مدل‌سازی مالی

سه پایه‌ی مدل‌سازی مالی؛ ابزار آخرین اولویت است

تاریخ
زمان مطالعه۳ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

وقتی از مدل‌سازی مالی حرف می‌زنیم، بیشتر ذهن‌ها به سمت فرمول‌نویسی و میانبرهای نرم‌افزار می‌رود. اما مدل‌ساز خوب را چیز دیگری از بقیه جدا می‌کند. در این نوشته سه پایه‌ی مدل‌سازی مالی را مرور می‌کنیم و می‌بینیم چرا ابزار، با همه‌ی اهمیتش، سومین و کم‌اهمیت‌ترین آن‌هاست.

چرا ابزار پایه‌ی اصلی نیست؟

تصور کنید پیمانکاری بیاید و به‌جای پنجره، در دیوار خانه‌ی شما در بسازد. مهارت او در نصب و تراز کردن چقدر هم عالی باشد، نتیجه غلط است. مدل مالی هم همین‌طور است: اگر ندانید قطعه‌ها چگونه به هم می‌چسبند، سرعت و مهارتتان در ابزار فقط خطا را سریع‌تر تولید می‌کند.

مدیر شما وقتی در جلسه‌ای یک سؤال تیز می‌پرسد که هیچ‌کس به آن فکر نکرده، دارد درباره‌ی حسابداری و مالی فکر می‌کند، نه درباره‌ی اینکه شما از چه تابعی استفاده کرده‌اید.

پایه‌ی اول: حسابداری

حسابداری ساخت دقیق گذشته‌ی مالی است. تا گذشته را درست نفهمید، پیش‌بینی آینده معنا ندارد. لازم نیست همه‌ی استانداردها را حفظ باشید، اما باید با این مفاهیم آشنا باشید:

  • حسابداری دوطرفه (بدهکار و بستانکار)
  • شناسایی درآمد
  • مبنای تعهدی
  • اصل تطابق (برای تفصیل، اصل تطابق با مثال را ببینید)
  • ثبت‌های حسابداری
  • بهای تمام‌شده‌ی تاریخی
  • فرض تداوم فعالیت
  • افشای کامل
  • محافظه‌کاری
  • ثبات رویه
  • اهمیت

بهترین راه برای یادگرفتن نود درصد این فهرست، ساختن مدل سه‌صورته است. اگر تازه شروع می‌کنید، مدل سه‌صورته، مهارت اصلی نقطه‌ی خوبی است.

پایه‌ی دوم: مالی

وقتی دانستیم قطعه‌ها چطور کنار هم می‌نشینند، نوبت ساختن است. «مالی» یعنی تخمین آینده و ترجمه‌ی آن به اصول شناخته‌شده‌ی حسابداری. بدون چارچوب حسابداری نمی‌توان اثر فرض‌های مالی را سنجید.

باز هم لازم نیست همه‌چیز را بدانید. این مفاهیم را یادداشت کنید:

  1. توازن ریسک و بازده
  2. مدیریت جریان نقد
  3. ارزش زمانی پول
  4. بودجه‌بندی سرمایه‌ای
  5. ساختار سرمایه
  6. نسبت‌های مالی
  7. هزینه‌ی سرمایه
  8. اهرم

برای یک تحلیل‌گر مالی-برنامه‌ریزی (FP&A) حدود هشتاد درصد کار حول سه موضوع می‌چرخد: ساختار سرمایه، بودجه‌بندی سرمایه‌ای و مدیریت جریان نقد.

پایه‌ی سوم: ابزار

صفحه‌گسترده‌ها فقط شیوه‌ی فیزیکی اتصال قطعه‌ها هستند. آیا مهم‌اند؟ بله؛ شما به بستری نیاز دارید که دانش حسابداری و مالی را در قالب ابزاری قابل‌استفاده جمع کند. اما انتخاب بین چند تابع جست‌وجو، بخش کوچکی از ماجراست و رئیس شما اهمیتی نمی‌دهد از کدام استفاده کرده‌اید.

مهارت ابزار بدون دانش حسابداری و مالی، در عمل «مجموعه‌ای از مستطیل‌ها» است. نکته‌ی عملی اینکه به‌جای صرف وقت زیاد برای یادگیری میانبرها، اگر هشتاد/بیست مفاهیم حسابداری و مالی را یاد بگیرید، مدل‌هایتان هم بهتر می‌شود؛ چون وقت کمتری صرف پیچیده‌کردن چیزهای ساده می‌کنید و می‌دانید روی چه چیزی تمرکز کنید و چه چیزی را نادیده بگیرید.

سه پایه‌ی مدل‌سازی مالی: حسابداری، مالی و ابزار

چگونه خودتان را بسنجید؟

صادقانه از خودتان بپرسید با این چهار مفهوم چقدر راحت هستید:

  • اصل تطابق
  • پیش‌بینی هزینه‌ها
  • مدل‌سازی جریان نقد
  • بودجه‌بندی سرمایه‌ای

اگر در یکی از آن‌ها سست هستید، همین‌جا بهترین سرمایه‌گذاری یادگیری شماست. برای شروع می‌توانید اصول یک مدل مالی خوب را بخوانید.

پرسش‌های متداول

آیا یادگیری میانبرها و توابع بی‌فایده است؟

خیر؛ ابزار لازم است. فقط باید بعد از حسابداری و مالی بیاید، نه قبل از آن.

از کدام پایه شروع کنم؟

از حسابداری. ساختن مدل سه‌صورته بهترین تمرین برای هر دو پایه‌ی اول است.

چرا مدیرها درباره‌ی ابزار سؤال نمی‌کنند؟

چون به نتیجه و منطق اهمیت می‌دهند: این عدد از کجا آمد و اگر فرض عوض شود چه می‌شود.

آیا باید مدل سه‌صورته بسازم حتی اگر در کارم لازم نیست؟

لازم نیست، اما یادگیری آن بهترین راه فهم همزمان حسابداری و مالی است.

جمع‌بندی

مدل‌ساز خوب قبل از هر چیز حسابداری و مالی را می‌فهمد و ابزار را در خدمت آن می‌گیرد. اگر می‌خواهید مدل‌هایتان بهتر شود، به‌جای تمرین‌های مکرر ابزار، مفاهیم پایه را مرور کنید؛ این سرمایه‌گذاری بیشترین بازده را دارد.