سرمایه‌گذاری

اثر دانینگ-کروگر در سرمایه‌گذاری؛ دام بزرگ تازه‌کارها

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

بدترین اتفاقی که می‌تواند برای یک سرمایه‌گذار تازه‌کار بیفتد، شاید زیان نباشد؛ سودِ زودهنگام و شانسی است. اثر دانینگ-کروگر در سرمایه‌گذاری همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: چند خرید موفق پشت سر هم، اعتمادبه‌نفس را بسیار بیشتر از توانایی واقعی بالا می‌برد و فرد را آماده‌ی اشتباه‌های گران می‌کند. در این نوشته می‌بینیم این چرخه چطور کار می‌کند و چطور از آن عبور کنیم.

منحنی اثر دانینگ-کروگر در سرمایه‌گذاری از قله‌ی نادانیِ مطمئن تا دره‌ی ناامیدی و تسلط

اثر دانینگ-کروگر یعنی چه؟

انسان‌ها در هر زمینه‌ی تازه‌ای تمایل دارند توانایی خود را بیش از واقع برآورد کنند. وقتی چیز زیادی نمی‌دانیم، حتی نمی‌دانیم چه چیزهایی را نمی‌دانیم؛ پس همه‌چیز ساده به نظر می‌رسد. با گذشت زمان و رویارویی با واقعیت، این اعتمادبه‌نفس فرو می‌ریزد و بعد، اگر ادامه دهیم، به‌تدریج و این‌بار بر پایه‌ی دانش واقعی دوباره ساخته می‌شود.

منحنی این پدیده سه بخش آشنا دارد: یک قله‌ی اولیه که اوج اعتماد و کمترین دانش است، یک دره‌ی عمیق که در آن می‌فهمیم چقدر کم می‌دانیم، و یک صعود آرام به سمت تسلط. بسیاری از سرمایه‌گذاران همین قله را «نبوغ» اشتباه می‌گیرند.

چرا سود شانسی خطرناک‌تر از زیان زودهنگام است؟

نویسنده‌ای مشهور در حوزه‌ی مالی روزی گفت بدترین اتفاق برای یک سرمایه‌گذار جوان این است که در آغاز راه به‌خاطر شانس خوب عمل کند، چون اعتمادبه‌نفسش را بیشتر از توانایی‌اش بالا می‌برد؛ و بهترین اتفاقی که برای خودش افتاد، از دست دادن مقدار قابل‌توجهی پول در همان ابتدا بود.

منطق ساده است. کسی که زود ضرر کند، همان اول می‌فهمد بازار آسان نیست و فروتن می‌ماند. کسی که زود سود کند، نتیجه را به مهارت خود نسبت می‌دهد، حجم معاملات را بالا می‌برد و تنوع را کم می‌کند، و آماده‌ی ضربه‌ای بزرگ‌تر می‌شود.

یک نمونه‌ی واقعی را در نظر بگیرید: سرمایه‌گذاری که یکی از اولین خریدهای مهمش را در ۹ مارس ۲۰۰۹ انجام داد؛ یعنی در کف بازار پس از بحران مالی و یکی از بهترین روزهای تاریخ برای خرید. سرمایه‌گذاری‌اش بلافاصله رشد کرد و او را مطمئن ساخت که نابغه است. چند سال و هزاران دلار زیان لازم بود تا ذهنیتش به زمین برگردد؛ و از همان‌جا آموزش واقعی‌اش شروع شد.

سه رکن عبور از «دره‌ی ناامیدی»

عبور از دره یک چاره‌ی جادویی ندارد، اما ترکیب سه عامل آن را ممکن می‌کند.

دانش

هیچ چیز جای یادگیری جزئیات را نمی‌گیرد. برای کسی که سهم انتخاب می‌کند، یعنی فهمیدن صورت‌های مالی، روش‌های ارزش‌گذاری و شاخص‌های ویژه‌ی هر صنعت. اگر هنوز با خواندن صورت‌ها راحت نیستید، مقدمه‌ی سه صورت مالی نقطه‌ی شروع خوبی است.

