سرمایه‌گذاری

خودشناسی در سرمایه‌گذاری؛ بهترین استراتژی کدام است؟

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

اگر از ده سرمایه‌گذار موفق بپرسید رمز موفقیتشان چیست، ده پاسخ متفاوت می‌شنوید. این تفاوت اتفاقی نیست؛ خودشناسی در سرمایه‌گذاری همان چیزی است که استراتژی درست را از استراتژی خوب‌روی‌کاغذ جدا می‌کند. در این نوشته می‌بینیم چرا راه‌های موفق این‌قدر متنوع‌اند و چطور سبکی را انتخاب کنیم که با شخصیت و تحمل روانی ما جور باشد.

چند راه موفق، چند فلسفه‌ی متفاوت

سرمایه‌گذاری راه واحدی ندارد. چند نمونه‌ی مشهور را کنار هم بگذاریم:

  • یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری جهان از اواسط دهه‌ی ۱۹۶۰ تا امروز بازده سالانه‌ی حدود ۲۰ درصد داشته است. روش اصلی‌اش تمرکز بر ارزش‌گذاری و سد رقابتی بوده است.
  • مدیر یک صندوق معروف در دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ حدود ۲۹ درصد در سال بازده ساخت. ابزار او نسبتی بود که ارزش‌گذاری را با پتانسیل رشد ترکیب می‌کند.
  • صندوقی که یک شاگرد و همکار پیشین یک نویسنده‌ی مشهور ریسک تأسیس کرد، هدفی عجیب داشت: هر روز مقدار کمی ضرر کند، اما وقتی «قوی‌سیاه»ها برسند، بازده خیره‌کننده بدهد. در ماه مارس ۲۰۲۰ این صندوق بیش از ۴۰۰۰ درصد بازده ثبت کرد. منطق آن این بود که بازار اهمیت رویدادهای نادر اما شدید را درست قیمت نمی‌زند.

این سه روش تقریباً در هر چیز با هم فرق دارند؛ اما هر سه برای صاحبانشان جواب داده است.

«خودت را بشناس» بر سردر معبد

بالای ورودی معبد آپولو در دلفی یونان، عبارتی حک شده بود که معنایش «خودت را بشناس» است. هزاران نفر برای مشورت درباره‌ی سیاست، جنگ و باورهای دینی به آنجا می‌رفتند و دلیل اینکه این جمله بر سردر نوشته شد، همین است که همه‌ی حوزه‌های زندگی را پوشش می‌دهد.

سرمایه‌گذاری هم از این قاعده مستثنا نیست. شما نه فقط با بازار، که با ذهن خودتان هم طرف‌اید. هر استراتژی روزهایی دارد که بد کار می‌کند و آن روزها فقط کسی دوام می‌آورد که با آن سبک کنار بیاید.

درسی از زندگی نویسنده‌ای که کنار کشید

نویسنده‌ی مشهوری که ایده‌ی صندوق بالا از او الهام گرفته شده بود، تصمیم گرفت در آن صندوق شریک نشود. دلیلش را خودش می‌دانست: تحمل ضرر کوچک روزانه، بدون اینکه بداند پاداش بزرگ کی می‌رسد، برایش بسیار دردناک بود. او نگران بود فشار روانی چنین کاری به سلامتش آسیب بزند.

پس تصمیم گرفت کار را کاملاً کنار بگذارد و به چیز دیگری بپردازد: نوشتن مجموعه‌ای از کتاب‌ها که همه پرفروش شدند. او به‌اندازه‌ی کافی خودش را می‌شناخت تا بداند چه چیزی برای او جواب می‌دهد و چه چیزی نه.

موفق‌ترین استراتژی همانی است که تا انتها ادامه می‌دهید

نکته‌ی اصلی اینجاست: استراتژی‌ای که برای شما بهترین است، همانی است که بیشترین احتمال را دارد تا انتها به آن پایبند بمانید. بهترین استراتژی روی کاغذ، اگر در اولین سقوط بازار رهایش کنید، بدترین استراتژی است.

