ظرفیت بدهی شرکت؛ با چهار نسبت اعتباری مثل بانک فکر کنید

پیش از هر مذاکره‌ی وام باید بدانید کسب‌وکار شما حداکثر چقدر بدهی را واقعاً هضم می‌کند. به این سقف ظرفیت بدهی می‌گویند و بانک آن را با چند نسبت اعتباری می‌سنجد. خبر خوب اینکه همین نسبت‌ها را می‌توانید پیش از تماس با بانک خودتان حساب کنید. در این نوشته می‌بینیم ظرفیت بدهی چگونه به دست می‌آید، نوسان سود چرا آن را کوچک می‌کند و بعد از آن بدهی را چطور باید چید.

چهار نسبتی که سقف بدهی را تعیین می‌کنند

وام‌دهنده معمولاً چهار محدودیت را کنار هم می‌گذارد:

  • نسبت وام به ارزش دارایی (مثل رهن مسکن): سقف بدهی نسبت به ارزش وثیقه.
  • حداکثر اهرم: بدهی خالص تقسیم بر EBITDA.
  • حداقل پوشش خدمت بدهی (DSCR): جریان نقد در دسترس برای بدهی تقسیم بر کل اصل و بهره‌ی سالانه.
  • حداقل پوشش بهره: EBITDA تقسیم بر هزینه‌ی بهره.

ظرفیت بدهی کمترین عددی است که از این چهار قید به دست می‌آید. فرمول‌های معکوس برای محاسبه‌ی سقف:

  • سقف بر پایه‌ی DSCR = (جریان نقد قابل خدمت بدهی ÷ DSCR هدف) × ضریب سالانه‌سازی (Annuity Factor)
  • سقف بر پایه‌ی پوشش بهره = (EBITDA ÷ حداقل پوشش) ÷ نرخ بهره
  • قسط سالانه = بدهی ÷ ضریب سالانه‌سازی

برای نگاه تکمیلی به DSCR، نسبت پوشش بدهی (DSCR) را ببینید.

مثال عددی: دو شرکت یکسان، دو سقف متفاوت

فرض کنید دو شرکت از هر نظر یکسان‌اند: EBITDA برابر ۱۰۰، جریان نقد قابل خدمت بدهی ۷۰ و دارایی قابل‌وثیقه ۶۰۰ (واحد: میلیون). تنها تفاوت، نوسان سود است.

شرکت الف سودی نسبتاً پایدار دارد و ریزش واقع‌بینانه‌اش ۲۰ درصد است. فرض کنید بانک این شرایط را بدهد: نرخ ۸ درصد، بازپرداخت هفت‌ساله (ضریب سالانه‌سازی ۵٫۲۱)، DSCR حداقل ۱٫۳، پوشش بهره حداقل ۳، اهرم حداکثر ۳٫۵ برابر، وام به وثیقه ۵۰ درصد. سقف‌ها این‌طورند:

قید سقف بدهی
DSCR (۷۰ ÷ ۱٫۳ × ۵٫۲۱) حدود ۲۸۰
پوشش بهره (۱۰۰ ÷ ۳ ÷ ۰٫۰۸) حدود ۴۱۷
اهرم (۳٫۵ × ۱۰۰) ۳۵۰
وثیقه (۵۰٪ × ۶۰۰) ۳۰۰

کمترین عدد ۲۸۰ است و قید حاکم DSCR است.

شرکت ب همان اعداد را دارد، اما سودش پرنوسان است و ریزش محتمل‌اش ۵۰ درصد. بانک نرخ را به ۱۰ درصد می‌رساند (ضریب ۴٫۸۷)، DSCR حداقل ۱٫۶ می‌خواهد و اهرم را ۳ برابر محدود می‌کند. سقف DSCR می‌شود ۷۰ ÷ ۱٫۶ × ۴٫۸۷ یعنی حدود ۲۱۳، سقف پوشش بهره ۳۳۳، اهرم ۳۰۰ و وثیقه ۳۰۰. ظرفیت شرکت ب حدود ۲۱۳ است، یعنی حدود ۶۷ کمتر از الف، فقط به‌خاطر نوسان.

برای تکمیل تصویر، سناریوی ریزش را روی بدهی کامل شرکت الف امتحان کنید. اگر EBITDA ۳۰ درصد کم شود (۷۰) و جریان نقد به ۴۹ برسد: قسط سالانه‌ی بدهی ۲۸۰ تقریباً ۵۳٫۸ است، پس DSCR حدود ۰٫۹۱ می‌شود، یعنی کمتر از یک و بدون توان پرداخت قسط. پوشش بهره حدود ۳٫۱ و اهرم ۴ برابر خواهد بود. این است معنای «هزینه‌ی نوسان»: نسبت‌های پوشش در حالت پایه خوب‌اند و در حالت ریزش می‌شکنند. اگر شرکت سومی با سود رو به رشد و بدون ریسک ریزش واقعی وجود داشته باشد، دیگر جریان نقد قید نیست و فقط ارزش وثیقه سقف را می‌گذارد. بانک چنین وامی را «وام آسان» می‌بیند.

