سرمایه‌گذاری

زمان‌بندی بازار سهام؛ چرا بازده سرمایه‌گذار کمتر است؟

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

تصور کنید پول‌تان را به یکی از بزرگ‌ترین مدیران صندوق تاریخ بسپارید، و در پایان، سودی کمتر از خود بازار نصیب‌تان شود. شنیدنش عجیب است، اما واقعاً رخ داده است. ریشه‌ی این ماجرا زمان‌بندی بازار است؛ یعنی تلاش برای خرید در کف قیمت و فروش در سقف. در این نوشته می‌بینیم چرا این کار حتی از دست باهوش‌ترین افراد هم برنمی‌آید و چطور می‌شود از این تله دور ماند.

تفاوت بازده صندوق و بازده سرمایه‌گذار

یکی از معروف‌ترین مدیران صندوق‌های سهامی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، طبق گزارش‌ها، در دوره‌ی مدیریتش بازدهی سالانه‌ی حدود ۲۹ درصد ساخت و بازار را در بیشتر سال‌ها شکست داد. اما خود او اشاره کرده بود که سرمایه‌گذار متوسط آن صندوق در همان دوره فقط حدود ۷ درصد در سال سود برده است.

چطور ممکن است؟ پاسخ در رفتار سرمایه‌گذاران است. وقتی عملکرد صندوق افت می‌کرد، بسیاری از مشتریان پولشان را بیرون می‌کشیدند. بعد که صندوق دوباره به مسیر برمی‌گشت، پول به صندوق برمی‌گشت؛ یعنی بخش مهم بازیابی قیمت را از دست داده بودند. نتیجه این است که بازده صندوق یک عدد است و بازده واقعی سرمایه‌گذار عددی دیگر، و فاصله‌ی این دو را رفتار ما می‌سازد.

یک مثال ساده با اعداد فرضی: صندوقی را در نظر بگیرید که در سال اول ۳۰ درصد رشد می‌کند، در سال دوم ۲۰ درصد افت می‌کند و در سال سوم دوباره ۳۰ درصد رشد می‌کند. کسی که از ابتدا تا انتها ماند، پولش حدود ۳۵ درصد بیشتر شده است (۱٫۳ × ۰٫۸ × ۱٫۳ ≈ ۱٫۳۵). اما کسی که بعد از افت وحشت کرد و فروخت، فقط ۴ درصد سود کرده است (۱٫۳ × ۰٫۸ = ۱٫۰۴) و کل رشد سال سوم را از دست داده است. (اعداد فقط برای نمونه‌اند.)

چرا زمان‌بندی بازار تقریباً هرگز جواب نمی‌دهد؟

بازار سهام همیشه روند بلندمدت صعودی ندارد، اما در بلندمدت به سمت بالاست و در مسیر، افت‌های تند زیادی دارد. همین ترکیب باعث وسوسه‌ی زمان‌بندی می‌شود: افت‌ها را که می‌بینیم، فکر می‌کنیم می‌شود از آن‌ها فرار کرد. اما واقعیت این است که هیچ‌کس به‌طور پایدار و در بلندمدت نتوانسته نقطه‌های دقیق ورود و خروج را پیدا کند، مهم نیست چقدر باهوش یا کوشا باشد.

بهترین روزهای بازار در دل بازار نزولی هستند

بر اساس یک مطالعه، بیش از ۷۵ درصد از بهترین روزهای بازار در دوره‌های نزولی اتفاق می‌افتد؛ یعنی دقیقاً وقتی که اکثر سرمایه‌گذاران دوست دارند در بازار نباشند. همان مطالعه نشان می‌داد اگر ده روز برتر بازار را در یک بازه‌ی سی‌ساله از دست بدهید، بازده کل تقریباً نصف می‌شود، و اگر سی روز برتر را از دست بدهید، بازده بیش از ۸۰ درصد کم می‌شود. چون این روزها از قبل مشخص نیستند و کنار روزهای بد می‌آیند، فقط کسانی که در بازار ماندند آن‌ها را گرفتند.

حتی بهترین سهم‌ها هم افت‌های وحشتناک دارند

یک نمونه‌ی جالب: سهم یک شرکت نوشابه‌ی انرژی‌زا که در یک بازه‌ی بیست‌ساله بهترین بازده را در بازار آمریکا داشت. با این حال سرمایه‌گذارانش در همین دوره چهار بار افت ۵۰ درصدی یا بیشتر را تجربه کردند، دو بار افت بیش از دو سوم، و یک بار افتی بیش از ۷۵ درصد. یعنی حتی برای برنده‌ترین سهم، ماندن در مسیر ساده نبود.

