طراحی ساختار سرمایه با مطالعهی موردی؛ چهار گزینه
کتابهای درسی ساختار سرمایه را مسئلهای برای پایینآوردن میانگین موزون هزینهی سرمایه (WACC) میدانند. اما در عمل، بیشتر شرکتها نمیتوانند هر ترکیبی از بدهی و سهام را بگیرند، و بعضی منابع شروطی دارند که از نظر راهبردی پذیرفتنی نیست. این مطالعهی موردی نشان میدهد طراحی ساختار سرمایه مناسب چگونه از رابطهی راهبرد و منابع مالی بیرون میآید.
«مناسب» بودن ساختار سرمایه یعنی چه؟
ساختار سرمایهی خوب پنج چیز را همزمان فراهم میکند:
- همراستایی با راهبرد شرکت
- انعطافپذیری برای تغییر مسیر
- نقدینگی کافی در دورههای فشار
- هزینهی منطقی
- سرمایهگذارانی که با اهداف شرکت سازگارند
نمودار تئوریک هزینهی سرمایه فقط برای شرکتهای بسیار بزرگ با رتبهی اعتباری بالا یا صندوقهایی که ساختار سرمایه را خودشان مهندسی میکنند کار میکند. برای بقیه، پاسخ را نمیتوان از یک صفحهگسترده بیرون کشید؛ باید هم کمّی و هم کیفی فکر کرد. در ادامه یک شرکت فرضی به نام «فراستبایت» را بررسی میکنیم.
شرکت فرضی؛ وقتی سرمایه در گردش از دوست به دشمن تبدیل میشود
فرض کنید برندی آنلاین از پوشاک زمستانی، حدود ۲۰۰ میلیون دلار فروش و حاشیهی EBITDA دهدرصدی دارد. تأمین مالی آن سه پایه دارد:
- سهام: ۴۱ میلیون دلار در سه دور سرمایهگذاری برای بازاریابی و جذب مشتری. اکنون هزینهی رشد از جریان نقد عملیاتی پوشش داده میشود.
- سرمایه در گردش: چرخهی تبدیل وجه نقد حدود منفی ۲۰ روز است؛ یعنی مشتری پیش از تأمینکننده پول میدهد و رشد عملاً با پول دیگران انجام میشود.
- بدهی: یک خط اعتباری گردان ۳۰ میلیون دلاری برای فصلبندی فروش. حدود ۷۰ درصد فروش در فصلهای چهارم و اول رخ میدهد، پس در فصل سوم موجودی انباشته میشود و در اوج، ۸۰ درصد خط استفاده شده است.
سه فشار همزمان وجود دارد. تولیدکنندهی اصلی مهلت پرداخت را از ۹۰ به ۴۵ روز کاهش میدهد و در دو سال حدود ۳۰ میلیون دلار از سرمایه در گردش «آزاد» (یعنی مصرف نقد) میشود. خط اعتباری تقریباً پر است و رشد فروش نوسان فصلی را بزرگتر میکند. و مدیریت دو انتخاب بزرگ دارد: رشد سیدرصدی سالانه (بهجای رشد طبیعی دهدرصد) با یک کمپین پرهزینهی برند که کوتاهمدت حاشیه را به صفر میرساند، یا ساخت کارخانه با حدود ۱۰۰ میلیون دلار سرمایهگذاری که حاشیهی سود ناخالص را متحول میکند. برای مرور مدلسازی این نوع سناریوها، برنامهریزی سناریو در مدل مالی را ببینید.
