سرمایه‌گذاری

چطور سهم خوب پیدا کنیم؟ شروع از آنچه می‌شناسید

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

مرحله‌ی اول هر سفر سرمایه‌گذاری یک سؤال ساده است: چطور سهم خوب پیدا کنیم؟ سرمایه‌گذاران ابزارهای متنوعی دارند، از فیلترهای پیچیده‌ی سهام گرفته تا گزارش‌های تحلیلی. اما یکی از ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌ها، به‌خصوص برای تازه‌کارها، این است که از چیزی شروع کنید که از قبل می‌شناسید. در این نوشته می‌بینیم این رویکرد چطور کار می‌کند و چرا فقط گام اول است.

راه‌های مختلف پیدا کردن ایده

پیش از رفتن سراغ رویکرد اصلی، بد نیست بدانید سرمایه‌گذاران ایده‌هایشان را از کجا می‌آورند:

  • فیلتر سهام (Screener): با تعریف معیارهایی مثل رشد درآمد، حاشیه‌ی سود یا بدهی کم، از میان صدها شرکت فهرست کوتاهی می‌سازند.
  • خدمات تحلیلی: برخی مشترک گزارش‌ها و توصیه‌های منظم می‌شوند.
  • دنبال‌کردن پرتفوی سرمایه‌گذاران بزرگ: در بعضی بازارها نهادها مجبورند هر فصل فهرست دارایی‌هایشان را اعلام کنند و دیگران از روی آن ایده می‌گیرند.

هر کدام از این راه‌ها می‌تواند به ایده‌ی خوب برسد. اما رویکردی که برای شروع مناسب‌تر است، استفاده از تجربه‌ی روزمره‌ی خودتان است.

سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که می‌شناسید

مدیر یکی از موفق‌ترین صندوق‌های تاریخ، دهه‌ها پیش در کتابی استدلال کرد که سرمایه‌گذاران عادی می‌توانند با تکیه بر مشاهده‌ی دنیای اطرافشان بازار را شکست دهند. او داستانی خیالی تعریف می‌کند: زوجی را تصور کنید که شوهر «سرمایه‌گذار خانواده» است. او روزنامه‌ی مالی می‌خواند و مشترک یک سرویس تحلیلی گران‌قیمت است. هر دو منبع می‌گویند آینده با دیسک‌درایوهای کامپیوتری است و یک شرکت نوپا در این حوزه را توصیه می‌کنند. شوهر، بدون آنکه چیزی از کامپیوتر بداند، دارد سفارش خرید را ثبت می‌کند.

همان لحظه، همسرش از مرکز خرید برمی‌گردد و با ذوق درباره‌ی فروشگاه زنجیره‌ای جدیدی حرف می‌زند: لباس‌های شیک با قیمت مناسب، که دخترشان و دوستانش همه‌ی خریدهای مدرسه را از همان‌جا کرده‌اند. شوهر «هیس» می‌گوید تا سفارش را تلفنی تمام کند.

پایان ماجرا قابل حدس است: سهم شرکت دیسک‌درایو افت کرد و سهم فروشگاه زنجیره‌ای اوج گرفت. (سازنده‌ی مثال بعدها اعتراف کرد خودش هم آن سهم را از دست داده بود، با اینکه همسر و دخترش عاشق آن فروشگاه بودند!)

ایده‌ها از کجا می‌آیند؟

او معتقد بود سرمایه‌گذار عادی می‌تواند ایده‌های خوب را در این جاها پیدا کند:

  • محل کار: نرم‌افزاری که شرکت شما تازه به آن مهاجرت کرده و همه از آن راضی‌اند، حتی اگر صنعت شما کسل‌کننده باشد.
  • فروشگاه یا رستوران محبوب خانواده: جایی که عضوی از خانواده مدام از آن حرف می‌زند.
  • اپلیکیشنی که نوجوان خانه از صفحه‌ی گوشی‌اش جدا نمی‌شود.

