مدل‌سازی مالی

ساختار مدل مالی عملیاتی؛ هفت بخش یک مدل حرفه‌ای

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

وقتی از شما می‌خواهند «مدلی حرفه‌ای» بسازید، اولین سؤال این نیست که کدام فرمول را بنویسید؛ سؤال این است که ساختار مدل مالی چه شکلی باشد. مدل عملیاتی باید بتواند نتایج واقعی را بگیرد و با بودجه مقایسه کند. در این نوشته هفت لایه‌ی چنین مدلی را به ترتیب مرور می‌کنیم.

هفت لایه‌ی مدل مالی عملیاتی از داده‌ی خام تا پنل کنترل

«مدل صنعتی» یعنی چه؟

در جلسه‌های مالی کلمه‌هایی مثل «مدل صنعتی»، «جامع» یا «قوی» زیاد شنیده می‌شود. اگر از ظاهر پرطمطراق آن‌ها بگذریم، معنای کاربردی‌شان ساده است: آیا مدل می‌تواند نتایج واقعی را گزارش کند و با بودجه مقایسه کند؟ اگر پاسخ مثبت است، مدل عملیاتی دارید.

«معماری مدل» هم همین‌قدر ساده است: ترتیب و نقش برگه‌هایی که کنار هم قرار می‌دهید. نکته‌ی مهم این است که اطلاعات در مدل از یک سمت به سمت دیگر جریان دارد: از داده‌ی خام شروع می‌شود و به خلاصه‌های مدیریتی می‌رسد. اگر این جهت جریان را حفظ کنید، ردیابی خطا بسیار ساده‌تر می‌شود. برای مرور اجزای کلی یک مدل می‌توانید به راهنمای مؤلفه‌های مدل مالی هم سر بزنید.

۱. داده‌ی خام

نخستین لایه جایی است که اطلاعات حسابداری وارد مدل می‌شود: صورت سود و زیان و ترازنامه‌ی ماهانه از نرم‌افزار حسابداری. بسیاری به این بخش «ورودی» می‌گویند، اما این اسم گیج‌کننده است، چون «ورودی» معمولاً یعنی فرض‌ها و مفروضات. بهتر است همین را «داده‌ی خام» بنامید.

یک اصل ساده: داده‌ی خام را دست‌کاری نکنید. اگر کسی بخواهد، می‌تواند آن را دقیقاً با خروجی نرم‌افزار حسابداری مقایسه کند. هر چیزی که لازم دارید، کنار داده و در ستون‌های کمکی بسازید. رایج‌ترین ستون کمکی «برچسب‌گذاری» است: هر ردیف حسابداری را در یک دسته‌ی صورت سود و زیان یا ترازنامه می‌گذارید تا بعداً به‌راحتی در مدل سه‌صورته جمع بخورد.

مزیت دیگر این است که مدل در یک «حباب» مستقل می‌ماند و به اتصال خارجی وابسته نیست؛ ساده‌تر کنترل می‌شود و خطای پنهان کمتری دارد.

۲. زیربرنامه‌ها

بعضی اقلام آن‌قدر جزئیات دارند که در خود مدل سه‌صورته جا نمی‌شوند. اینجا برای آن‌ها برگه‌های جداگانه می‌سازید. نمونه‌های رایج:

  • ساخت درآمد (حجم، قیمت، قراردادهای مشخص)
  • فهرست کارکنان و حقوق
  • سرمایه‌گذاری‌های سرمایه‌ای، به تفکیک نگهداری و رشد
  • چند هزینه‌ی عملیاتی که واقعاً مهم هستند

یک دلیل خوب برای جداکردن برگه‌ی حقوق، محرمانگی است. این برگه حقوق و پاداش تک‌تک افراد را دارد. اگر برگه جدا باشد، می‌توانید نسخه‌ای از مدل را بدون آن و با شکستن لینک‌ها برای دیگران بفرستید و فقط جمع‌ها را نگه دارید.

۳. صورت سود و زیان بخش‌ها

اغلب واحدهای سازمانی بودجه‌ی «مال خودشان» را می‌خواهند: درآمد، بهای تمام‌شده، کارکنان و هزینه‌های خودشان. برای هر بخش یک صورت سود و زیان می‌سازید و زیربرنامه‌های قبلی را به آن‌ها نگاشت می‌کنید.

هزینه‌های شرکتی مثل مدیرعامل و مدیرمالی در این لایه نمی‌آیند. گرچه می‌شود بحث کرد که این برگه‌ها «خروجی» هستند، در عمل معمولاً چند فرض هم لازم دارند؛ برای همین بهتر است آن‌ها را کنار زیربرنامه‌ها نگه دارید.

۴. صورت سود و زیان تجمیعی

اینجا همه‌چیز کنار هم می‌آید: همه‌ی بخش‌ها به‌علاوه‌ی هزینه‌های شرکتی. بهره، مالیات و استهلاک هم در همین سطح ساده‌تر محاسبه می‌شوند، حتی اگر ثبت واقعی‌شان در سطح بخش باشد.

