اگر به شما پیشنهاد شود با چند شرط جذاب تبدیل به یک موجود فراطبیعی شوید که عمر جاودان و ثروت و تواناییهای ویژه دارد، قبول میکنید؟ بیشتر مردم در نگاه اول «نه» میگویند، اما وقتی شرطها را جذابتر کنیم، تصمیم سختتر میشود. فیلسوفان میگویند مشکل اینجاست: تا وقتی آن تجربه را نداشته باشید، نمیتوانید بدانید چه حسی دارد، پس انتخاب عقلانی تقریباً ممکن نیست. حالا همین قیاس را دربارهی «سرمایهگذار بزرگ شدن» به کار ببریم، با یک تفاوت: این بار تصویر، جذابیت کمتری از آنچه تصور میکنید دارد.
آزمایشی دربارهی احساسات و تصمیم مالی
پژوهشگران در سال ۲۰۰۵ بازی سادهای طراحی کردند: بیست دور پرتاب سکه. هر شرکتکننده با ۲۰ دلار شروع میکرد؛ اگر درست حدس میزد، ۲٫۵ دلار میبرد و اگر غلط حدس میزد، یک دلار میباخت. از نظر ریاضی، ادامهدادن در این بازی هر بار سودمند است، چون برد بیشتر از باخت است.
نتیجهی جالب این بود که یک گروه از بقیه بهتر عمل کردند: افرادی که به دلیل آسیب مغزی، توانایی احساس برخی هیجانها را از دست داده بودند. آنها بعد از باخت نمیترسیدند، پس بازی را ادامه میدادند و در نهایت پول بیشتری به دست آوردند.
این یافته گاهی به این شکل خلاصه میشود که بهترین سرمایهگذاران ممکن است کسانی باشند که احساسات کمتری دارند. اما باید با احتیاط به آن نگاه کرد: این یک آزمایش خاص است و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که سرمایهگذاران موفق واقعی بیاحساساند. با این حال، سؤال مهمی مطرح میکند: آیا میخواهیم برای بهتر سرمایهگذاری کردن، هیجانهایمان را خاموش کنیم؟
هزینهی بیاحساسی
بسیاری از سرمایهگذاران به عقلانیت و کنترل هیجان افتخار میکنند. اما اگر بخواهید احساسات را در یک بخش از زندگی خاموش کنید، احتمالاً در بخشهای دیگر هم خاموش میشوند. تصور کنید برای بقیهی عمر هیچ شادی، هیجان یا رضایتی حس نکنید. ثروت و موفقیت در سرمایهگذاری با چنین قیمتی ارزش دارد؟
بنابراین هدف این نیست که بدون احساس شویم. هدف این است که احساسات را احساس کنیم، اما بر اساس آنها تصمیم نگیریم.
راه سوم: پذیرش آگاهانه
خوشبختانه راهی هست که نه سرکوب احساسات لازم دارد و نه تسلیم شدن به آنها: تمرین پذیرش آگاهانه (Mindfulness). یعنی هر هیجان را همان لحظه که ظاهر میشود ببینید، بپذیرید و اجازه دهید بگذرد، بدون اینکه آن را سرکوب کنید یا بر اساسش عمل کنید.
دو موقعیت مهم در سرمایهگذاری را در نظر بگیرید.
وقتی سبد ۵۰ درصد بالا میرود
هیجان و غرور طبیعی است. اجازه دهید این احساس خوب را حس کنید، اما مراقب باشید به اعتمادبهنفس بیش از حد تبدیل نشود. صدای درونی که میگوید «من نابغهام» همان صدایی است که شما را به ریسکهای بزرگتر و غیرضروری میکشاند.
وقتی سبد نصف میشود
درد واقعی و دشوار است. غریزه میگوید «همهچیز را بفروش تا این درد تمام شود». پذیرش آگاهانه یعنی این درد را حس کنید، اما اجازه ندهید دستور فروش صادر کند. فروش تحت فشار هیجانی معمولاً در بدترین زمان ممکن اتفاق میافتد. دربارهی گذر از همین دورهها، این هم میگذرد؛ نگاهی به بازار نزولی را بخوانید.
