ROI یا ROIC؛ تصمیم سرمایهای با نرخ حداقل بازده
مقایسهی ROI و ROIC یکی از سادهترین راههای جلوگیری از تصمیمهای سرمایهای گمراهکننده است. پروژهای که روی کاغذ بازده ۱۴ درصد دارد ممکن است پس از احتساب سرمایه در گردشی که با خود میآورد، از هزینهی سرمایهی شرکت کمتر بازده بدهد. این نوشته نشان میدهد چرا و چه سازوکاری آن را پیش از امضا آشکار میکند.
حسابداری و مالی؛ دو کار متفاوت
حسابداری اعداد را تولید میکند: ثبت رویدادها، بستن دفاتر، ممیزی، کنترلها و صورتهای مالی. بانک و خریدار و هیئتمدیره به دفاتر دقیق اعتماد میکنند و این بخش کاملاً در حوزهی مدیر مالی است. محدودیتش این است که دربارهی آینده چیزی نمیگوید و همیشه دیر میرسد.
مالی از همین اعداد استفاده میکند تا بداند سرمایه از کجا بیاید، به کجا برود و هر ریال بعدی باید چقدر بازده بدهد. اوج مالی راهبردی، تخصیص سرمایه است، چون هر تصمیم کسبوکاری در اصل مصرف سرمایهی کمیاب است.
تأخیر حسابداری هزینه دارد. فرض کنید شرکتی با درآمد ۱۶ میلیارد، حاشیهی ناخالصش هر فصل نیمدرصد افت کند. در فصل اول حدود ۲۰ میلیون تومان زیان دارد، اما پس از چهار فصل هزینهی انباشته نزدیک ۲۰۰ میلیون است و نرخ سالانهی ۳۲۰ میلیون قفل شده، پیش از آنکه نمودار آنقدر بد شود که کسی واکنش دهد. گزارش فصلی دو ماه دیرتر به میز مدیران میرسد و هر تصمیم با نقشهای قدیمی گرفته میشود.
نرخ حداقل بازده؛ تصمیمی که به مدیرعامل میرسد
تعیین اینکه هر پروژه حداقل چه بازدهی باید داشته باشد، کار مدیرعامل است، چون او برای ارزش بلندمدت پاسخگوست و بسیاری مدیران مالی شرکتهای خصوصی از رشد ارزش بنگاه سهمی نمیبرند و طبیعتاً به حفاظت کوتاهمدت تمایل دارند.
دو مدیر را فرض کنید با صنعت یکسان، هزینهی سرمایهی ۱۱ درصد و سالانه ۲ میلیارد سرمایهگذاری:
- مدیر اول آستانه را روی ۱۵ درصد نگه میدارد. هر ۲ میلیارد، سالانه ۸۰ میلیون سود بالاتر از هزینهی سرمایه میافزاید.
- مدیر دوم بازده ۸ درصد را هم میپذیرد، چون پروژهها روی کاغذ سودآورند. هر ۲ میلیارد، سالانه ۶۰ میلیون کمتر از هزینهی سرمایه بازده دارد.
پس از پنج سال، شرکت اول سالانه ۴۰۰ میلیون بالاتر از هزینهی سرمایه سود میکند و شرکت دوم ۳۰۰ میلیون پایینتر. این شکاف ۷۰۰ میلیونی سالانه، با ضریب ۱۰ برابری، حدود ۷ میلیارد تفاوت در ارزش بنگاه است. در صورتهای مالی هیچکدام چیز غلطی دیده نمیشود؛ شکاف از تأییدهای متوالی ساخته شده است. با روش تعیین نرخ حداقل بازده پروژه میتوانید این آستانه را مستند کنید.
ROI در برابر ROIC با مثال عددی
فرض کنید پیشنهادی روی میز است: تجهیزاتی به قیمت ۲ میلیارد که سالانه ۲۸۰ میلیون سود میآورد.
- ROI = ۲۸۰ ÷ ۲٬۰۰۰ = ۱۴ درصد، بالاتر از هزینهی سرمایهی ۱۱ درصد.