ظرفیت بدهی را در طول زمان پیگیری کنید

مثال بالا یک مقطع بود. در عمل این محاسبه را فصلی یا ماهانه و روی ۱۲ ماه غلتان، داخل مدل بدون تأمین مالی تکرار کنید. ظرفیت با سناریوها حرکت می‌کند و مسیر آن تعیین می‌کند چه زمانی، چطور و با چه قیمتی باید بدهی بگیرید. اگر آن را روی نمودار نیاز سرمایه بگذارید، می‌بینید کدام «تکه» از نیاز را می‌شود با بدهی پوشاند. معمولاً ظرفیت پله‌ای تغییر می‌کند: با آزادشدن یک قید، سقف به قید بعدی می‌پرد.

فرض‌های بانک را از ترم‌شیت‌های اخیر، ارائه‌های وام‌دهندگان و گفت‌وگو با مدیران ارتباط بانکی بگیرید و هر بار با بانکدار یا مشاور حرف می‌زنید، دید خود را از شرایط اعتباری به‌روز کنید. برای وارد کردن بدهی در مدل، مدل‌سازی جدول بدهی و جاروی نقد را ببینید.

ظرفیت بدهی با ظرفیت بانک یکی نیست

هر بانک نمره‌ی داخلی خودش را برای شما دارد و آن نمره، علاوه بر بنیان‌های شرکت، به اولویت‌های راهبردی، سقف مواجهه با صنعت، ترکیب سبد و نگاه کلان همان بانک بستگی دارد. ممکن است ظرفیت کل شما بالا باشد ولی بانکی بگوید در صنعت شما «پرشده» است و کنار برود. این موضوع برای شرکت‌های بزرگ‌تر که وام مشارکتی یا سندیکایی لازم دارند، مهم‌تر است.

بدهی را لایه‌لایه بچینید

هدف ترکیب سررسید، هزینه، انعطاف و وثیقه است تا ساختار دقیقاً با نیاز شما جور شود. برای یک شرکت ممکن است چنین چینشی منطقی باشد:

  • بخش پایدار و دائمی بدهی: وام ارشد بلندمدت؛ انعطاف کمتر، هزینه‌ی پایین‌تر و ساختار ساده.
  • سرمایه‌ی در گردش فصلی: خط اعتباری گردان (Revolver) تا فقط هنگام برداشت هزینه بدهید، به‌علاوه‌ی تأمین مالی موجودی یا فاکتور.
  • پروژه‌ی سرمایه‌ای با زمان‌بندی نامطمئن: تسهیلات پشتوانه‌دار دارایی، مثل اجاره‌ی تجهیزات، که آماده نگه می‌دارید و در لحظه‌ی لازم فعال می‌کنید.
  • خرید مدیریتی یا معامله‌ی بزرگ: وام بلندمدت، وام یکپارچه (Unitranche) یا حتی اوراق قرضه.

وام‌دهنده‌ها و بدهی به‌عنوان انضباط

بانک تجاری نمی‌خواهد مالک کسب‌وکار شما شود؛ اگر شد، آن را به قیمت نازل می‌فروشد. صندوق‌های تخصصی بحران‌زده ممکن است اصلاً هدفشان مالکیت باشد: وثیقه‌ی ثابت روی هر دارایی با ارزش، وثیقه‌ی شناور روی مطالبات، گرو گذاشتن سهام، جاروی نقد، تعهدات سخت و گزارش ماهانه به هیئت‌مدیره، آن هم با نرخی نزدیک ۲۰ درصد. چنین وامی برای بازپرداخت ساخته نشده، برای تبدیل‌شدن به مالکیت ساخته شده است.

از طرف دیگر بدهی انضباط می‌آورد. تعهد ثابت در جهانی با نقد نامطمئن فشار می‌سازد و فشار تمرکز. صندوق‌های سرمایه‌ی خصوصی گاهی بدهی ۴ تا ۵ برابر EBITDA بر شرکت می‌گذارند تا جایی برای انحراف نماند. مرز میان بار اضافی و انضباط باریک است، ولی اثرش واقعی است. در بازار اوراق قرضه هم از حدود ۲۵۰ میلیون به بالا، شرکت‌های با رتبه‌ی سرمایه‌گذاری (BBB به بالا) نرخ پایین‌تر می‌گیرند و بقیه به بازار پربازده می‌روند؛ جایی که گزارش فصلی عمومی و تماس با تحلیلگران بدهی لازم است و تحلیلگران اعتباری معمولاً موشکافانه‌تر از تحلیلگران سهام‌اند.

پرسش‌های متداول

ظرفیت بدهی را از چه نسبتی شروع کنم؟

از DSCR. اغلب همین قید حاکم است، چون مستقیم نقد را به قسط می‌رساند. سپس سه قید دیگر را هم حساب کنید و کمترین را بردارید.

چرا نوسان سود ظرفیت را این‌قدر کم می‌کند؟

چون بانک بر اساس حالت ریزش تصمیم می‌گیرد. نوسان بالا یعنی DSCR هدف بزرگ‌تر، نرخ بالاتر و اهرم مجاز کمتر.

فرض‌های بانک را از کجا بیاورم؟

از ترم‌شیت‌های اخیر، ارائه‌های وام‌دهندگان و گفت‌وگو با بانکداران. آن‌ها را مرتب به‌روز کنید.

جمع‌بندی

ظرفیت بدهی کمترین سقف میان چهار قید وثیقه، اهرم، DSCR و پوشش بهره است و نوسان سود آن را به‌شدت کم می‌کند. آن را روی مدل غلتان بسنجید و بعد بدهی را لایه‌لایه بر اساس نیاز، سررسید و وام‌دهنده بچینید. بدانید وام‌دهنده چه می‌خواهد: بازپرداخت یا مالکیت.