برای شناخت خودتان چند پرسش مفید است:

  1. اگر سبد سهام‌تان ۳۰ درصد افت کند، واقعاً چه می‌کنید؟ (نه آنچه فکر می‌کنید باید بکنید.)
  2. آیا ترجیح می‌دهید بیشتر وقتتان صرف بررسی شرکت‌ها شود یا دوست دارید سرمایه‌گذاری‌تان کم‌دردسر باشد؟
  3. با ضررهای کوچک و مکرر بهتر کنار می‌آیید یا با انتظار طولانی برای یک سود بزرگ؟
  4. آیا از تمرکز روی چند سهم لذت می‌برید یا تنوع بالا آرام‌تان می‌کند؟
  5. برای ذهنتان، کدام روش جذاب‌تر است: ارزش‌گذاری شرکت‌ها، رشد سریع یا شاخص‌های ساده؟

پاسخ صادقانه به این سؤال‌ها نیمی از کار را انجام می‌دهد. نیمه‌ی دیگر، نوشتن یک برنامه‌ی روشن است؛ در بیانیه‌ی سیاست سرمایه‌گذاری روش آن را توضیح داده‌ایم. اگر دلتان می‌خواهد لذت‌بردن از سرمایه‌گذاری را هم در انتخاب‌تان دخیل کنید، صندوق شاخصی یا انتخاب سهم را بخوانید.

چگونه خودشناسی را عملی کنیم؟

  • تجربه‌های کوچک بسازید. با مبلغی که از دست دادنش آسیبی نمی‌زند، سبک‌های مختلف را امتحان کنید و واکنش خودتان را ثبت کنید.
  • دفتر تصمیم بنویسید. هر خرید و فروش را با دلیلش یادداشت کنید تا بعداً ببینید در چه شرایطی بیشتر دچار هیجان شده‌اید.
  • از قهرمان‌های دیگران تقلید کورکورانه نکنید. روشی که برای فردی با درآمد پایدار، افق چهل‌ساله و روحیه‌ی ریسک‌پذیر جواب داده، لزوماً برای شما مناسب نیست.
  • دوباره سنجید. سن، مسئولیت‌ها و شرایط مالی تغییر می‌کنند و استراتژی هم باید گاهی بازبینی شود.

پرسش‌های متداول

آیا می‌شود استراتژی را عوض کرد؟ بله، اما بهتر است تغییر بر اساس بازبینی سالانه باشد، نه واکنش به یک ضرر یا یک شایعه.

اگر هنوز خودم را نمی‌شناسم چه کنم؟ از روش‌های کم‌هزینه و ساده شروع کنید و در گذر زمان رفتار خودتان را ببینید. کم‌کم می‌فهمید کدام سبک را راحت‌تر تحمل می‌کنید.

خودشناسی با تحمل ریسک یکی است؟ ارتباط دارند اما یکی نیستند. تحمل ریسک فقط یک بخش است؛ خودشناسی علاقه، زمان، دانش و هیجانات شما را هم دربرمی‌گیرد.

آیا تقلید از سرمایه‌گذاران بزرگ بد است؟ یاد گرفتن از آن‌ها عالی است، اما کپی دقیق روششان بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های خودتان معمولاً به شکست می‌انجامد.

جمع‌بندی

سرمایه‌گذارانی با روش‌های کاملاً متفاوت موفق شده‌اند و این یعنی رمز موفقیت جایی غیر از «بهترین روش جهان» است. پیش از آنکه سراغ فرمول و ابزار بروید، بپرسید: چه سبکی را می‌توانم در بدترین روزهای بازار هم ادامه دهم؟ پاسخ این سؤال، نیمی از کار سخت سرمایه‌گذاری را برایتان انجام می‌دهد.