ابتدا مدل بدون تأمین مالی و نیاز سرمایه
گام نخست ساخت سه سناریو در مدل «بدون تأمین مالی» است: سناریوی پایه (رشد معتدل و سودآور همراه با شوک سرمایه در گردش)، سناریوی رشد (هزینهی بالای اولیه و بازگشت در سالهای پایانی) و سناریوی کارخانه (سرمایهگذاری روی پایه). سپس نیاز سرمایه را لایهلایه مینویسیم:
- لایهی فصلی که خط اعتباری باید پوشش دهد و با رشد بزرگتر میشود؛
- نیاز طرح رشد که در سال ۲۰۲۸ به اوج حدود ۵۹ میلیون دلار میرسد و بعد بازمیگردد؛
- نیاز طرح کارخانه که در همان سال به اوج حدود ۸۸ میلیون دلار میرسد.
اگر هر دو طرح موفق شوند، EBITDA تا ۲۰۳۰ میتواند نزدیک ۲۰۰ میلیون دلار شود، حدود ده برابر امروز. مشکل این است که نیاز نقد در سه سال اول متمرکز است. همچنین باید حساسیتها را بسنجیم: افت تقاضا، افت حاشیه یا گرانشدن جذب مشتری.
ظرفیت بدهی و سهام
برای سنجش ظرفیت بدهی چهار قید را فرض کنید: هزینهی بهره ۸ درصد، سقف بدهی ۸۰ درصد داراییها، سقف اهرم ۳٫۵ برابر EBITDA و حداقل پوشش بهره ۵ برابر (این قیدها در کاونانتهای مالی توضیح داده شدهاند). نتیجه سه نکته دارد:
- در سناریوی پایه، چون شرکت دارایی سبک است، ظرفیت بدهی محدود است.
- در سناریوی رشد، EBITDA سریعتر بالا میرود و در سالهای پایانی ظرفیت وام مبتنی بر جریان نقد باز میشود، اما فشار کوتاهمدت EBITDA مانع است.
- در سناریوی کارخانه، داراییهای ملموس ظرفیت بدهی را بالا میبرند.
وقتی ظرفیت بدهی را روی نیاز سرمایه میگذاریم، معما روشن میشود: تا ۲۰۲۹ بدهی متعارف برای هر سناریو کافی است، اما برای رسیدن به آن سال به سهام یا بدهی غیرمتعارف و گرانتر نیاز است. تأمین سهام در سالهای اول سخت نیست، ولی دور آخر در اوج بازار و با ارزشگذاری بالا بسته شده است؛ دور جدید احتمالاً دور نزولی است و سرمایهگذاران جدید ممکن است کرسی بیشتر در هیئتمدیره یا حق تقدم تصفیهی سختگیرانهتر بخواهند. اثر این شروط بر سهم بنیانگذاران را در سهام در گردش و رقیقشدن مرور کنید.
گزینههای واقعی روی میز
مدیر مالی با بانکها، صندوقها و تأمینکنندگان غیرسنتی صحبت میکند و فهرست زیر به دست میآید:
- خط اعتباری: بانکها حاضرند آن را تا دو برابر EBITDA یعنی ۴۰ میلیون دلار افزایش دهند، آن هم مبتنی بر جریان نقد، بهعلاوهی امکان «اکاردئون» تا ۲۰ میلیون دلار دیگر با رسیدن به آستانههای EBITDA. بیمهی اعتبار تجاری و تأمین مالی زنجیرهی تأمین گرانترند و فقط ابزار اضطراریاند.
- کارخانه: وام رهنی تا ۶۰ درصد هزینهی ساخت؛ حدود ۴۰ میلیون دلار باقی میماند. چون «دکمهی حجم» ندارد (یا ۱۰۰ میلیون یا هیچ)، به سهام یا بدهی میانی نیاز است.
- رشد: دور سری C با ارزش پسازسرمایه ۲۰۰ میلیون دلار میتواند ۴۰ تا ۸۰ میلیون جذب کند، ولی مدیریت را اقلیت میکند و کنترلها حیاتیاند. بدهی قابلتبدیل یا میانی رقیقسازی ابتدایی ندارد، اما اگر رشد نیاید و تبدیل در قیمت پایین رخ دهد همانقدر رقیقکننده است. پیشپرداخت فروش یا همان تأمین کوتاهمدت گران فقط برای پلزدن زمانی مناسب است. طرح رشد برخلاف کارخانه قابل کموزیاد کردن است.
