تصمیم‌گیری

نرخ موفقیت و اندازه‌ی نتیجه؛ دو معیار سرمایه‌گذار خوب

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

نرخ موفقیت و اندازه‌ی نتیجه دو معیاری هستند که تقریباً هر تصمیم سرمایه‌گذاری را می‌شود با آن‌ها سنجید. این دو را با مثالی بیرون از دنیای مالی روشن می‌کنیم: پیش‌بینی هوا. افرادی که مدام می‌گویند «هواشناس هیچ‌وقت درست نمی‌گوید» معمولاً درباره‌ی احتمال و آمار هم کم‌دقت‌اند و این مشکل در بازار سهام گران تمام می‌شود. در ادامه می‌بینیم چرا و چه کار باید کرد.

هواشناس‌ها آنقدر که فکر می‌کنید بد نیستند

مردم خیلی از اوقات درباره‌ی هوا صحبت می‌کنند و بخش بزرگی از این گفتگوها شکایت از پیش‌بینی غلط است. اما داده‌ها چیز دیگری می‌گویند: ارزیابی‌های رسمی نشان می‌دهد پیش‌بینی پنج‌روزه‌ی هوا بیش از ۹۰ درصد مواقع درست از آب درمی‌آید.

برای اینکه ارزش این دقت را حس کنید، بازاری فرضی را تصور کنید که روی دمای بیشینه‌ی پنج روز بعد معامله می‌شود. اگر فقط یک نفر به گزارش هواشناسی دسترسی داشته باشد، خیلی زود میلیونر می‌شود. یعنی توان پیش‌بینی هواشناسی بسیار بالاتر از چیزی است که در ذهن‌هایمان ثبت شده است.

پس چرا این‌همه شکایت؟ چون مغز ما به استثناها حساس است. یک بار که باران بدون پیش‌بینی بارید، در ذهن می‌ماند، ولی نه بار درست‌بودن به یادمان نمی‌ماند.

همین خطا در سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاران هم به همین شکل به استثناها خیره می‌شوند:

  • یک «استاد» بازار یک بار توصیه‌ای کرد که صد برابر شد، و همه به یادش می‌ماند.
  • اما اینکه ۹۹ درصد توصیه‌هایش بازار را شکست ندادند، فراموش می‌شود.

درست است که در سرمایه‌گذاری «دم‌ها» (برندگان صدبرابری) مهم‌اند، ولی نرخ پایه هم همان‌قدر مهم است. اگر فقط ۱ درصد توصیه‌های یک نفر بازار را شکست داده، این اطلاعات حیاتی است و باید وزن زیادی در تصمیم‌تان داشته باشد. برای شواهد عددی درباره‌ی نرخ پایه، نرخ پایه در سرمایه‌گذاری را بخوانید.

دو معیاری که همه‌چیز را خلاصه می‌کنند

در سرمایه‌گذاری (و زندگی) دو چیز تعیین‌کننده است:

  1. درصد دفعاتی که درست یا غلط هستید. یعنی نرخ موفقیت.
  2. اهمیت نتیجه وقتی درست یا غلط هستید. یعنی اندازه‌ی سود و زیان.

بقیه‌ی چیزها بیشتر نویز است. این دو را در یک جدول ساده ببینید:

نرخ موفقیت سود هر بار درست زیان هر بار غلط بازده متوسط هر ۱۰ تصمیم
۴۰٪ ۳ واحد ۱ واحد ۴ × ۳ − ۶ × ۱ = ۶ واحد
۷۰٪ ۱ واحد ۳ واحد ۷ × ۱ − ۳ × ۳ = −۲ واحد
۵۵٪ ۲ واحد ۱ واحد ۵٫۵ × ۲ − ۴٫۵ × ۱ = ۶٫۵ واحد

سطر اول نشان می‌دهد حتی با نرخ موفقیت ۴۰ درصد می‌توان سودآور بود، به شرط آنکه سودها بزرگ‌تر از زیان‌ها باشند. سطر دوم برعکس است: با نرخ موفقیت ۷۰ درصد می‌شود ضرر کرد، اگر زیان‌ها سنگین باشند.

پرهیز از ورشکستگی مهم‌تر از همه‌چیز

از جدول بالا یک نتیجه‌ی مهم دیگر هم می‌گیریم: وقتی اشتباه می‌کنید، نباید با احتمال ورشکستگی روبه‌رو شوید. یک زیان که شما را از بازی بیرون کند، تمام مزیت آماری را از بین می‌برد. به همین دلیل اندازه‌ی موقعیت و تنوع اهمیت دارند؛ در اندازه‌ی موقعیت در سبد سهام مفصل‌تر آمده است.

چطور از این دو معیار استفاده کنیم؟

  1. تصمیم‌ها را ثبت کنید. بدون ثبت، نرخ موفقیت واقعی‌تان را نمی‌دانید. دفتر سرمایه‌گذاری این کار را آسان می‌کند.
  2. نرخ پایه را بپرسید. پیش از پذیرفتن هر ادعا بپرسید: «چند درصد چنین پیش‌بینی‌هایی درست از آب درآمده؟»
  3. سود و زیان را از هم جدا نبینید. همیشه هر دو را کنار هم بسنجید.
  4. جلوی زیان‌های فاجعه‌بار را بگیرید. اولویت اول بقاست.

پرسش‌های متداول

آیا نرخ موفقیت بالا همیشه خوب است؟ نه. اگر زیان‌ها بزرگ و سودها کوچک باشند، حتی با نرخ بالا ضرر می‌کنید.

چطور نرخ موفقیت خودم را حساب کنم؟ تعداد تصمیم‌های سودده را بر تعداد کل تقسیم کنید، و بهتر است سود و زیان هر کدام را هم ثبت کنید.

پس همیشه روی استثناها تمرکز نکنیم؟ تمرکز بر استثناها بد نیست، اما فقط در کنار نرخ پایه مفید است.

این دو معیار به چه کاری در زندگی روزمره می‌آیند؟ در هر تصمیمی که احتمال و پیامد دارد؛ از تغییر شغل تا انتخاب دارو. بپرسید: «چقدر احتمال دارد و اگر شد، چه می‌شود؟»

جمع‌بندی

هواشناسی دقیق‌تر از چیزی است که حافظه‌ی ما نشان می‌دهد و سرمایه‌گذاری هم بر نرخ پایه و اندازه‌ی نتیجه تکیه دارد. بیشتر بار درست باشید، اما مهم‌تر، مطمئن شوید وقتی اشتباه می‌کنید خطر نابودی در کار نیست.