21 خرداد 1399

اگر به گذشته برمی‌گشتم…

حتی فکر این‌که به گذشته برگردیم و دوباره آن را تصحیح کنیم، محال و احمقانه است. اما گاهی برای این‌که برگردیم و ببینیم کارهایی که کردیم، چه اثر و نتیجه‌ای گذاشته‌اند و موقعیتی که داریم، چگونه متأثر از تصمیمات گذشته است؛ نیاز است که برگردیم و بازنگری کنیم.

16 دی 1398
تدبر در قرآن

چند کلمه درباره‌ی قرآن

نوشتن درباره‌ی قرآن، آن هم توسط کسی که نه احاطه‌ای دارد به آن و نه مجری آن حتی در زندگی شخصی خودش است، شاید بیهوده به نظر برسد. اما من فکر می‌‌کنم به اشتراک گذاشتن چیزهایی که در ذهن‌م هست که ناشی از تجربه و آموزش و زندگی‌ام است، ممکن است به کسی که وضعیت مشابهی دارد، کمک کند. از این‌رو تصمیم گرفتم در مورد قرآن بنویسم.

7 دی 1397
بچگی

بچگی باید کرد.

برای هرکس از یک دوره‌ی زندگی معمولا خاطرات خاصی به ذهن می‌ماند. برای من تجربه‌ی شاگردی کلاس رهبری در سازمان دکتر علی‌پور در سازمان مدیریت صنعتی، خاطرات فراوانی دارد که باعث می‌شود نسبت به این دوره‌ی زندگی آن‌قدرها هم پشیمان نباشم.

22 آذر 1397
سرآغاز

بسم‌الله

خیلی طول کشید تا تصمیم گرفتم برای همیشه یک جایی برای نوشتن و انتشار عمومی داشته باشم. شاید از هر دری سخنی! ولی دوست دارم بنویسم و راجع به اتفاقات اطراف‌م حرف بزنم. شاید بخشی از آن‌ها انتقال تجربه باشد و بخشی هم نوشتن برای خالی شدن!