دو مشتری وارد یک رستوران میشوند. تازه از کلاس یوگا آمدهاند، قرار است دربارهی کتاب هفتهی گذشتهی باشگاه کتابخوانی صحبت کنند و سفارششان با یک فنجان چای شروع میشود. به نظر شما محتملتر است که این دو نفر گیاهخوار باشند یا مرد؟ بیشتر مردم میگویند گیاهخوار. اما این پاسخ غلط است و همین خطا هر روز در سرمایهگذاری هم تکرار میشود.
نرخ پایه چیست؟
حدود ۴۹٫۵ درصد شهروندان آمریکا مرد هستند و تنها حدود ۴ درصد بزرگسالان گیاهخوارند. یعنی احتمال مرد بودن آن دو نفر حدود ۱۲ برابر گیاهخوار بودن است. چرا اشتباه میکنیم؟ چون هرچه جزئیات بیشتری دربارهی چیزی بدانیم، بیشتر مطمئن میشویم تصویر کامل را میبینیم. در این میان نرخ پایه را نادیده میگیریم؛ یعنی فراوانی کلی یک پدیده در کل جامعه.
نرخ پایه در بازار سهام
هرچه بیشتر دربارهی یک شرکت بخوانید، یعنی مدیرعاملش، بازاری که میخواهد فتح کند و محصولاتش، مطمئنتر میشوید که سرمایهگذاریتان بازار را شکست میدهد. اما نرخ پایهی شکستدادن بازار چقدر است؟
بدتر از چیزی است که فکر میکنید. طبق پژوهشی که معمولاً به آن ارجاع میشود، بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ فقط حدود ۲۱ درصد سهام توانستند از شاخص ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا عملکرد بهتری داشته باشند. یعنی هر چقدر هم به یک شرکت مطمئن باشید، با احتمال تقریبی ۸۰ درصد از بازار عقب میماند.
این یعنی نباید سهم خرید؟
نه. معنایش این است که تنوعبخشی مناسب لازم است. اگر فرض کنیم هر سهم بهطور مستقل شانس تقریبی ۲۱ درصد برای برد دارد، میتوان احتمال داشتن دستکم یک برنده را تقریب زد:
| تعداد سهم در سبد | احتمال داشتن دستکم یک سهم برنده (تقریبی) |
|---|---|
| ۳ سهم | حدود ۵۰ درصد |
| ۵ سهم | حدود ۷۰ درصد |
| ۱۰ سهم | حدود ۹۰ درصد |
این ارقام برآورد سادهشدهاند و فرض میکنند سهمها مستقل از هم رفتار میکنند، که در دنیای واقعی دقیقاً درست نیست؛ اما پیام اصلی روشن است: هرچه سهم بیشتری داشته باشید، شانس اینکه برندهی بزرگ را در سبد داشته باشید بیشتر میشود.
چرا فقط یکی دو برنده کافی است؟
خبر خوب اینجاست که برای ساختن ثروت لازم نیست بیشتر سهمهایتان برنده باشند. برندگان واقعی معمولاً با ضریبی بزرگ از بازار جلو میزنند. یک سهم که چند برابر میشود میتواند ضرر چند سهم دیگر را جبران کند؛ به شرط آنکه برنده را زود نفروشید. در برندگان بزرگ و شکستن قواعد سرمایهگذاری دیدیم که سبد سهام چگونه تقریباً همیشه به چند سهم برجسته وابسته است.
چه باید بکنیم؟
- تنوعبخشی را جدی بگیرید. از تنوعبخشی و تمرکز بخوانید تا اندازهی مناسب سبد را با تحمل ریسک خود بسنجید.
- اطمینان بیش از حد را بشناسید. احساس اطمینان نشاندهندهی احتمال بالا نیست، فقط نشان میدهد اطلاعات زیادی جمع کردهاید. اثر دانینگ-کروگر این خطا را توضیح میدهد.
- برندگان را نگه دارید. سودتان از نگهداشتن بلندمدت برندگان میآید.
- افق بلندمدت داشته باشید. نتیجهی اصلی از سالها صبر به دست میآید.
پرسشهای متداول
نرخ پایه دقیقاً چه چیزی را اندازه میگیرد؟
فراوانی عمومی یک رویداد در یک جامعه. برای سهام، یعنی چند درصد سهام در گذشته از شاخص بازار بهتر بودهاند.
آیا ۲۱ درصد عدد دقیقی برای هر بازار و هر دوره است؟
خیر. این عدد برای یک بازه و یک بازار مشخص است. بازار و دورههای دیگر ارقام متفاوتی دارند، ولی جهت کلی تغییر نمیکند: بیشتر سهمها از شاخص عقب میمانند.
با ۱۰ سهم بازار را شکست میدهم؟
تضمینی نیست. بحث بر سر شانس داشتن دستکم یک برنده است، نه برد کل سبد. کل سبد باید هزینه، مالیات و رفتار خودتان را هم تحمل کند.
اگر نمیخواهم سهمها را تحلیل کنم چه؟
صندوقهای شاخص برای بسیاری از افراد انتخاب منطقی است؛ در صندوق شاخص یا سهامگزینی این انتخاب بررسی شده است.
جمعبندی
نرخ پایه را فراموش نکنید: هر چقدر هم به یک شرکت مطمئن باشید، احتمال بالایی هست که از بازار عقب بماند. راهحل، ترک سرمایهگذاری نیست؛ تنوعبخشی معقول است و نگهداشتن برندگان در بلندمدت. چنین رویکردی شانس شما برای داشتن همان یکی دو سهم موفق را بالا میبرد.