سرمایه‌گذاری

فصل گزارش‌های مالی؛ چرا نتایج شرکت مهم‌تر از نوسان بازار است

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

شاید این جمله را شنیده باشید: اگر در سی سال گذشته بهترین ۳۰ روز بازار سهام را از دست می‌دادید، بازده‌تان نابود می‌شد. داده‌ها هم این را تأیید می‌کنند. اما سرمایه‌گذاران تازه‌کار دو نکته‌ی مهم را از این جمله نمی‌گیرند. در این نوشته می‌بینیم فصل گزارش‌های مالی چه نقشی دارد و چرا برای سرمایه‌گذار بلندمدت، نتایج شرکت از نوسان روزانه‌ی بازار مهم‌تر است.

پیام درست و دو نکته‌ی پنهان

روح این جمله درست است: وقتی بازار نوسان دارد نفروشید. ولی دو نکته معمولاً دیده نمی‌شود:

  1. روزهای بد کنار روزهای خوب‌اند. بدترین روزهای بازار اغلب در همان هفته‌ای هستند که بهترین روزها رخ می‌دهد. مثلاً از اول سال ۲۰۰۹ تا اواسط مارس همان سال، شاخص ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی ۲۷ درصد افت کرد؛ اما در همین بازه ۵ روز بود که بازار دست‌کم ۲ درصد بالا پرید. نوسان در هر دو جهت اتفاق می‌افتد. اگر کسی بخواهد فقط روزهای خوب را بگیرد، عملاً باید روزهای بد را هم حدس بزند که شدنی نیست.
  2. سهم‌های تکی با شاخص یکی نیستند. البته همه‌ی سهم‌ها تحت تأثیر حرکت‌های بزرگ شاخص‌اند، اما در بازه‌ی چند دهه، بهترین سرمایه‌گذاری‌ها همراه بازار حرکت نمی‌کنند.

قطعه‌ی گمشده: نتایج شرکت

چیزی که برای سرمایه‌گذار بلندمدت ناگفته می‌ماند این است: هیچ چیز به اندازه‌ی نتایج شرکت قیمت سهم را در بلندمدت تعیین نمی‌کند، و بیشترین اطلاعات درباره‌ی نتایج در فصل گزارش‌های مالی منتشر می‌شود.

یعنی اگر دنبال زمانی هستید که سرمایه‌گذاری‌هایتان کم‌کم، و به شکل مثبت، از حرکت‌های کل بازار جدا شود، فصل گزارش‌ها همان زمان است. شرکتی که نتایج خوب پشت سر هم می‌آورد در بلندمدت از بازار فاصله می‌گیرد؛ شرکتی که نتایجش بد است هم همین‌طور، در جهت مخالف.

چرا نتایج شرکت در بلندمدت تعیین‌کننده‌اند؟

قیمت سهم در کوتاه‌مدت بازتاب خوش‌بینی و بدبینی جمعی است، اما در بلندمدت به سودآوری، رشد و نقدینگی شرکت گره می‌خورد. اگر درآمد و سود شرکتی سال‌ها رشد کند، دیر یا زود قیمتش هم بالا می‌رود؛ و اگر نتایج مدام ضعیف شود، حتی بازار صعودی هم نمی‌تواند سهم را نجات دهد. به همین دلیل سرمایه‌گذار بلندمدت به‌جای پیگیری عنوان‌های خبری روزانه، بهتر است هر سه ماه نتایج را با فرضیه‌ی خرید مقایسه کند.

برای این مقایسه یک جدول ساده بسازید: در ستون اول فرضیه‌ی اولیه را بنویسید (مثلاً رشد درآمد، حاشیه‌ی سود یا سهم بازار)، در ستون دوم نتیجه‌ی واقعی هر فصل و در ستون سوم یادداشت کوتاهی درباره‌ی علت تفاوت. بعد از چند فصل، الگوی روشنی خواهید دید و دیگر لازم نیست با هر نوسان قیمت تصمیم بگیرید.

چطور از فصل گزارش‌ها استفاده کنیم؟

نه باید از یک گزارش وحشت کرد و نه از آن سر ذوق زد. ولی فصل گزارش‌ها جایی است که شواهد واقعی برای آزمودن فرضیه‌ی اولیه‌ی سرمایه‌گذاری شما پیدا می‌شود. چند پرسش ساده:

یک مثال عددی ساده

فرض کنید شما سهم شرکتی را خریده‌اید چون انتظار دارید درآمدش سالانه ۱۵ درصد رشد کند. در چهار فصل پیاپی درآمد ۱۴، ۱۶، ۱۵ و ۱۷ درصد رشد می‌کند. این شواهد فرضیه‌ی شما را تقویت می‌کند، حتی اگر قیمت سهم در همان مدت به‌خاطر شرایط بازار کم‌وزیاد شده باشد. اما اگر رشد ۱۴، ۹، ۶ و ۳ درصد باشد، حتی با قیمت بالا بودن سهم، فرضیه ضعیف شده است. در هر دو حالت ملاک تصمیم، نتایج است، نه نوسان قیمت.

پرسش‌های متداول

آیا باید پیش از هر گزارش سهم را بفروشم یا بخرم؟ نه. هدف این است که گزارش را وسیله‌ی بررسی فرضیه‌تان کنید، نه فرصت قمار.

آیا یک گزارش بد یعنی باید بفروشم؟ نه لزوماً. دنبال الگو باشید؛ چند فصل پیاپی و علت‌های ساختاری مهم‌ترند.

چرا نباید زمان‌بندی بازار کنم؟ چون روزهای بهترین و بدترین بازار نزدیک هم‌اند و پیش‌بینی‌شان تقریباً ناممکن است. هزینه‌ی خروج در زمان اشتباه می‌تواند بازده را بسیار کم کند.

فصل گزارش‌ها هر چند وقت یک‌بار است؟ معمولاً فصلی؛ یعنی چهار بار در سال برای بیشتر شرکت‌های بورسی.

جمع‌بندی

جمله‌ی مشهور درباره‌ی از دست‌دادن بهترین روزهای بازار، پیام درستی دارد، اما دو نکته‌ی مهم را پنهان می‌کند: روزهای بد و خوب کنار هم‌اند و سهم‌های تکی در بلندمدت از بازار جدا می‌شوند. برای سرمایه‌گذار بلندمدت، فصل گزارش‌ها بهترین فرصت برای آزمودن فرضیه‌ی سرمایه‌گذاری با شواهد واقعی است. به نتایج نگاه کنید، نه به هیاهو.