیان است، اما پیام روشنی دارد: سرمایه‌گذاری قبلی ارزش ندارد.

درباره‌ی نشانه‌های ضعف در ترازنامه، می‌توانید علائم هشدار ترازنامه؛ هفت نشانه‌ی ضعف مالی شرکت را هم بخوانید.

چرا خرید شرکت‌ها اغلب شکست می‌خورد؟

مطالعات متعدد نشان داده‌اند که حدود ۸۰ درصد خریدها انتظارات را برآورده نمی‌کنند. دلایل رایج:

  • پرداخت بیش از حد. مدیران، به‌ویژه وقتی رقابت برای یک معامله وجود دارد، قیمت را بالا می‌برند.
  • خوش‌بینی بیش از حد. برآورد صرفه‌جویی هزینه و هم‌افزایی معمولاً بیش از واقعیت است.
  • مشکلات ادغام. فرهنگ، سامانه‌ها و مشتریان به‌سادگی با هم یکی نمی‌شوند.
  • رشد خریدشده، رشد پایدار نیست. اگر هسته‌ی کسب‌وکار به‌تنهایی رشد نکند، با تمام‌شدن خریدها رشد هم تمام می‌شود.

دو درس مهم برای سرمایه‌گذاران

درس اول: محتاط باشید، به‌ویژه اگر شرکت زیان‌ده است

وقتی شرکتی هم سودآور نیست و هم رشدش را با خرید شرکت‌ها تأمین می‌کند، ریسک دو برابر می‌شود. هر خرید جدید ممکن است بدهی بیشتر، سرقفلی بیشتر و تعهد بیشتر بیاورد. به رشد «ارگانیک» یعنی رشدی که از فروش بیشتر به مشتریان کنونی و جدید می‌آید، بیشتر اعتماد کنید.

درس دوم: ارزش‌گذاری حتی برای حرفه‌ای‌ها دشوار است

به احتمال زیاد آن شرکت از مدل‌های ارزش‌گذاری پیچیده‌ای که بانک‌های سرمایه‌گذاری با حقوق‌های بالا تهیه کرده بودند استفاده کرده بود تا توجیه کند خریدهایش منطقی است. اما کاهش ارزش سرقفلی نشان داد چنین مدل‌هایی چقدر سریع می‌توانند فرو بریزند.

اگر حرفه‌ای‌ها هم این‌گونه اشتباه می‌کنند، سرمایه‌گذار فردی را با چالش بیشتری مواجه می‌بینیم. برای او فقط یک روش ارزش‌گذاری کافی نیست: باید روش‌های مختلف (بازار قابل‌دسترس، جریان نقدی تنزیل‌شده، ضرایب) و نگاه‌های مختلف (رشدی، ارزشی، ترکیبی) را بشناسد. اینکه نرخ تنزیل و نرخ بهره چطور ارزش را تغییر می‌دهند نمونه‌ای از همین پیچیدگی‌هاست.

چک‌لیست بررسی شرکت‌های خریدار

وقتی سراغ شرکتی می‌روید که رشدش را با خرید می‌سازد، این پرسش‌ها را از خودتان بپرسید:

  1. سهم رشد ارگانیک از رشد کل چقدر است؟
  2. نسبت سرقفلی به کل دارایی‌ها چقدر بالا رفته است؟
  3. شرکت در خریدهای قبلی چقدر موفق بوده است؟ آیا کاهش ارزش سرقفلی سابقه دارد؟
  4. بدهی برای خریدها تأمین شده یا از جریان نقدی؟
  5. آیا سود عملیاتی و جریان نقدی آزاد هم همراه درآمد رشد می‌کنند؟
  6. مدیریت درباره‌ی هدف و نتیجه‌ی هر خرید شفاف توضیح می‌دهد؟

یک مثال عددی ساده

فرض کنید شرکتی با ۱۰۰ میلیارد تومان درآمد، در سال ۳۰ میلیارد تومان درآمد از خرید شرکت‌های دیگر اضافه می‌کند. گزارش می‌دهد درآمدش ۳۰٪ رشد کرده است. اما درآمد ارگانیک اگر فقط ۲٪ رشد کرده باشد، یعنی ۲۸ میلیارد از ۳۰ میلیارد رشد از خرید آمده است. اگر سال بعد خرید جدید نباشد، رشد به همان ۲٪ برمی‌گردد. در همان حال سرقفلی و بدهی روی ترازنامه مانده‌اند.

پرسش‌های متداول

آیا همه‌ی خریدها بد هستند؟ خیر. خریدهای هوشمندانه با قیمت منطقی و ادغام درست می‌توانند ارزش بسازند. مسئله، اتکای بیش از حد به خرید به‌عنوان تنها منبع رشد است.

کاهش ارزش سرقفلی پول نقد از شرکت خارج می‌کند؟ خود این هزینه غیرنقدی است، اما نشان می‌دهد پول نقدی که قبلاً برای خرید پرداخت شده، بازدهی لازم را نداشته است.

رشد ارگانیک را از کجا بفهمم؟ معمولاً در گزارش‌های سالانه یا توضیحات مدیریت، رشد بدون احتساب خریدها جداگانه گزارش می‌شود.

آیا سهم شرکت پس از کاهش ارزش سرقفلی ارزان می‌شود؟ ممکن است اما تضمینی نیست. باید دید ریشه‌ی مشکل چیست و آیا کسب‌وکار اصلی سالم است.

جمع‌بندی

رشد از راه خرید ظاهر جذابی دارد، اما اگر با پرداخت بیش از حد، بدهی و عملکرد ضعیف همراه باشد، می‌تواند در ترازنامه یک هزینه‌ی چند میلیارد دلاری باقی بگذارد. از دل چنین ماجراهایی دو نتیجه می‌گیریم: با شرکت‌های زیان‌ده که با خرید رشد می‌کنند محتاط باشید و بدانید که ارزش‌گذاری، حتی برای متخصصان، کار آسانی نیست. در بررسی بعدی‌تان، سهم رشد ارگانیک و سرقفلی را حتماً چک کنید.