چهار گزینه و مقایسهی نتیجه
- محافظهکارانه: فقط خط اعتباری جدید و رشد معتدل. بدون رقیقسازی و با حفاظت خوب در سناریوی بد؛ EBITDA حدود دو برابر میشود.
- بیشینهکردن بدهی: ساخت کارخانه با خط اعتباری، وام رهنی ۶۰ میلیونی و حدود ۲۰ میلیون بدهی تاکتیکی؛ کسری ۲۰ میلیونی با سهام (حدود ۱۰ درصد رقیقسازی) یا بدهی قابلتبدیل پر میشود. حاشیهی بهتر از سال سوم، نسخهی تأخیری طرح رشد را تأمین میکند. EBITDA بیش از سه برابر سناریوی پایه میشود.
- تمرکز بر رشد: حدود ۶۰ میلیون سهام تازه برای هزینهی بازاریابی.
- همه یا هیچ: ۶۰ میلیون سهام، حداکثر بدهی، کارخانه و رشد همزمان؛ هدف حدود ۲۰۰ میلیون EBITDA در سال پنجم.
فرض کنید بنیانگذاران قصد فروش در ۲۰۳۰ دارند و دو نتیجه را میسنجند: فروش با ۸ برابر EBITDA و سناریوی بد با ۶ برابر EBITDA کاهشیافته. گزینهی دوم سهم بنیانگذاران را در سناریوی خوب تقریباً همسطح گزینهی چهارم (حدود ۴۰۰ میلیون دلار) نگه میدارد، اما در سناریوی بد وضعیت بهتری دارد، چون در گزینهی چهارم حق تقدم تصفیه سهم بزرگتری از عایدی کوچکتر را میبرد. پس گزینهی دوم از گزینههای سوم و چهارم بهتر است. فقط مدیریتی که بسیار محافظهکار است و میخواهد کمترین خطر ازدسترفتن همهچیز را داشته باشد، ممکن است گزینهی اول را ترجیح دهد.
پرسشهای متداول
آیا ساختار سرمایهی بهینه همان کمترین WACC است؟
نه. کمترین WACC نظری ممکن است در عمل در دسترس نباشد یا شروطی داشته باشد که با راهبرد ناسازگار است. هماهنگی با راهبرد، نقدینگی و انعطاف همانقدر مهماند.
چرا از مدل بدون تأمین مالی شروع میکنیم؟
چون نشان میدهد برای هر سناریو چه مقدار نقد و در چه زمانی لازم است. بدون این مدل، تأمین مالی بدون مبنا انتخاب میشود.
چرا گزینهی رشد انعطاف بیشتری از کارخانه دارد؟
رشد را میتوان کم یا زیاد کرد، اما کارخانه ماهیتی همهیاهیچ دارد و باید کل ۱۰۰ میلیون تأمین شود.
مدل نهایی باید چه چیزی داشته باشد؟
مدل سهصورتهی کاملاً تأمینشده با حساسیتهای مختلف، شامل گردش بهره و نقد، اثر سپر مالیاتی و زیانهای مالیاتی انتقالی. برای مرور ساختار منابع و مصارف، جدول منابع و مصارف را ببینید.
جمعبندی
وظیفهی مدیر مالی فقط یافتن ارزانترین سرمایه نیست؛ یافتن ساختاری است که با راهبرد کسبوکار جور باشد. روش کار این است: سناریوهای بدون تأمین مالی بسازید، نیاز سرمایه را لایهبندی کنید، ظرفیت بدهی و سهام را بسنجید، گزینههای واقعی بازار را فهرست کنید و نتیجه را در سناریوی خوب و بد با هم مقایسه کنید. گاهی پاسخ ارزانترین گزینه است و گاهی نه.