احساسات بدترین دشمن سرمایه‌گذارند

چرا با وجود این شواهد، باز هم زمان‌بندی می‌کنیم؟ چون انسان هستیم:

  • در بازار صعودی: قیمت‌ها بالا می‌روند، ارزش‌گذاری‌ها کشیده می‌شوند و گاهی حتی زمان مناسبی برای کم‌کردن سهم است، اما ترس از جاماندن (FOMO) ما را به خرید بیشتر هل می‌دهد.
  • در بازار نزولی: ارزش‌گذاری‌ها فشرده می‌شوند، اما نگرانی از ادامه‌ی افت ما را به فروش می‌کشاند.

بنابراین ما معمولاً بالا می‌خریم و پایین می‌فروشیم؛ دقیقاً برعکس چیزی که لازم است. برای آشنایی با نمونه‌های دیگر از این سوگیری‌ها، می‌توانید سوگیری منفی در سرمایه‌گذاری را بخوانید.

افت‌ها عادی‌اند، انتظارشان را داشته باشید

بر اساس پژوهشی از یک کارگزاری بزرگ آمریکایی، در ۱۰ سال از ۲۰ سال اخیر بازار دست‌کم یک افت ۱۰ درصدی رخ داده است و میانگین افت‌ها حدود ۱۵ درصد بوده است. یعنی افت‌ها استثنا نیستند؛ بخشی از قیمت ورود به بازارند. همین که پیشاپیش بدانید این اتفاق می‌افتد، از شوک آن کم می‌کند. درباره‌ی نگاه بلندمدت در دوره‌های نزولی، سرمایه‌گذاری بلندمدت در بازار نزولی را ببینید.

چه می‌توان کرد؟ یک رویکرد عملی

نمی‌خواهیم بگوییم هیچ‌وقت نباید فروخت. اگر ارزش‌گذاری شرکتی به‌شدت بالا رفته یا دلیل خرید شما از بین رفته، فروش می‌تواند درست باشد. اما این تصمیم باید از تحلیل بیاید، نه از ترس یا هیجان. چند اصل ساده:

  1. زمان در بازار را بر زمان‌بندی بازار ترجیح دهید.
  2. اگر پول مازادی دارید، به‌جای یک‌جا وارد شدن در نقطه‌ای که فکر می‌کنید کف است، به‌صورت منظم و تدریجی سرمایه‌گذاری کنید.
  3. شرکت‌های خوب را با قیمت منطقی بخرید و برای مدت طولانی نگه دارید.
  4. قبل از ورود، افت‌های ۲۰ تا ۵۰ درصدی را تجسم کنید و بپرسید آیا با آن می‌توانید خوابتان را حفظ کنید.
  5. قواعد خرید و فروش را از قبل و روی کاغذ بنویسید تا در لحظه‌ی هیجان تصمیم نگیرید. یادداشت دفتر تصمیم برای همین کار مفید است.

پرسش‌های متداول

آیا زمان‌بندی بازار برای هیچ‌کس جواب نمی‌دهد؟ ممکن است گاهی یک نفر شانسی درست حدس بزند، اما شواهدی از موفقیت پایدار و بلندمدت در این روش در دست نیست. چون باید دو بار درست تصمیم بگیرید: هم برای خروج و هم برای ورود دوباره.

سرمایه‌گذاری منظم همیشه بهتر از یک‌جا خریدن است؟ نه الزاماً در همه‌ی دوره‌ها، اما از نظر روانی ساده‌تر است و ریسک ورود در بدترین نقطه را کم می‌کند. مهم‌ترین مزیتش این است که شما را در بازار نگه می‌دارد.

اگر سهمی را بد خریده‌ام، باید ماندن را ادامه دهم؟ نه. ماندن در بازار یعنی سرمایه‌گذاری بلندمدت در دارایی‌های خوب، نه نگه‌داشتن هر چیزی به هر قیمتی. معیار شما باید کیفیت کسب‌وکار و ارزش‌گذاری باشد.

جمع‌بندی

آنچه تعیین می‌کند شما چقدر از بازار سود ببرید فقط انتخاب دارایی نیست؛ رفتار شما در طول مسیر هم مهم است. حتی بهترین صندوق‌ها هم اگر سرمایه‌گذارانشان در نوسان‌ها بیرون بروند و برگردند، سودی کمتر نصیب‌شان می‌کنند. بهترین کار این است که افت‌ها را عادی بدانید، به‌جای حدس‌زدن کف و سقف در بازار بمانید و تصمیم‌هایتان را از پیش مکتوب کنید.