معمولاً دو نما نشان می‌دهید: جمع بر اساس سرفصل حساب‌ها (کل درآمد، کل حقوق و …) و جمع بر اساس بخش‌ها. این دو باید دقیقاً با هم برابر شوند؛ اگر نشدند، جایی خطایی هست که باید پیدایش کنید.

بعد چهار نسخه از صورت سود و زیان نگه می‌دارید:

  1. بودجه: نسخه‌ی ثابت‌شده‌ی برنامه
  2. واقعی: مستقیم از داده‌ی خام
  3. غلتان: واقعی تا آخرین ماه ثبت‌شده و بودجه برای ماه‌های بعد
  4. انحراف: مقایسه‌ی ردیف‌به‌ردیف با بودجه، برای بررسی مدیران

درباره‌ی تحلیل انحراف در مقاله‌ی بودجه در برابر واقعی بیشتر توضیح داده‌ایم.

۵. مدل سه‌صورته

جزئیات بخش‌ها در این سطح خلاصه می‌شود، هرچند گاهی مشتری ترجیح می‌دهد نمای مفصل را ببیند. زیر صورت سود و زیان، محاسبه‌ی EBITDA را قرار می‌دهید. هدف اصلی در این لایه پیش‌بینی نقدینگی است؛ پس ترازنامه‌ی کامل با سرمایه‌ی در گردش و مخارج سرمایه‌ای هم پیش‌بینی می‌شود.

برای اقلامی مثل پاداش یا مالیات، «چرخ‌دنده‌ی تعهدی» می‌سازید: ببینید هزینه چقدر شناسایی شده، چه مقدار هنوز پرداخت نشده و پرداخت نقدی چه زمانی انجام می‌شود. این برگه معمولاً بلند اما قابل‌مدیریت می‌شود، چون ردیف‌های زیادی از همین زیربرنامه‌ها به آن اضافه می‌شود. اگر مرور مفهومی می‌خواهید، مقدمه‌ی سه صورت مالی نقطه‌ی خوبی است.

۶. خلاصه‌های مدیریتی

بخش محبوب بسیاری از تحلیلگران، همین‌جاست؛ چون فقط به چیزهایی که قبلاً ساخته‌اید لینک می‌دهید. اعداد معمولاً به هزار واحد نشان داده می‌شوند و خلاصه باید طوری باشد که بشود چاپش کرد. هدف، شروع گفت‌وگوست، نه فرو رفتن در ردیف هزارم مدل.

۷. پنل کنترل

لایه‌ای که اغلب نادیده می‌ماند، اما قلب فایل است. اینجا کنترل خطاها، راهنمای قالب‌بندی و ورودی‌های سراسری مثل «تاریخ آخرین واقعی» قرار دارد. با تغییر همین یک تاریخ، کل مدل به‌روز می‌شود. در مدل‌های بزرگ بیش از پنجاه کنترل خودکار در این پنل جمع می‌شود و قبل از ارسال هر فایل، این برگه اول و آخر بازبینی می‌شود.

پرسش‌های متداول

آیا هر مدلی باید حتماً همین هفت بخش را داشته باشد؟

نه. این یک چارچوب است. مدل‌های کوچک ممکن است برگه‌ی بخش‌ها را نداشته باشند، اما لایه‌های داده، محاسبه، خلاصه و کنترل تقریباً همیشه لازم‌اند.

چرا داده‌ی خام را دست‌کاری نمی‌کنیم؟

چون باید بتوان آن را با نرم‌افزار حسابداری تطبیق داد. هر اصلاح را در ستون کمکی انجام دهید تا ردپای تغییر روشن بماند.

چرا برگه‌ی حقوق جداست؟

هم به دلیل حجم زیاد و هم به دلیل محرمانگی. جدابودن برگه ارسال نسخه‌ی بدون اطلاعات حساس را ممکن می‌کند.

پنل کنترل دقیقاً چه کاری می‌کند؟

کنترل‌های خطا، تاریخ آخرین واقعی و راهنمای قالب‌بندی را در یک جا جمع می‌کند تا با یک نگاه بفهمید مدل سالم است یا نه.

جمع‌بندی

هر مدلی کمی با دیگری فرق دارد، اما نقشه‌ی کلی یکی است: داده‌ی خام، زیربرنامه‌ها، صورت سود و زیان بخش‌ها، تجمیعی، مدل سه‌صورته، خلاصه‌ها و پنل کنترل. اگر ساختار مدل مالی شما از ابتدا شفاف باشد، به‌روزرسانی ماهانه‌اش سریع و قابل‌اعتماد می‌شود و بیشتر وقتتان به تحلیل می‌رسد، نه به پیداکردن خطا.