ذهنیت

تنها مزیت واقعی سرمایه‌گذار فردی نسبت به مدیران حرفه‌ای، افق زمانی است. مدیران صندوق‌ها باید هر سه ماه به سرمایه‌گذارانشان پاسخ دهند، اما یک سرمایه‌گذار فردی می‌تواند به دهه‌ها فکر کند. نگه‌داشتن این نظم ذهنی آسان نیست و نیاز به تمرین دارد؛ مطلب چرا گاهی نکردن بهترین کار است درباره‌ی همین موضوع است.

تجربه

حتی با دانش کافی و ذهنیت درست، جایگزینی برای تجربه‌ی واقعی وجود ندارد. می‌توانید از اشتباه خودتان یاد بگیرید یا از اشتباه دیگران، و در هر دو حالت نتیجه‌های ناخوشایند آموزگار خوبی‌اند. ثبت تصمیم‌ها و دلیل آن‌ها این یادگیری را سرعت می‌دهد.

نشانه‌هایی که می‌گویند روی قله‌اید

برخی رفتارها هشدار می‌دهند که اعتمادبه‌نفس از دانش جلو افتاده است:

  • بعد از چند سود پیاپی، سهم بزرگ‌تری از سرمایه را روی تعداد کمی سهم می‌گذارید.
  • برای خرید و فروش دلیل مکتوب ندارید و فقط «حس خوبی» دارید.
  • موفقیت‌ها را به مهارت و شکست‌ها را به بدشانسی نسبت می‌دهید.
  • دیگر از مخالف نظر خود نمی‌پرسید که چرا مخالف است.

اگر چند مورد را در خودتان دیدید، مقدار خرید را کم کنید و قبل از هر تصمیم بنویسید در چه شرایطی اشتباه کرده‌اید.

پرسش‌های متداول

آیا زیان اولیه واقعاً برای سرمایه‌گذار مفید است؟

زیان به‌خودی‌خود خوب نیست. نکته این است که اگر زیان کوچک و زودهنگام باشد، فروتنی می‌آورد. بهتر است همین درس را با مبلغ کم و یادگیری فعال بگیرید، نه با زیان سنگین.

چطور بفهمم سودم مهارت بود یا شانس؟

تصمیم را قبل از نتیجه بنویسید: چرا می‌خرید، چه چیزی باعث می‌شود اشتباه کرده باشید و چه زمانی می‌فروشید. اگر سود بدون یک دلیل قابل‌دفاع آمده، احتمالاً سهم شانس بزرگ بوده است.

اثر دانینگ-کروگر فقط مال تازه‌کارهاست؟

نه. هر زمان وارد حوزه‌ی جدیدی می‌شویم، مثلاً صنعت یا دارایی تازه، همین چرخه دوباره می‌تواند فعال شود.

آیا بعد از عبور از دره دیگر خطری نیست؟

خطر هرگز کاملاً از بین نمی‌رود. تسلط یعنی بدانیم کجا ممکن است اشتباه کنیم، نه اینکه اشتباه نکنیم. به همین دلیل یادگیری در سرمایه‌گذاری یک مسیر مادام‌العمر است.

جمع‌بندی

اعتمادبه‌نفس ناشی از شانس، همان‌قدر که لذت‌بخش است خطرناک است. برای رسیدن به تسلط باید از دره عبور کنید: دانش را عمیق کنید، افق بلندمدت را حفظ کنید و تجربه را فرصت دهید. سرمایه‌گذاری سخت است و همین سختی، فیلتری است که افراد صبور را از بقیه جدا می‌کند. برای ادامه‌ی مسیر می‌توانید درباره‌ی تفاوت قیمت سهم و ارزش شرکت هم بخوانید.