استدلال این است که اگر شما یا اطرافیان‌تان یک محصول را دوست دارند، احتمال زیادی هست که دیگران هم همین احساس را داشته باشند. در فهرست بردهای بزرگ آن مدیر هم نمونه‌های مشابه فراوان بود: رستوران‌های زنجیره‌ای، برند خودرو، شرکت‌های کامپیوتری و فروشگاه‌های دکوراسیون که از مشاهده‌ی روزمره‌ی خانواده و دوستان سرچشمه گرفتند. و به قول همان نکته‌ی تلخ‌شیرین: بسیاری از ما می‌گوییم «کاش وقتی اولین سفارش را از یک سایت داده بودم، سهمش را هم خریده بودم».

اما این فقط گام اول است

دوست‌داشتن یک رستوران یا یک اپلیکیشن به‌تنهایی دلیل خرید سهم نیست. خود آن مدیر هم صریحاً تأکید می‌کرد که پیدا کردن شرکت فقط اولین قدم است. بعد از پیدا کردن ایده، تحقیق جدی لازم است:

  1. صورت‌های مالی را بخوانید: درآمد، سود، جریان نقد و بدهی را بررسی کنید. راهنمای سه صورت مالی اصلی نقطه‌ی شروع خوبی است.
  2. ارزش‌گذاری کنید: حتی بهترین شرکت هم با قیمت خیلی بالا سرمایه‌گذاری خوبی نیست. ضریب‌های ارزش‌گذاری را بشناسید.
  3. سد رقابتی را بسنجید: آیا شرکت مزیتی پایدار دارد؟ در آزمون سد رقابتی توضیح داده‌ایم.
  4. ریسک‌ها را بنویسید: چه چیزی می‌تواند اشتباه پیش برود؟

یک مثال عملی

فرض کنید در شرکت‌تان از ابزار نرم‌افزاری جدیدی برای مدیریت پروژه استفاده می‌شود و همه‌ی همکاران از آن رضایت دارند. این فقط یک سرنخ است. حالا باید بپرسید: شرکت سازنده‌اش عمومی (بورسی) است؟ درآمدش در حال رشد است؟ مشتریان زیادی دارند که به‌راحتی عوض نمی‌کنند؟ ارزش‌گذاری فعلی‌اش معقول است؟ اگر پاسخ‌ها خوب بود، شاید سهم ارزش خرید داشته باشد؛ اگر نه، فقط یک ابزار خوب بوده است.

مزیت این رویکرد

  • دانش پایه دارید: درباره‌ی محصولی که استفاده می‌کنید، از یک تحلیلگر بیرونی بیشتر می‌دانید.
  • زود می‌بینید: تغییر رضایت مشتری را قبل از اینکه در صورت‌های مالی بیاید حس می‌کنید.
  • حوزه‌ی دایره‌ی توانایی را رعایت می‌کنید: روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنید که می‌فهمید.

محدودیتش هم این است که نباید روی یک مشاهده‌ی شخصی تکیه کنید. نمونه‌ی شما کوچک و سوگیرانه است. به همین دلیل بعد از پیدا کردن ایده باید با داده‌ها بسنجیدش. درباره‌ی ارزش یادگیری خارج از مالی هم در سرمایه‌گذار همه‌فن‌حریف نوشته‌ایم.

پرسش‌های متداول

اگر در صنعت خاصی کار نمی‌کنم چه؟ مصرف‌کننده‌ی محصولات متعددی هستید. به برندهایی که پول‌تان را خرج‌شان می‌کنید و اینکه چرا، فکر کنید.

آیا هر محصول محبوبی سهم خوبی است؟ نه. محبوبیت محصول با سودآوری شرکت و قیمت سهم فرق دارد. شرکت ممکن است محصول عالی داشته باشد ولی سهمش گران باشد یا بدهی سنگینی داشته باشد.

این روش برای مبتدی‌ها مناسب است؟ بله، به‌عنوان نقطه‌ی شروع. اما حتماً با مطالعه‌ی صورت‌های مالی و ارزش‌گذاری همراهش کنید.

جمع‌بندی

برای پیدا کردن ایده‌ی سرمایه‌گذاری لازم نیست حتماً به ابزارهای پیچیده تکیه کنید؛ دنیای اطرافتان پر از سرنخ است. فقط به یاد داشته باشید که سرنخ، دلیل خرید نیست. پس از پیدا کردن شرکت، با صورت‌های مالی، ارزش‌گذاری و بررسی سد رقابتی آن را آزمون کنید.