تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری در عدم قطعیت؛ سیستمی که به شانس تکیه نمی‌کند

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

دو حرفه را در نظر بگیرید که ظاهراً هیچ شباهتی ندارند: سرمایه‌گذار رشد و بازیکن سطح بالای فوتبال آمریکایی. یکی با اعداد بازار کار می‌کند و دیگری در میدان. اما هر دو دائماً تصمیم‌هایی پرریسک می‌گیرند، در دنیایی که بیشتر وقت‌ها پیش‌بینی‌ناپذیر است. اگر بتوانیم فرمول مشترک آن‌ها را پیدا کنیم، یاد می‌گیریم تصمیم‌گیری در عدم قطعیت را چطور سامان دهیم. این نوشته همین را بررسی می‌کند.

تصمیم‌گیری در دنیایی که قابل‌پیش‌بینی نیست

هر تصمیم مهم، چه خرید یک سهم، چه تغییر شغل و چه راه‌اندازی کسب‌وکار، با اطلاعات ناقص گرفته می‌شود. دو واکنش معمول به این وضعیت وجود دارد. گروه اول سعی می‌کنند همه‌چیز را بدانند و در «فلج تحلیل» گیر می‌کنند. گروه دوم به شهود یا شانس تکیه می‌کنند و گاهی ضربه می‌خورند.

راه سوم یک سیستم است: مجموعه‌ای از قواعد که کمک می‌کند در هر موقعیت، فقط روی معدود چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً قابل‌شناخت‌اند و بقیه‌ی نویز را کنار بگذارید.

درس اول: به شاخص مهم‌تر نگاه کنید، نه شاخص مشهورتر

داستانی نقل می‌شود درباره‌ی یکی از سرمایه‌گذاران مشهور رشد که در دوران دانشجویی در یک بازی تخته‌ای بیسبال دائماً از هم‌اتاقی‌اش می‌باخت. وقتی راز برنده شدن را پرسید، جواب این بود: به آمار پرزرق‌وبرق مثل میانگین ضربه‌ها توجه نکن؛ سراغ شاخص کم‌سروصداتر اما اثرگذارتر مثل «درصد رسیدن به پایگاه» برو.

این درس برای همه‌ی تصمیم‌ها قابل‌استفاده است: شاخص‌هایی که همه می‌بینند، لزوماً مهم‌ترین نیستند. در سرمایه‌گذاری، قیمت روزانه‌ی سهم و تیتر اخبار شاخص‌های پرسروصدایی هستند، اما شاخص‌های ساکت‌تر مثل کیفیت سد رقابتی، بازده سرمایه‌ی به‌کارگرفته‌شده و جریان نقد آزاد معمولاً اطلاعات بسیار بیشتری دارند. می‌توانید نوشته‌ی «جریان نقد آزاد در برابر سود خالص» را در این زمینه ببینید.

درس دوم: همه‌چیز در نهایت درصد و احتمال است

بازیکنان حرفه‌ای هنگام تصمیم‌گیری در لحظه، مسیر را از میان گزینه‌های ممکن انتخاب می‌کنند و در پایان می‌دانند که نتیجه، بازی درصدهاست. یکی از آن‌ها گفته است که در نهایت همه‌چیز درصد است. این نگاه، تصمیم‌گیری را از «درست یا غلط» به «احتمال بهتر یا بدتر» تبدیل می‌کند.

وقتی احتمالی فکر کنید:

  • یک نتیجه‌ی بد لزوماً به معنای تصمیم بد نیست. شاید تصمیم درست بود و فقط بخت یار نبود.
  • یک نتیجه‌ی خوب لزوماً نشانه‌ی تصمیم درست نیست. شاید فقط شانس آورده‌اید.
  • هدف شما بالا بردن میانگین کیفیت تصمیم‌ها در طول زمان است، نه برد در هر دور.

برای تقویت این نگاه، نوشته‌ی «نرخ پایه: چرا بیشتر سهام‌ها بازار را شکست نمی‌دهند» مثال خوبی از فکر احتمالاتی در سرمایه‌گذاری می‌دهد.

چگونه یک سیستم سه‌مرحله‌ای بسازیم؟

برای هر حوزه‌ی تصمیم‌گیری می‌توانید همین الگو را به کار ببرید:

  1. چیزهایی را که واقعاً می‌توانید بدانید مشخص کنید. در سرمایه‌گذاری مثلاً: آیا شرکت ماموریت روشن دارد؟ آیا سد رقابتی پهن دارد؟ آیا قیمت منطقی است؟ این‌ها را می‌شود بررسی کرد؛ پیش‌بینی قیمت ماه آینده را نه.
  2. قواعد ورود و خروج را از قبل بنویسید. وقتی هیجان بالاست، سیستمِ مکتوب جلوی تصمیم‌های لحظه‌ای را می‌گیرد.
  3. فقط وقتی تصمیم بگیرید که همه‌ی معیارها برقرارند. و تا وقتی معیارها برقرارند، نگه دارید.

برای نمونه، یک سیستم ساده‌ی سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌تواند این باشد: شرکت‌هایی با ماموریت روشن، سد رقابتی پهن و قیمت معقول را بخر و تا زمانی که این ویژگی‌ها پابرجا هستند، نگه دار. هر چیز دیگر، مثل نوسان روزانه یا پیش‌بینی‌های کلان، نویز است.

نشانه‌های سیستم خوب

یک سیستم خوب این ویژگی‌ها را دارد:

  • ساده است و در یک صفحه جا می‌شود.
  • قابل‌سنجش است؛ یعنی پایان هر دوره می‌توانید ببینید به آن عمل کرده‌اید یا نه.
  • انعطاف‌پذیر است؛ هر سال بازبینی می‌شود، اما نه در میانه‌ی هیجان.
  • بر فرایند تمرکز دارد، نه فقط بر نتیجه.

برای آشنایی با نوشتن اصول شخصی، نوشته‌ی بیانیه‌ی سیاست سرمایه‌گذاری را هم بخوانید.

پرسش‌های متداول

آیا سیستم‌مندی یعنی انعطاف‌نداشتن؟ نه. سیستم باید در فواصل مشخص بازبینی شود. فقط نباید وسط هیجان تغییرش دهید.

اگر سیستم من یک دوره نتیجه‌ی بد داد، باید رهایش کنم؟ ابتدا ببینید آیا بد بودن نتیجه به خاطر شانس بود یا ایراد منطق سیستم. یک دوره‌ی کوتاه معمولاً برای قضاوت کافی نیست.

این رویکرد فقط برای سرمایه‌گذاری است؟ خیر. هر حوزه‌ای که با عدم قطعیت سروکار دارد، مثل استخدام، بودجه‌ریزی یا انتخاب پروژه، از چنین الگویی سود می‌برد.

چند معیار برای یک سیستم کافی است؟ معمولاً سه تا پنج معیار کلیدی. بیشتر از آن اغلب به نویز و پیچیدگی می‌انجامد.

جمع‌بندی

در جهانی که پیش‌بینی‌ناپذیر است، موفقیت از سیستمی می‌آید که تمرکزتان را به معدود چیزهای قابل‌شناخت محدود می‌کند و نتیجه‌ها را احتمالاتی می‌بیند. شاخص‌های مهم‌تر را به‌جای شاخص‌های مشهورتر انتخاب کنید، قواعد را از قبل بنویسید و تا وقتی شرایط برقرار است، صبور بمانید.