بودجه‌بندی

پیش‌بینی نیروی انسانی: درخواست استخدام را چگونه بسنجیم

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

پیش‌بینی نیروی انسانی فقط محاسبه‌ی حقوق و مزایا نیست. بخش دشوار آن این است که بدانید چه زمانی و چگونه به درخواست‌های به‌ظاهر اغراق‌آمیز مدیران برای استخدام جواب منفی یا جزئی بدهید. یک رهبر مالی مؤثر نه‌تنها هزینه‌ی کارکنان را دقیق پیش‌بینی می‌کند، بلکه مراقب است شرکت بیش از حد معقول برای نیرو هزینه نکند. این نوشته روشی ساده برای این کار ارائه می‌دهد.

سه محرک رشد نیروی انسانی و روش به چالش کشیدن درخواست

چه زمانی باید به درخواست استخدام «نه» گفت؟

پاسخ در یک تحلیل کوتاه است. پیش از جلسه با مدیر، محاسبه‌ی سرانگشتی انجام دهید تا بدانید درخواست منطقی است یا نه. اگر از این محاسبه بگذریم، گفت‌وگو به «من می‌گویم لازم است، شما می‌گویید نه» تبدیل می‌شود. اما با عدد در دست، بحث بر سر فرض‌هاست نه سلیقه.

سه محرک رشد نیروی انسانی

۱. درآمد

در واحدهایی که مستقیماً به درآمد وابسته‌اند، مثل فروش و بازاریابی، معمولاً یک درصد هدف از درآمد برای هزینه‌ی حقوق تعیین می‌شود. مثلاً حقوق و دستمزد تیم بازاریابی نباید از ۲۰٪ درآمد مرتبط بیشتر شود.

۲. نیروی انسانی سایر واحدها

برخی تیم‌ها متناسب با اندازه‌ی کل شرکت رشد می‌کنند: منابع انسانی، جذب و استخدام، خدمات پشتیبانی. اگر شرکت ۲۰٪ بزرگ‌تر می‌شود، این تیم‌ها هم باید به نسبت رشد کنند. قاعده‌ی رایج، نسبت یک نفر منابع انسانی به تعداد معینی از کارکنان است.

۳. فعالیت‌ها

برخی واحدها بر اساس حجم فعالیت رشد می‌کنند: تعداد مشتریان برای واحد موفقیت مشتری، سهمیه‌ی فروش برای مدیران حساب‌های کلیدی، یا تعداد اسناد حسابداری برای حسابداران. اگر تعداد اسناد دو برابر نشده، شاید نیاز به دو برابر شدن حسابدار هم نباشد.

مثال عددی

فرض کنید مدیر بازاریابی می‌خواهد سه مدیر برند جدید استخدام کند. اطلاعات (بر حسب میلیون تومان در سال):

داده مقدار
درآمد مرتبط با واحد ۵٬۰۰۰
سقف حقوق (۲۰٪ درآمد) ۱٬۰۰۰
حقوق فعلی تیم ۸۸۰
هزینه‌ی سالانه‌ی هر مدیر برند ۱۲۰

فضای باقی‌مانده تا سقف: ۱٬۰۰۰ − ۸۸۰ = ۱۲۰، یعنی دقیقاً هزینه‌ی یک نفر. سه نفر ۳۶۰ هزینه دارد و حقوق تیم را به ۱٬۲۴۰ یا ۲۴٫۸٪ درآمد می‌رساند.

محرک فعالیت را هم بسنجید: اگر چهار مدیر برند فعلی هر کدام سالانه ۴۰۰ سرنخ را مدیریت می‌کنند (جمعاً ۱٬۶۰۰) و هدف سال آینده ۲٬۰۰۰ سرنخ است، به ۲٬۰۰۰ ÷ ۴۰۰ = ۵ نفر نیاز است، یعنی یک نفر اضافه. هر دو تحلیل به یک نتیجه می‌رسند: یک استخدام توجیه‌پذیر است، نه سه.

چگونه گفت‌وگو کنیم؟

به‌جای «سه نفر؟ ممکن نیست»، از تحلیل استفاده کنید:

«بر اساس بررسی سریع من، می‌توانیم یک مدیر برند جدید استخدام کنیم و همچنان در سقف ۲۰٪ درآمد تیم شما بمانیم. با توجه به تعداد سرنخ‌هایی که هر نفر در گذشته مدیریت کرده، اهداف شما هم با همین یک نفر قابل‌دستیابی به نظر می‌رسد. اگر موافق باشید، فرض‌هایمان را کنار هم بگذاریم و ببینیم در کجا تفاوت دارند.»

این جمله چند ویژگی دارد: شروع با «بله، تا اینجا»، تکیه بر داده، دعوت به مقایسه‌ی فرض‌ها. شاید مدیر دلیل موجهی داشته باشد، مثلاً راه‌اندازی خط محصول تازه که در محاسبه‌ی شما نیست. آن‌گاه حق با اوست و مدل را اصلاح می‌کنید. برای نمونه‌ی گفتارهای محترمانه، به چالش کشیدن شریک‌های تجاری با احترام را ببینید.

ساخت جدول زمان‌بندی نیرو

پس از توافق، پیش‌بینی را در مدل ثبت کنید: تاریخ شروع هر نفر، حقوق، مزایا، هزینه‌ی استخدام و تجهیزات. برای ساخت چنین جدولی، جدول نیروی انسانی در مدل مالی و ساخت آن از فهرست کارکنان راهنمای خوبی هستند.

اشتباه‌های رایج

  • پذیرفتن درخواست‌ها بدون مقایسه با محرک‌ها.
  • فراموش‌کردن هزینه‌های جانبی (بیمه، تجهیزات، آموزش، جذب).
  • نادیده‌گرفتن تأخیر واقعی استخدام؛ اغلب نفر جدید ۲ تا ۳ ماه بعد از تأیید می‌آید.
  • رد درخواست بدون ارائه‌ی عدد و دلیل.
  • مقایسه‌نکردن با سال‌های قبل.

پرسش‌های متداول

اگر تحلیل من اشتباه باشد؟ اشکالی ندارد؛ هدف باز کردن گفت‌وگوست. اگر مدیر اطلاعات بهتری دارد، مدل را اصلاح کنید.

چطور درباره‌ی واحدهای بدون ارتباط مستقیم با درآمد تصمیم بگیرم؟ از محرک نیروی انسانی یا فعالیت استفاده کنید؛ مثلاً نسبت کارکنان به هر نفر پشتیبانی.

آیا این رویکرد شرکت را در رشد کند نمی‌کند؟ نه، اگر محرک‌ها درست انتخاب شوند. هدف جلوگیری از رشد بی‌دلیل هزینه است، نه رشد کسب‌وکار.

جمع‌بندی

وظیفه‌ی مالی فقط پیش‌بینی دقیق نیروی انسانی نیست؛ باید مطمئن شود هزینه‌ی کارکنان معقول است. با سه محرک درآمد، نیروی انسانی سایر واحدها و فعالیت‌ها یک محاسبه‌ی سریع بسازید، آن را مبنای گفت‌وگو قرار دهید و درخواست‌ها را بدون آسیب به رابطه به چالش بکشید.