چطور بفهمیم مدیران یک شرکت با پول سهامداران کار خوبی میکنند؟ سه نسبت پرکاربرد یعنی ROIC، ROE و ROA جواب سریعی میدهند. هر کدام از زاویهای میسنجند شرکت سرمایهاش را چقدر مؤثر به سود تبدیل میکند. در این نوشته فرمول هر کدام، تفسیرشان، نکتههای خطا و یک مثال عددی ساده را میبینیم.
چرا این سه نسبت مهماند؟
تخصیص سرمایه یعنی شرکت سودش را چطور خرج میکند: سرمایهگذاری مجدد، تملک، تقویت ترازنامه، سود تقسیمی یا بازخرید سهام. پیش از بررسی دقیق هر گزینه، لازم است ابزاری داشته باشیم که کیفیت کلی این تصمیمها را بسنجد. این سه نسبت همان ابزارند.
۱. بازده سرمایه بهکاررفته (ROIC)
ROIC نشان میدهد شرکت چقدر مؤثر سرمایهاش را در راههای سودآور به کار میبرد.
فرمول: ROIC برابر است با سود عملیاتی خالص پس از مالیات (NOPAT) تقسیم بر سرمایه بهکاررفته.
- NOPAT سود عملیاتی شرکت بعد از کسر مالیات است و بدون اثر هزینهی بهره، تصویر روشنتری از قدرت سودآوری ذاتی کسبوکار میدهد.
- سرمایهی بهکاررفته مجموع بدهی و حقوق صاحبان سهامی است که شرکت جذب کرده است.
برای تصور آسان، شرکت را یک حساب پسانداز در نظر بگیرید. سپردهها همان سرمایهی بهکاررفتهاند، یعنی آنچه مالکان در شرکت گذاشتهاند. NOPAT سودی است که حساب هر سال میدهد. ROIC درصدی است که نشان میدهد این سپردهها چه نرخی بازده میدهند.
نکتهی کلیدی: ROIC را باید با هزینهی میانگین موزون سرمایه (WACC) مقایسه کرد. WACC نشان میدهد تأمین مالی شرکت چقدر هزینه دارد. اگر ROIC بیشتر از WACC باشد، شرکت برای سهامداران ارزش میسازد؛ اگر کمتر باشد، ارزش را از بین میبرد.
۲. بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
ROE نشان میدهد شرکت با سرمایهی سهامداران چقدر مؤثر سود میسازد.
فرمول: ROE برابر است با سود خالص تقسیم بر حقوق صاحبان سهام (میانگین حقوق صاحبان سهام در یک دوره).
هرچه ROE بالاتر باشد، شرکت حقوق صاحبان سهام را بهتر به سود تبدیل کرده است. اما یک دام مهم دارد: اگر شرکت سهام زیادی بازخرید کند، ROE بهطور غیرعادی بالا به نظر میرسد، چون بازخرید، مخرج (حقوق صاحبان سهام) را کم میکند. بازخرید میتواند راه خوبی برای پاداشدادن به سهامداران باشد، ولی محاسبهی ROE را کج میکند.
۳. بازده داراییها (ROA)
ROA نشان میدهد شرکت از داراییهایش چقدر مؤثر برای ساختن سود استفاده میکند. برخلاف ROE، بدهی شرکت را هم در نظر میگیرد.
فرمول (طبق تعریف این نوشته): ROA برابر است با NOPAT تقسیم بر کل داراییهای ترازنامه. (در بعضی منابع بهجای NOPAT از سود خالص استفاده میشود؛ مهم این است که فرمول را در مقایسهها ثابت نگه دارید.)
برای فهم بهتر داراییها، ترازنامه به زبان ساده را بخوانید.
یک مثال عددی ساده
فرض کنید شرکتی با این اعداد (فرضی) داریم:
- NOPAT: ۱۲۰ میلیون
- سرمایهی بهکاررفته: ۱٬۰۰۰ میلیون
- سود خالص: ۹۰ میلیون
- میانگین حقوق صاحبان سهام: ۶۰۰ میلیون
- کل داراییها: ۱٬۵۰۰ میلیون
- WACC: ۹٪
آنگاه:
- ROIC = ۱۲۰ ÷ ۱٬۰۰۰ = ۱۲٪ که از WACC یعنی ۹٪ بیشتر است؛ شرکت ارزش میسازد.
- ROE = ۹۰ ÷ ۶۰۰ = ۱۵٪
- ROA = ۱۲۰ ÷ ۱٬۵۰۰ = ۸٪
اگر همین شرکت بخشی از سهامش را بازخرید کند و حقوق صاحبان سهام به ۴۰۰ میلیون برسد، ROE به ۹۰ ÷ ۴۰۰ = ۲۲٫۵٪ میرسد، بیآنکه سودآوری واقعی کسبوکار تغییر کرده باشد. این مثال نشان میدهد چرا ROE بهتنهایی کافی نیست.
چند نکتهی پایانی
- با رقبای همصنعت مقایسه کنید. مقایسهی ROA یک بانک با یک شرکت نرمافزاری معنا ندارد، چون ساختار داراییشان کاملاً متفاوت است.
- روند چندساله را ببینید. یک عدد منفرد کماطلاعات است؛ پایداری در چند سال معنادار است.
- لازم نیست هر بار دستی حساب کنید. درک منطق فرمولها خوب است، اما بسیاری از سامانههای دادهی مالی این اعداد را آماده ارائه میکنند.
- همراه با اعداد دیگر بخوانید. برای کاملشدن تصویر، سود خالص گمراهکننده و جریان نقد آزاد را هم ببینید.
پرسشهای متداول
کدام نسبت بهتر است؟ هیچکدام بهتنهایی کافی نیستند. ROIC بهترین نسبت برای سنجش کیفیت تخصیص سرمایه است، ROE دید سهامدار را نشان میدهد و ROA کارایی داراییها را.
چرا ROIC را با WACC مقایسه میکنیم؟ چون تنها وقتی شرکت ارزش میسازد که بازده سرمایهاش از هزینهی تأمین آن بیشتر باشد.
ROE بالا همیشه خوب است؟ نه. ممکن است بهخاطر بدهی زیاد یا بازخرید سهام باشد و ریسک را پنهان کند.
این نسبتها برای همهی شرکتها قابل مقایسه است؟ فقط در صنعتهای مشابه معنادارند.
جمعبندی
ROIC، ROE و ROA سه ابزار ساده برای سنجش کیفیت تخصیص سرمایهاند. ROIC را با WACC مقایسه کنید، در ROE مراقب بازخرید و بدهی باشید و ROA را برای سنجش کارایی داراییها به کار ببرید. این اعداد را همیشه با رقبا و در طول چند سال بخوانید، نه بهصورت یک عدد منفرد.