چطور پذیرش آگاهانه را تمرین کنیم؟
این مهارت ساده نیست و شاید یکی از سختترین کارهایی باشد که یاد میگیرید. اما با تمرین قابلیادگیری است. چند پیشنهاد عملی:
- هیجان را نام ببرید. وقتی قیمت سبد حرکت بزرگی میکند، بگویید: «الان ترس دارم» یا «الان هیجانزدهام». نامگذاری ساده فاصله ایجاد میکند.
- قبل از هر اقدام مهلت بگذارید. قانونی بگذارید که پس از افت یا رشد بزرگ، تا ۲۴ ساعت هیچ معاملهای نکنید.
- به قواعد از پیش نوشته رجوع کنید. معیارهای خرید و فروش را در زمان آرامش بنویسید. معیارهای خروج از سرمایهگذاری نمونهای از این قواعد است.
- نوسان قیمت را با ارزش واقعی اشتباه نگیرید. قیمت سهم هر روز تغییر میکند، اما ارزش کسبوکار هر روز تغییر نمیکند.
- تمرینهای ذهنآگاهی روزانه انجام دهید. حتی ده دقیقه تمرکز بر تنفس میتواند توانایی مشاهدهی هیجان بدون واکنش را تقویت کند.
درس زندگی، درس سرمایهگذاری
استاد معنوی معروفی دربارهی پذیرش لحظهی حاضر میگوید وقتی در همان نقطهی زمان و مکان که هستیم بایستیم، و نه سرکوب کنیم، نه دیگران را سرزنش کنیم و نه خود را، با قلب خودمان روبهرو میشویم و دیگر جایی برای غرور و چسبیدن به آرمانها باقی نمیماند.
او این را دربارهی زندگی میگوید، نه سرمایهگذاری. اما بسیاری از درسهای مهم زندگی را میتوان برای سرمایهگذار بهتر شدن هم به کار برد. فروتنی ناشی از پذیرش، سرمایهگذار را از دو خطای بزرگ حفظ میکند: غرور در صعود و وحشت در سقوط. اگر به دلایل روانی پشت اهداف مالی علاقه دارید، اهداف مالی و معنای عمیقتر آنها را هم ببینید.
پرسشهای متداول
آیا سرمایهگذار خوب باید احساسات خود را کنترل کند؟ «کنترل» ممکن است گمراهکننده باشد. هدف حذف احساس نیست؛ هدف این است که اجازه ندهید احساس مستقیماً به معامله تبدیل شود.
پذیرش آگاهانه با بیتفاوتی یکی است؟ نه. در پذیرش آگاهانه احساس را عمیقاً حس میکنید، فقط بر اساس آن عمل نمیکنید.
چقدر زمان لازم است تا این مهارت ساخته شود؟ مثل هر مهارت دیگر، به تمرین مداوم نیاز دارد. نتیجهی قابلتوجه معمولاً پس از ماهها تمرین دیده میشود، نه چند روز.
آیا قوانین از پیش نوشتهشده کمک میکنند؟ بله. قوانین مکتوب در لحظهی بحران جای تصمیم هیجانی را میگیرند و کمک میکنند به برنامه وفادار بمانید.
جمعبندی
سرمایهگذار موفق لازم نیست بیاحساس باشد. اتفاقاً چنین انتخابی هزینهی سنگینی برای کیفیت زندگی دارد. راه بهتر، پذیرش آگاهانهی هیجانهاست: در صعود غرور را و در سقوط ترس را حس کنید، اما اجازه ندهید جای تصمیمگیری منطقی را بگیرند. این مهارت آسان نیست، اما ارزش تلاش دارد؛ چون هم سرمایهگذاری شما را بهتر میکند و هم زندگیتان را.