11 مرداد 1398
داد زدن مدیر

چرا مدیران داد می‌زنند؟

مدتی بود که دوست داشتم موشکافانه و میدانی راجع به این مسئله‌ی متداول و معمول سازمان‌ها بنویسم: این‌که چرا مدیران داد می‌زنند و از این طریق می‌خواهند کارها را به پیش برند. چیزهایی به نظرم می‌آید که در زیر می‌نویسم. شاید بعدتر آن‌ها را نیز اضافه و کم کنم. اما به نظرم تا الان این‌ها ثابت شده هستند.

23 فروردین 1398
یادگیری اکسل

اکسل رو از کجا یاد بگیرم؟

از زمانی که وارد کاله شدم، با این مسئله مواجه شدم که بلد بودن اکسل باعث می‌شه یک سر و گردن از همه‌ی مدیران در مهارت‌ها و تحلیل‌ها و در نتیجه‌ خروجی‌هام بیش‌تر باشم. اما بلد بودن اکسل به چه معناست؟ الان از هر کسی بپرسید:«اکسل بلدی؟» حتما می‌گه آره کار کردم!

7 دی 1397
لیز خوردن

یک عمر لیز خوردن

مدیریت پر است از مفاهیم. چیزی که باعث می‌شود به نظرم یک مدیر با دیگر مدیران متفاوت شود و حتی یک آدم با دیگران متفاوت شود، توجه به مفاهیم، عمیق شدن در آن‌ها و مشخص کردن حساب خود با آن‌هاست. چیزی که اغلب آدم‌ها حوصله‌اش را ندارند.

6 دی 1397
بگو نه

هزینه‌ی بله گفتن!

از کودکی در گفتن ِنه به دیگران مشکل داشتم. این مسئله وقتی حادتر شد که وارد دوره‌ی تحصیلی راهنمایی و دبیرستان شدم: سمپاد به شکلی بود که می‌بایست کمتر در بین جمع باشی و بیش‌تر در بین درس‌ها و مدرسه. حتی آدم‌های مدرسه هم با این‌که خیلی رفاقت تمیزی با هم داشتند، خودشان این‌طور زندگی می‌کردند.

3 دی 1397
دوست یا دشمن

ارتباطات غیر رسمی در سازمان

به نظرم ارتباطات غیر رسمی هرچند در سازمان از خشکی روابط می‌کاهند و در جاهایی باعث می‌شوند کارها راحت‌تر انجام بگیرند، اما مخصوصا در کشور ما که حسادت جزئی از فرهنگ و رفتار ماست و خیرخواهی در نهایت به ضرر افراد تمام می‌شود؛ می‌بایست بسیار کنترل شده و محافظه‌کارانه! پیش برود.