کمکردن وزن سهم برنده یکی از سختترین کارهای سرمایهگذاری است؛ چون تقریباً همیشه در لحظهای انجام میشود که سهم هنوز دارد بالا میرود و تصمیم شما اشتباه به نظر میرسد. این نوشته مثالی واقعی از سهمی را بررسی میکند که سرمایهگذارش از شدت صعودش به یک سبد پرریسک رسید و بعد با سقوط سنگین روبهرو شد. میبینیم چرا کاهش وزن حتی وقتی درست است احساس بدی دارد و چطور میتوان با یک قاعدهی ساده از آن جلوگیری کرد.
ماجرای سهمی که ۴٬۳۰۰ درصد رشد کرد
سرمایهگذاری سهم یک شرکت فناوری تجارت الکترونیک را در سال ۲۰۱۷ در حدود ۴ دلار خرید. تا آخرین هفتههای نوامبر ۲۰۲۱ این سهم حدود ۴٬۳۰۰ درصد رشد کرده بود و تنها نوزده درصد کل سبد واقعی او را تشکیل میداد.
سپس همهچیز عوض شد. قیمت سهم حدود ۸۵ درصد افت کرد و سبد به شدت آسیب دید.
وقتی این ماجرا را تعریف میکنیم، معمولاً میگوییم: «قیمت آن موقع رشد حدود ۹۰ درصدی فروش در ۱۰ سال آینده را فرض کرده بود (با یک حاشیهی سود جریان نقد مشخص). باید وزن سهم را به ۷ درصد میرساندم.» اما این روایت کامل نیست. در واقع او احتمالاً باید از اواسط ۲۰۲۰ شروع به کمکردن وزن میکرد؛ و بیش از یک سال، این کار تصمیمی کاملاً اشتباه به نظر میرسید، چون سهم همچنان بالا میرفت.
چرا درستبودن دیرهنگام احساس بدی دارد؟
وقتی سهمی را زود میفروشید یا وزنش را کم میکنید و بعد باز هم صعود میکند، سه فشار روانی همزمان سراغتان میآید:
- پشیمانی: هر روز میبینید سودی که میتوانستید داشته باشید.
- غرور آسیبدیده: دیگران که ماندهاند بیشتر سود کردهاند.
- تردید: شروع میکنید به شککردن در تحلیلی که واقعاً درست بود.
دربارهی اینکه چرا فروش زودهنگام میتواند گران تمام شود، فروش زودهنگام سهم را ببینید. اما اشتباه گرفتن «کمکردن وزن» با «فروش کامل» هم خطرناک است. کمکردن وزن یعنی بخشی از شرط را بردارید و بخش دیگر را نگه دارید.
همان سهم، امروز
اکنون سهم همان شرکت خوب بازیابی کرده است. اگر بخواهیم با محاسبهی ساده نگاه کنیم، برای توجیه قیمت فعلی، درآمد شرکت باید حدود ۲۴ درصد در سال رشد کند و این رشد تا سال ۲۰۴۰ ادامه یابد.
آیا این ممکن است؟ بله. آیا محتمل است؟ نه چندان.
برای اینکه ببینید یک قیمت چه رشدی را از شرکت انتظار دارد، روش DCF معکوس ابزار خوبی است. چنین محاسبهای به شما نمیگوید سهم را بفروشید یا نه؛ به شما میگوید قیمت چه انتظاری را در خود جا داده است.
راهحل میانه: سقف وزن
در چنین موقعیتی، راه حل نه فروش کامل است و نه نگهداشتن بیقید. راه حل «سقف وزن» است. مثلاً این قاعده را از قبل بنویسید:
این سهم هرگز بیش از ۵ درصد سبد من نباشد.
مزیت قاعدهی سقف وزن چیست؟
- تصمیم را از احساس جدا میکند. وقتی وزن به سقف رسید، بدون بحث کم میکنید.
- از دو خطا جلوگیری میکند. هم خطر تمرکز بیش از حد، هم خطر خروج کامل از شرکت خوب.
- امکان ماندن را فراهم میکند. شما هنوز در سهم هستید و اگر رشد ادامه یابد، بخشی از آن را میبرید.
این همان چیزی است که میشود نام «میانهی دلپذیر» بر آن گذاشت: بدبینی معقول در کنار خوشبینی چنددهساله. شاید بازدهِ ستارهای نسازد، اما در بلندمدت بازار را شکست میدهد و مهمتر از آن، شما را از آسیبهای بزرگ دور نگه میدارد. برای مرور مواردی که فروش توجیه دارد، به چه زمانی سهم را بفروشیم هم نگاه کنید.
یک مثال عددی ساده
فرض کنید سبدی ۱۰۰ میلیون تومانی دارید و یک سهم به ۲۰ درصد آن رسیده، یعنی ۲۰ میلیون. سقف شما ۵ درصد است.
- اگر قیمت نصف شود، ۱۰ میلیون از دست میدهید؛ یعنی ۱۰ درصد کل سبد.
- اگر در ۵ درصد بمانید و همین اتفاق بیفتد، فقط ۲٫۵ میلیون، یعنی ۲٫۵ درصد سبد را از دست میدهید.
تفاوت ۷٫۵ درصدی در سبد، همان چیزی است که باعث میشود پس از یک سقوط هنوز روحیه و سرمایهی کافی برای ادامه داشته باشید.
پرسشهای متداول
آیا کمکردن وزن با گرفتن سود یکی است؟ تقریباً. تفاوت در قصد است: در کمکردن وزن، دلیل شما کنترل ریسک و ارزشگذاری است، نه حدس دربارهی افت آینده.
چه سقفی مناسب است؟ به تحمل ریسک شما و کیفیت کسبوکار بستگی دارد. بسیاری از سرمایهگذاران بلندمدت سقفهایی بین ۵ تا ۱۵ درصد را انتخاب میکنند.
اگر سهم بعد از کمکردن وزن باز هم بالا برود چه؟ احتمالاً این اتفاق میافتد و طبیعی است. یادآوری کنید که هدف شما حداکثر بازده نبود؛ هدف ماندن در بازی بود.
آیا قاعده را باید همیشه رعایت کرد؟ قاعده برای همین است که در لحظهی هیجان رعایت شود. اگر خواستید آن را تغییر دهید، در زمان آرامش و با دلیل مکتوب این کار را بکنید.
جمعبندی
کمکردن وزن سهم برنده طبیعتاً ناراحتکننده است، چون احتمالاً مدتی اشتباه به نظر میرسد. اما با یک سقف مشخص، ارزیابی انتظارات قیمت و پذیرش اینکه بخشی از سود را از دست خواهید داد، میتوانید هم در شرکت خوب بمانید و هم از آسیبهای سنگین دور شوید.