مدیریت

دفترچه‌ی تجربه (Playbook) برای شناخت ریسک و فرصت مالی

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

بیشتر سازمان‌ها از یک بحران به بحران بعدی می‌روند و فرصت ندارند بایستند و بپرسند: «چه شد؟» نتیجه این است که اشتباه‌های مشابه بارها تکرار می‌شود. دفترچه‌ی تجربه، که در ادبیات انگلیسی «Playbook» نامیده می‌شود، راه ساده‌ای برای شکستن این چرخه است. در این یادداشت می‌بینیم دفترچه‌ی تجربه برای ریسک و فرصت مالی چیست، چه بخش‌هایی دارد و چرا به تشخیص زودتر مشکل‌ها کمک می‌کند.

چهار بخش دفترچه‌ی تجربه‌ی ریسک و فرصت

دفترچه‌ی تجربه چیست؟

دفترچه‌ی تجربه سندی است که یک رویداد مهم را به‌صورت منظم ثبت می‌کند. رویداد می‌تواند یک ریسک رخ‌داده باشد، مثل افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه، یا یک فرصت استفاده‌شده، مثل ورود به بازار جدید. مهم این است که فقط نتیجه ثبت نشود؛ مسیر رسیدن به نتیجه هم ثبت شود.

چهار بخش اصلی دفترچه

هر دفترچه باید به این چهار پرسش پاسخ دهد:

  1. چه اتفاقی افتاد؟ شرح کوتاه و واقعی رویداد، همراه با اعداد مهم. مثلاً «در فصل سوم، هزینه‌ی تأمین ۱۵ درصد بالاتر از برنامه رفت».
  2. چطور اتفاق افتاد؟ توالی رویدادها از ابتدا تا انتها. چه نشانه‌ای زودتر دیده شد و چه تصمیمی گرفتیم؟
  3. علت‌های احتمالی چه بود؟ ریشه‌ها را بنویسید، نه علائم. اگر مطمئن نیستید، چند فرضیه را با درجه‌ی اطمینان ثبت کنید.
  4. برای کاهش ریسک یا بهره‌برداری از فرصت چه کردیم؟ اقدام‌ها و نتیجه‌شان، حتی اگر جواب نداده باشند.

این ساختار ساده است، اما اگر همیشه رعایت شود، به پایگاه دانش ارزشمندی تبدیل می‌شود.

دفترچه به چه دو کار کمک می‌کند؟

اول، یادگیری از اشتباه‌ها و موفقیت‌ها آسان‌تر می‌شود. به‌جای اینکه با شتاب از یک مسئله به مسئله‌ی بعد بروید، مکث می‌کنید و تجربه را ثبت می‌کنید. این مکث کوتاه، تجربه‌ی فردی را به دارایی سازمانی تبدیل می‌کند، چون با رفتن یک نفر، دانشش از بین نمی‌رود.

دوم، شناخت ریسک‌ها و فرصت‌های بزرگ آسان‌تر می‌شود. وقتی چند دفترچه جمع شود، الگوها آشنا می‌شوند. اگر دیدید سه بار پشت‌سرهم تأخیر یک تأمین‌کننده زنجیره‌ی تولید را مختل کرده، دفعه‌ی چهارم نشانه‌های اولیه را سریع‌تر تشخیص می‌دهید. همین موضوع در فرصت‌ها هم صدق می‌کند.

چطور شروع کنیم؟

لازم نیست از ابزار پیچیده شروع کنید. یک قالب یک‌صفحه‌ای با چهار بخش بالا کافی است. چند توصیه برای شروع:

  • فقط رویدادهای مهم را ثبت کنید، مثلاً انحراف‌های بزرگ از برنامه یا تصمیم‌های پرهزینه.
  • ثبت را فوراً پس از رویداد انجام دهید، چون جزئیات به‌سرعت فراموش می‌شود.
  • از شرکای کاری هم بخواهید در تکمیل «علت‌ها» مشارکت کنند؛ دیدگاه آن‌ها معمولاً بخش‌های پنهان را نشان می‌دهد.
  • دفترچه‌ها را در یک محل مشترک و قابل‌جست‌وجو نگه دارید.

برای اینکه دفترچه‌ها با مدل‌سازی هم‌خوان باشند، می‌توانید اقدام‌ها را در سناریوهای برنامه‌ریزی مالی به‌کار ببرید و اثرشان را بسنجید.

مثال کوتاه

فرض کنید سازمانی در یک سال دو بار با کمبود نقدینگی در پایان فصل روبه‌رو شده است. دفترچه‌ی اول نشان می‌دهد پرداخت‌ها به‌طور هم‌زمان در روزهای پایانی ماه جمع شده‌اند. دفترچه‌ی دوم تأیید می‌کند همان الگو تکرار شده. نتیجه واضح است: بخشی از پرداخت‌ها را به روزهای دیگر بکشانید و هشدار نقدینگی را زودتر فعال کنید. بدون دفترچه، هر دو بار «یک اتفاق ناگهانی» تلقی می‌شد. برای تشخیص انحراف‌ها هم می‌توانید از تحلیل انحراف بودجه کمک بگیرید.

اشتباه‌های رایج

نخست، سرزنش‌محور شدن: اگر دفترچه ابزار پیدا کردن مقصر باشد، افراد اطلاعات را پنهان می‌کنند. تمرکز را روی سیستم و فرایند نگه دارید. دوم، نوشتن بدون پیگیری: دفترچه‌ای که بایگانی شود و دیگر خوانده نشود فایده‌ای ندارد؛ هر فصل چند دفترچه را مرور کنید. سوم، حجیم‌کردن: سند بلند و پیچیده کسی را به نوشتن تشویق نمی‌کند.

پرسش‌های متداول

دفترچه‌ی تجربه با گزارش پایان پروژه چه فرقی دارد؟ گزارش پایان پروژه معمولاً یک بار و برای یک پروژه نوشته می‌شود؛ دفترچه برای هر رویداد ریسک یا فرصت است و قابل‌مقایسه با موارد قبلی.

چه کسی باید دفترچه را بنویسد؟ معمولاً تحلیلگر مالی با مشارکت صاحبان فرایند.

آیا باید فقط اشتباه‌ها را ثبت کرد؟ خیر؛ موفقیت‌ها را هم ثبت کنید تا بدانید چه کاری جواب داده است.

دفترچه‌ها را چند وقت یک بار مرور کنیم؟ فصلی مناسب است.

جمع‌بندی

دفترچه‌ی تجربه با چهار پرسش ساده، یعنی چه شد، چطور شد، چرا شد و چه کردیم، دانش پراکنده را به دارایی سازمان تبدیل می‌کند. با ثبت منظم و مرور دوره‌ای، الگوهای ریسک و فرصت زودتر دیده می‌شوند و تصمیم‌ها آگاهانه‌تر می‌شوند.