بودجهبندی مبتنی بر محرک؛ مقایسه سه روش بودجه
بودجهبندی مبتنی بر محرک یکی از سه رویکرد رایج برای برنامهریزی است؛ دو رویکرد دیگر، افزایش درصدی نسبت به سال قبل و بودجه صفرپایه هستند. اگر هر کدام را در جای نامناسب به کار ببرید، هم دقت برنامه پایین میآید و هم اثرات جانبی ناخواسته ایجاد میشود. این نوشته تفاوتها را روشن میکند و چارچوبی ساده پیشنهاد میدهد.
چارچوب سهمرحلهای: کم، بهینه، حداکثر
بسیاری از شرکتها یا هر ردیف را با درصد تعدیل میکنند یا همه ردیفها را از صفر برآورد میکنند. هیچکدام از این دو حد بهینه نیست. چارچوب پیشنهادی:
- کمینه کنید: تعدیل درصدی نسبت به سال قبل.
- بهینه کنید: بودجه صفرپایه.
- بیشینه کنید: برنامهریزی مبتنی بر محرک.
روش اول: تعدیل درصدی
ارقام سال قبل را میگیرید و با درصدی بالا یا پایین میبرید. سادهترین روش است ولی کماثرترین. دو دلیل دارد:
- تغییر محرکهای اصلی کسبوکار را در نظر نمیگیرد.
- عوارض ناخواسته دارد؛ مثلاً افراد آخر سال پول را عمداً خرج میکنند تا سال بعد بودجه بیشتری بگیرند.
مثال: اگر هزینه تبلیغات سال قبل ۱۰۰ واحد بوده و همه را ۵ درصد افزایش دهید، ۱۰۵ واحد میشود، بدون آنکه معلوم باشد این مبلغ چه نتیجهای میدهد.
روش دوم: بودجه صفرپایه
از صفحه سفید شروع میکنید و فقط ردیفهایی را وارد میکنید که معیار اثربخشی مشخصی را داشته باشند، مثل اثر روی درآمد یا شاخصهای مرتبط. مشکل این است که زمان و توجه مدیران زیادی میگیرد و فقط در موارد نادر ارزش دارد.
راه بهینه: بهجای صفحه سفید، هزینههای سال قبل را نقطه شروع بگیرید و اقلام عمده را مرور کنید تا تصمیم بگیرید نگه داشته شوند یا حذف. این روش فرصت صرفهجویی را نشان میدهد و مهمتر از آن، آن ۲۰ درصد فعالیتی را که ۸۰ درصد نتیجه را میدهد پیدا میکند. برای آشنایی با این قاعده قانون ۸۰/۲۰ در سود کسبوکار را بخوانید.
روش سوم: برنامهریزی مبتنی بر محرک
اول به محرکهای کسبوکار نگاه میکنید و بعد هزینههای مرتبط را به آنها وصل میکنید؛ برخلاف صفرپایه که اول از هزینه شروع میکند.
مثال: یکی از محرکها تعداد بازدیدکنندگان فروشگاه آنلاین است. فرض کنید برای رسیدن به هدف درآمد باید این عدد ۱۰ درصد بیشتر شود. با تحلیل بازده سرمایهگذاری تعیین میکنید چقدر تبلیغات لازم است. اگر امروز ۱۰٬۰۰۰ بازدید دارید، هدف ۱۱٬۰۰۰ بازدید است؛ و اگر هر بازدید اضافه بهطور میانگین ۲ واحد هزینه تبلیغ دارد، بودجه تبلیغات اضافه ۲٬۰۰۰ واحد میشود.
مزیت اصلی: برای غافلگیری آمادهاید. درآمد هیچوقت دقیقاً مطابق برنامه ماهها قبل نمیشود. در این روش میدانید اگر خروجی کمتر یا بیشتر شد، باید ورودی (مثل بودجه تبلیغات) را مطابق رابطهای که هنگام برنامهریزی شناختهاید تنظیم کنید. برای درک بهتر محرکها، محرکهای کلیدی سود و جریان نقد را ببینید.
کجا نمیتوان از آن استفاده کرد؟
- وقتی داده کافی برای تعیین رابطه ورودی و خروجی ندارید.
- برای هزینههایی که مستقیم به محرک وصل نیستند، مثل بعضی سربارها.
انعطاف بودجه در برابر همکاری بخشها
اگر شرکت هرگز تحلیل و برنامهریزی مالی واقعی نداشته، جلب همکاری بخشها سخت است، چون کار تازهای به فهرست پرکار آنها اضافه میشود. مثلاً تیم فروش ممکن است بگوید این کارها حواس را از فروش پرت میکند. بنابراین از چیزی شروع کنید که همه فوراً ارزشش را ببینند: انعطاف در بودجه.
بهجای تعیین بودجه اول سال و ممنوع کردن تغییر، اجازه تغییر بدهید به دو شرط:
- بخشها زودتر درباره تغییر آینده خبر بدهند.
- برآوردی از اثر تغییر بر نتایج ارائه کنند.
این دو شرط دو فرایند مهم را فعال میکند: پیشبینی که مرتب بهروز میشود و فرایند تحلیلی که ورودی بخشها را به مدل مالی با خروجی بازده سرمایهگذاری یا ارزش فعلی خالص تبدیل میکند. نتیجه: شما انعطاف میدهید و در عوض همکاری برای پیشبینی و تحلیل میگیرید. نوشته بودجه ثابت، پیشبینی متحرک مکمل خوبی است.
پرسشهای متداول
کدام روش بودجهبندی بهتر است؟ تا جای ممکن مبتنی بر محرک؛ برای اقلام عمده هزینه، مرور صفرپایه سبک؛ و تعدیل درصدی فقط برای اقلام کماهمیت.
چرا تعدیل درصدی مشکلساز است؟ چون محرکها را نادیده میگیرد و انگیزه خرج کردن آخر سال را ایجاد میکند.
بودجه صفرپایه سبک چگونه است؟ هزینههای سال قبل نقطه شروع است و فقط اقلام بزرگ برای نگه داشتن یا حذف مرور میشوند.
اگر داده کافی نداریم چه کنیم؟ از روشهای سادهتر استفاده کنید و در عین حال داده لازم برای شناخت رابطه ورودی و خروجی را جمع کنید.
جمعبندی
بودجهبندی مبتنی بر محرک بهترین انتخاب است چون به شما میگوید در برابر انحراف چه اهرمی را تنظیم کنید. تعدیل درصدی را کم کنید، صفرپایه را سبک و بهینه به کار ببرید و با دادن انعطاف بودجه، همکاری بخشها را برای پیشبینی و تحلیل مالی جلب کنید.