جریان نقد سرمایهگذاری و تأمین مالی دو بخش باقیماندهی صورت جریان وجوه نقد هستند که بعد از بخش عملیاتی ساخته میشوند و در نهایت به ماندهی پایانی نقد میرسند. هدف این است که عدد پایانی نقد در صورت جریان وجوه نقد دقیقاً با نقد ترازنامه یکی باشد. در این یادداشت میبینید که هر خط را چطور از تغییرات ترازنامه بسازید و چرا بهتر است تأمین مالی را به دو گروه بدهی و حقوق صاحبان سهام تقسیم کنید.
همان روش، منبعهای مشابه
اگر بخش عملیاتی را ساخته باشید، دو بخش دیگر همان روش را دنبال میکنند: از اطلاعات صورت سود و زیان و ترازنامه استفاده میکنیم و فقط تغییر حسابها را حساب میکنیم. برای مرور بخش عملیاتی، مدلسازی جریان نقد عملیاتی را ببینید.
جریان نقد سرمایهگذاری
این بخش معمولاً با یک خط ساده شروع میشود: داراییهای ثابت یا همان مخارج سرمایهای. دارایی ثابت یک دارایی است، پس قاعدهی کلی «دورهی قبل منهای دورهی جاری» به کار میرود. اما یک نکتهی مهم دارد: اگر در مدل شما دارایی ثابت بهصورت خالص، یعنی بعد از کسر استهلاک، نشان داده میشود، استهلاک در مانده گنجانده شده است. چون استهلاک را قبلاً در بخش عملیاتی به سود برگرداندهایم، اگر دوباره آن را اینجا نادیده بگیریم، دوبار شمرده میشود. بنابراین فرمول به این شکل در میآید:
دورهی قبل منهای دورهی جاری منهای استهلاک (بهصورت خالص)
همین یک نکته جلوی خطای رایجی را میگیرد که در آن جریان نقد و ترازنامه کمی با هم اختلاف دارند.
جریان نقد تأمین مالی
در این بخش چهار خط داریم، و همه بدهی یا حقوق صاحبان سهاماند:
- تسهیلات گردان: بدهی است، پس «دورهی جاری منهای دورهی قبل»
- بدهی ارشد: همان قاعده
- سرمایهی آورده: حقوق صاحبان سهام ولی همان محاسبه
- برداشتها یا سود تقسیمی: همان محاسبه
چرا تأمین مالی را دو بخش کنیم؟
میتوانید همه را در یک بخش بیاورید، اما بهتر است آن را به «تأمین مالی از محل بدهی» و «تأمین مالی از محل سرمایه» تقسیم کنید. دلیل: وقتی بعداً تسهیلات گردان را به مدل اضافه میکنید، آن تسهیلات برای پرکردن کسری نقد طراحی شده است. برای این کار باید راحت بتوانید همهی جریانهای نقد غیربدهی را از هم جدا ببینید تا بدهی «قطعهی گمشده» برای رسیدن به حداقل نقد باشد. نمونهی این منطق را در مدلسازی کسری نقد و تسهیلات گردان میبینید.
چرا سود انباشته در تأمین مالی نیست؟
تفاوت سود انباشته در دو دوره دقیقاً همان سود خالص است: سود انباشته = سود انباشتهی قبل + سود خالص دوره. چون سود خالص را در بخش عملیاتی آوردهایم، دوباره ذکر آن لازم نیست.
ماندهی پایانی نقد
حالا همه را کنار هم میگذاریم:
- ماندهی ابتدایی نقد: ماندهی پایانی دورهی قبل
- تغییر نقد: مجموع سه بخش (عملیاتی + سرمایهگذاری + تأمین مالی)
- ماندهی پایانی نقد: ماندهی ابتدایی + تغییر نقد
کلید کار: اگر درست ساخته باشید، ماندهی پایانی در صورت جریان وجوه نقد دقیقاً برابر با نقد در ترازنامه است.
یک مثال عددی
فرض کنید ماندهی ابتدایی نقد ۵۰۰ است. جریان نقد عملیاتی ۱۱۳، سرمایهگذاری منفی ۶۰ (خرید دارایی ثابت)، و تأمین مالی مثبت ۲۰ (استفاده از تسهیلات بیشتر) است. تغییر نقد برابر ۱۱۳ − ۶۰ + ۲۰ = ۷۳ و ماندهی پایانی ۵۷۳ میشود. اگر نقد ترازنامه ۵۷۳ باشد، همهچیز درست است.
نکتهی کنترلی ارزشمند
اگر ترازنامهی خروجی از نرمافزار حسابداری شما تراز است، روش بالا کار میکند. اگر تراز نیست، حتماً یک خطا در فرمولهای جریان نقد وجود دارد. پس منطق را سهباره بررسی کنید:
- سود خالص و استهلاک: پیوند مستقیم از صورت سود و زیان
- داراییها: قبل منهای بعد
- بدهیها و حقوق صاحبان سهام: بعد منهای قبل
یک ردیف کنترلی هم اضافه کنید که اختلاف نقد صورت جریان و نقد ترازنامه را نشان دهد؛ مقدار آن باید در همهی ماهها صفر باشد.
چند ماه را درست کنید، بعد بکشید
وقتی چند ماه را درست ساختید، فرمولها را در کل دورهی تاریخی کپی کنید. ماندهی پایانی باید هر ماه تطبیق کند. این کار اطمینان میدهد که فرمولها هنگام تبدیل مدل به پیشبینی قابل اتکا هستند. به همین دلیل ساخت درست صورت جریان تاریخی یکی از مهمترین قدمهای مدل مالی است؛ هدف نهایی مدل، تخمین نقد است و باید به اعداد اعتماد کرد.
پرسشهای متداول
چرا استهلاک را از مخارج سرمایهای کم میکنیم؟
چون دارایی ثابت خالص است و استهلاک قبلاً در بخش عملیاتی لحاظ شده؛ وگرنه دوبار شمرده میشود.
آیا باید تأمین مالی را حتماً دو بخش کنم؟
اجباری نیست، اما برای مدلهایی که تسهیلات گردان دارند بسیار مفید است.
سود تقسیمی چطور وارد میشود؟
از تغییر حساب برداشتها یا سود تقسیمی در بخش حقوق صاحبان سهام.
اگر ماندهها نخواند اول کجا را نگاه کنم؟
علامتها و پوشش همهی حسابهای ترازنامه؛ معمولاً یک حساب جا افتاده یا علامت برعکس است.
جمعبندی
برای رسیدن به ماندهی پایانی نقد، همان قاعدهی دارایی و بدهی را برای دو بخش دیگر تکرار کنید، استهلاک را در دارایی ثابت خالص دوبار نشمارید، تأمین مالی را به بدهی و حقوق صاحبان سهام تقسیم کنید و در پایان مانده را با ترازنامه تطبیق دهید. این کنترل، پایهی اعتماد به کل مدل است.