انتخاب‌های حسابداری و کیفیت سود؛ ۲۰ نقطه‌ی حساس

کیفیت سود فقط به این بستگی ندارد که شرکت چقدر فروخته؛ به این هم بستگی دارد که مدیریت چه انتخاب‌های حسابداری کرده است. بسیاری از تصمیم‌های مشروع در رویه‌ها و برآوردها می‌توانند سود، دارایی‌ها و نسبت‌ها را به‌طور معناداری جابه‌جا کنند. اگر این انتخاب‌ها تهاجمی شوند، مرز میان «حسابداری خوش‌بینانه» و دستکاری صورت‌های مالی باریک می‌شود.

دستکاری صورت‌های مالی یعنی چه؟

دستکاری حسابداری یعنی تحریف عمدی تصویر مالی شرکت از دو راه اصلی:

  • به‌کارگیری رویه‌های تهاجمی، گمراه‌کننده یا متقلبانه؛
  • سوءاستفاده از انعطاف رویه‌ها و برآوردهای حسابداری.

انگیزه‌ها هم معمولاً تکراری‌اند: نمایش وضعیت مالی بهتر از واقع، اثرگذاری بر تصمیم سرمایه‌گذار و وام‌دهنده، یا رسیدن به هدف‌هایی که پاداش و کاونانت‌ها به آن گره خورده است. نکته‌ی مهم این است که بخش بزرگی از این اثرها بدون نقض آشکار استانداردها رخ می‌دهد؛ برای همین تحلیلگر باید بداند کجا را نگاه کند.

زمان‌بندی درآمد و هزینه

بیشترین اثر در کوتاه‌مدت از جابه‌جایی زمانی می‌آید.

  1. شناخت درآمد: شناسایی زودتر یا دیرتر درآمد از آنچه باید، زمان و مبلغ درآمد گزارش‌شده را تغییر می‌دهد. اصول این موضوع را در شناخت درآمد در صورت سود و زیان مرور کرده‌ایم.
  2. شناخت هزینه: ثبت زودتر یا دیرتر هزینه، سود خالص دوره را جابه‌جا می‌کند.
  3. سرمایه‌ای کردن یا هزینه کردن: اگر مخارجی که باید هزینه شود دارایی ثبت شود، سود امروز بالا می‌رود و ترازنامه بزرگ‌تر می‌شود، اما هزینه به شکل استهلاک به آینده منتقل می‌شود.
  4. طبقه‌بندی درآمد و هزینه: اینکه یک قلم عملیاتی، غیرعملیاتی یا غیرمکرر نامیده شود، ارائه‌ی سود عملیاتی و مقایسه‌پذیری دوره‌ها را تغییر می‌دهد.

برآوردهای مدیریت

برآوردها ذاتاً قضاوتی‌اند و همین آن‌ها را به حساس‌ترین بخش تبدیل می‌کند.

  1. روش استهلاک: خط مستقیم، نزولی یا واحد تولید، و نیز عمر مفید و ارزش اسقاط، هزینه‌ی استهلاک و ارزش دفتری دارایی را تغییر می‌دهد.
  2. ذخایر و بدهی‌های احتمالی: برآورد زمان و مبلغ ذخایر بر بدهی‌ها و هزینه‌ها اثر مستقیم دارد.
  3. مطالبات مشکوک‌الوصول: ذخیره‌ی کمتر یعنی هزینه‌ی کمتر و مطالبات بیشتر.
  4. هزینه‌ی گارانتی: کم‌برآوردی گارانتی، سود امروز را به قیمت غافلگیری فردا بالا می‌برد.
  5. مزایای بازنشستگی: نرخ تنزیل و بازده مورد انتظار دارایی‌های صندوق، هزینه و تعهد بازنشستگی را تعیین می‌کند.
  6. پرداخت مبتنی بر سهام: روش و فرض‌های ارزش‌گذاری اختیار سهام، هزینه‌ی حقوق و حقوق مالکانه را تغییر می‌دهد.
  7. کاهش ارزش دارایی‌ها: فرض‌های آزمون کاهش ارزش تعیین می‌کند آیا و چه زمانی زیان شناسایی شود.
  8. حسابداری مالیات: برآورد دارایی‌ها و بدهی‌های مالیات انتقالی بر هزینه‌ی مالیات و حساب‌های ترازنامه اثر دارد.

روش‌ها، ساختار سرمایه و معیارهای غیراستاندارد

این گروه بیشتر به انتخاب‌های یک‌باره‌ای مربوط است که اثرشان سال‌ها می‌ماند.