اما این کسبوکار جدید ۱٫۱ میلیارد مطالبات و موجودی هم با خود میآورد. سرمایهی واقعاً درگیر ۲ + ۱٫۱ = ۳٫۱ میلیارد است:
- ROIC = ۲۸۰ ÷ ۳٬۱۰۰ ≈ ۹ درصد، دو درصد کمتر از هزینهی سرمایه.
| معیار | سرمایه در مخرج | بازده | مقایسه با ۱۱٪ |
|---|---|---|---|
| ROI | ۲ میلیارد | ۱۴٪ | بالاتر |
| ROIC | ۳٫۱ میلیارد | ۹٪ | پایینتر |
با ROI پروژه شرکت را بزرگ میکند؛ با ROIC کوچکترش میکند، یعنی حدود ۶۲ میلیون در سال کمتر از هزینهی سرمایه، تا وقتی پروژه ادامه دارد. همهی عددهای ارائهشده درست بودند؛ فقط مخرج کامل نبود. برای مرور خود نسبت، ROIC، ROE و ROA را ببینید.
راهحل ساده است: نرخ حداقل بازده را منتشر کنید و هر پیشنهاد بالای سقفی مشخص (مثلاً ۲۵۰ میلیون) باید بازده کل سرمایهی درگیر را، نه فقط فاکتور خرید، کتباً بیان کند، پیش از آنکه به دست شما برسد.
سرمایهی در گردش پنهان در معاملهها
همین خطا در عملیات هم رخ میدهد. فرض کنید مدیر فروش برای جذب مشتری سهمیلیارد تومانی، ۳۰ روز مهلت پرداخت بیشتر بدهد. درآمد جهش میکند و همه خوشحالاند. اما حدود ۲۵۰ میلیون مطالبات تا زمان ادامهی همکاری قفل میشود.
با هزینهی سرمایهی ۱۱ درصد، این مبلغ سالانه حدود ۲۷٫۵ میلیون هزینهی تأمین مالی دارد که در هیچ معاملهای دیده نشد؛ ظرفیت وامگیری را هم اشغال میکند. چنین تصمیمهایی، دهها بار در سال، نشت واقعی را میسازند. هزینهی چنین سرمایه در گردشی در هزینه نگهداری سرمایه در گردش بررسی شده است.
نشانهی هشدار و خط دستور جلسه
به جلسههای رهبری گوش دهید. اگر مالی فقط وقتی مدیر مالی ارائه میدهد وارد اتاق میشود و با تغییر اسلاید بیرون میرود، شرکت فقط با حسابداری اداره میشود. تصمیمهای فروش و عملیات و منابع انسانی هر هفته ظرفیت بدهی و ارزش را جابهجا میکنند، بیآنکه واژهای مالی گفته شود.
یک خط دستور جلسه کافی است: هر تصمیم بالای آستانه، پیش از رأیگیری اثر سرمایهایاش را بگوید: نقد مصرفی، بازده مورد انتظار و تعهد وام درگیر. این یک خط برای هر تصمیم اتاقهایی که شما در آن نیستید یک مالک میگذارد.
یک آزمون: تصمیمهای بزرگ سال گذشته (استخدام، تجهیزات، تغییر قیمت) را بشمارید. اگر حتی دو مورد از دوازده مورد با نگاه رو به جلو متفاوت میشد، مثلاً استخدام یک فصل عقب میافتاد یا تجهیزات بهجای خرید نقد با تأمین مالی گرفته میشد، اثرش به صدها میلیون میرسید.
پرسشهای متداول
تفاوت ROI و ROIC چیست؟
ROI سود را به هزینهی مستقیم پروژه تقسیم میکند، ولی ROIC کل سرمایهی درگیر از جمله مطالبات، موجودی و سرمایه در گردش لازم را در مخرج میگذارد.
چرا پروژهی با ROI بالا ممکن است ارزش بکاهد؟
چون اگر ROIC آن از هزینهی سرمایه کمتر باشد، هر ریال درگیر کمتر از هزینهاش بازده میدهد، هرچند ROI ظاهر خوبی دارد.
نرخ حداقل بازده را چه کسی تعیین کند؟
مدیرعامل، چون مسئول ارزش بلندمدت است. مدیر مالی محاسبه و پیشنهاد میدهد، اما تعهد به رد سرمایهی زیر آستانه از اختیار مدیرعامل است.
آستانهی ۲۵۰ میلیون برای چیست؟
فقط نمونه است. هر شرکت آستانهای تعیین میکند که پروژههای مهم را پوشش دهد و پیشنهادهای کوچک را کند نکند.
جمعبندی
حسابداری میگوید چه شده، مالی گزینه میسازد و تخصیص سرمایه آینده را رقم میزند. نرخ حداقل بازده را اعلام کنید، پیشنهادهای بزرگ را با ROIC کل سرمایهی درگیر بسنجید، تأثیر مهلتهای پرداخت را قیمتگذاری کنید و اثر سرمایهای هر تصمیم را پیش از رأیگیری بشنوید. شکاف ارزش بنگاه از تأییدهای یکییکی ساخته میشود.