  1. ارزش‌گذاری موجودی: FIFO، LIFO یا میانگین موزون، در دوره‌ی تورمی بهای تمام‌شده و موجودی پایان دوره را بسیار متفاوت نشان می‌دهد.
  2. حسابداری اجاره: طبقه‌بندی و شیوه‌ی شناسایی اجاره بر بدهی‌ها، EBITDA و هزینه‌ها اثر دارد.
  3. ترکیب تجاری: تخصیص بهای خرید میان دارایی‌ها و سرقفلی، و ارزش‌گذاری مابه‌ازای احتمالی، سودهای آینده را شکل می‌دهد.
  4. تسعیر ارز: روش تسعیر عملیات خارجی، ارزش دارایی‌ها و بدهی‌ها و سود و زیان ارزی را تغییر می‌دهد.
  5. ترتیبات خارج از ترازنامه: استفاده از ساختارهایی مانند شرکت‌های با مقاصد خاص می‌تواند بدهی و ریسک واقعی را پنهان کند.

  6. بدهی یا سهام: انتخاب نوع تأمین مالی بر هزینه‌ی بهره، اهرم و بازده حقوق مالکانه اثر دارد.
  7. سیاست تقسیم سود: تقسیم سود بر سود انباشته و نسبت‌هایی مثل اهرم و بازده حقوق مالکانه اثر می‌گذارد.
  8. معیارهای غیر GAAP: «EBITDA تعدیل‌شده» یا سود پروفرما ممکن است مقایسه‌پذیری را از بین ببرد و تصویر را گمراه‌کننده کند. چرا هر تعدیل باید دقیق بررسی شود را در تعدیل‌های EBITDA توضیح داده‌ایم.

یک مثال عددی از اثر برآورد

فرض کنید شرکتی ماشین‌آلاتی به بهای ۱۲۰۰ میلیون تومان خریده و سود پیش از استهلاک آن ۵۰۰ میلیون است. اگر عمر مفید ۶ سال فرض شود، هزینه‌ی استهلاک سالانه ۲۰۰ میلیون است؛ اگر ۱۰ سال فرض شود، ۱۲۰ میلیون.

فرض عمر مفید هزینه‌ی استهلاک سود عملیاتی تغییر سود
۶ سال ۲۰۰ ۳۰۰ —
۱۰ سال ۱۲۰ ۳۸۰ ۲۷ درصد بیشتر

تنها با یک برآورد، سود عملیاتی ۲۷ درصد بالاتر گزارش می‌شود، بی‌آنکه حتی یک ریال نقد بیشتری تولید شده باشد. هیچ‌کدام از این دو انتخاب لزوماً غلط نیست؛ پرسش تحلیلگر این است که کدام با واقعیت استفاده از دارایی و رویه‌ی شرکت‌های مشابه سازگارتر است.

تحلیلگر چه باید بکند؟

  • یادداشت‌های توضیحی را بخوانید: تغییر رویه یا برآورد معمولاً آنجا افشا می‌شود.
  • سود را با جریان نقد عملیاتی مقایسه کنید: فاصله‌ی رو به رشد میان این دو، اولین زنگ خطر کیفیت سود است.
  • با هم‌گروه‌ها مقایسه کنید: عمر مفید، درصد ذخیره‌ی مطالبات یا نرخ‌های بازنشستگی که از عرف صنعت فاصله دارد، توضیح می‌خواهد.
  • روند را ببینید، نه یک سال را: ذخیره‌ای که هر سال کمی کوچک‌تر می‌شود، ممکن است سود را به‌تدریج بزرگ کند.
  • معیارهای تعدیل‌شده را به رقم استاندارد برگردانید و هر تعدیل را جداگانه ارزیابی کنید.

نشانه‌های هشدار دیگری را که مستقیماً در صورت سود و زیان دیده می‌شود، در علائم هشدار صورت سود و زیان آورده‌ایم.

پرسش‌های متداول

آیا هر انتخاب حسابداری که سود را بالا ببرد دستکاری است؟

خیر. استانداردها عمداً انعطاف دارند. مسئله وقتی پیش می‌آید که انتخاب‌ها به‌طور نظام‌مند در یک جهت باشند، با واقعیت اقتصادی سازگار نباشند یا به‌خوبی افشا نشوند.

کدام نقطه بیش از همه به بررسی نیاز دارد؟

شناخت درآمد و سرمایه‌ای کردن مخارج، چون اثر بزرگ و فوری بر سود دارند و در بسیاری از رسوایی‌های مالی نقش اصلی داشته‌اند.

چرا مقایسه با جریان نقد این‌قدر مفید است؟

چون بیشتر انتخاب‌های حسابداری زمان شناسایی سود را تغییر می‌دهند، نه نقدی را که واقعاً وارد شرکت می‌شود. جریان نقد عملیاتی معیار مستقلی برای سنجش واقعی بودن سود است.

جمع‌بندی

بیست نقطه‌ی حساس این فهرست در چهار گروه زمان‌بندی درآمد و هزینه، برآوردهای مدیریت، انتخاب روش‌ها و ساختارها، و ساختار سرمایه و معیارهای غیراستاندارد جای می‌گیرند. هر تغییری در این نقاط، تصویر عملکرد و تصمیم استفاده‌کنندگان را عوض می‌کند. تحلیلگر هوشیار با خواندن یادداشت‌ها، مقایسه‌ی سود با نقد و سنجش با هم‌گروه‌ها، کیفیت سود را جدا از کمیت آن ارزیابی می‌کند.