در مدل جریان نقد تنزیلشده معمول، رشد را فرض میکنیم و ارزش را حساب میکنیم. در DCF معکوس مسیر را برعکس میرویم: قیمت فعلی بازار را میدانیم و میپرسیم برای توجیه این قیمت، شرکت باید با چه سرعتی رشد کند. جواب این سؤال به ما میگوید بازار چقدر خوشبین یا بدبین است.
DCF معکوس یعنی چه؟
DCF معکوس روش ارزشگذاریای است که از قیمت بازار، نرخ رشد ضمنی را بیرون میکشد. بعد سرمایهگذار میتواند بررسی کند آیا این رشد بیش از حد خوشبینانه است یا بدبینانه.
مثل مدل DCF عادی، این ابزار هم بیشتر برای شرکتهای مراحل چهارم و پنجم چرخهی رشد، یعنی شرکتهای بالغ با جریان نقد پایدار، مناسب است. اگر هنوز مدل مستقیم را نمیشناسید، ابتدا آموزش DCF را بخوانید.
پنج گام روش
گام اول: جریان نقد آزاد ۱۲ ماه اخیر
جریان نقد عملیاتی منهای مخارج سرمایهای را از صورت جریان وجوه نقد بردارید. این همان نقطهی شروع مدل مستقیم است.
گام دوم: نرخ رشد نهایی
نرخ رشد نهایی نرخ ثابتی است که فرض میکنیم جریان نقد شرکت تا ابد با آن رشد کند. معیار خوب برای آن، رشد تولید ناخالص داخلی کشوری است که شرکت در آن فعالیت میکند. اگرچه این عدد نوسان دارد، بازهی ۲ تا ۳ درصد معمولاً برآورد معقولی است.
گام سوم: نرخ تنزیل
نرخ تنزیل بازده سالانهای است که میخواهید از سهم بگیرید. هر چه جریان نقد پرخطرتر، نرخ بالاتر. برای نمونه ۸ درصد برای شرکتی با جریان نقد پایدار مثل تولیدکنندهی نوشیدنی و ۱۲ درصد برای یک سهم پرنوسان فناوری.
گام چهارم: پیدا کردن نرخ رشد ضمنی
حالا که قیمت فعلی را میدانیم، همان فرایند DCF را با نرخهای رشد مختلف اجرا میکنیم تا ببینیم کدام نرخ، ارزش مدل را با قیمت بازار برابر میکند. آن نرخ، توقع رشد جا گرفته در قیمت است.
برای نمونه، اگر جریان نقد آزاد شرکتی ۱۰۰ واحد، نرخ تنزیل ۱۰ درصد و نرخ رشد نهایی ۳ درصد باشد، با فرمول سادهی رشد پایدار ارزش شرکت حدود ۱۰۰ × ۱٫۰۳ ÷ (۰٫۱۰ − ۰٫۰۳) ≈ ۱٬۴۷۱ واحد میشود. اگر ارزش بازار آن ۲٬۰۰۰ واحد باشد، یعنی بازار رشد بیشتری از ۳ درصد را قیمتگذاری کرده است و باید بررسی کنیم آیا شرکت میتواند چنین رشدی را تحقق دهد. این مثال فقط برای فهم منطق است.
گام پنجم: این رشد خوشبینانه است یا بدبینانه؟
نرخ ضمنی را با رشد تاریخی جریان نقد شرکت بسنجید. جریان نقد سالهای قبل را از صورتهای مالی یا ابزارهای پژوهش سرمایهگذاری به دست آورید.
اگر رشد ضمنی از رشد تاریخی بیشتر بود
در این حالت باید از خود بپرسید:
- آیا درآمد شرکت تکرارشونده و مقاوم در برابر رکود است؟
- آیا سد رقابتی شرکت در حال گسترش یا دستکم پایدار است؟
- آیا حاشیههای سود ثابت یا رو به بهبودند؟
اگر پاسخ همهی اینها مثبت است، شاید شرکت سزاوار نرخ رشد بالاتری از متوسط تاریخی باشد. در غیر این صورت، رشد ضمنی در قیمت بیش از حد خوشبینانه است و باید احتیاط کرد. برای سنجش سد رقابتی، آزمون سد رقابتی را ببینید.
مزیت اصلی DCF معکوس
مدل مستقیم میتواند ما را به تأیید فرضهای خودمان بکشاند. مدل معکوس برعکس عمل میکند و ما را مجبور میکند فرضهای بازار را بشناسیم. به همین دلیل مکمل خوبی برای مدل مستقیم و ضریبهای ارزشگذاری است.
پرسشهای متداول
فرق DCF معکوس با DCF عادی چیست؟
در DCF عادی رشد ورودی و ارزش خروجی است. در DCF معکوس قیمت ورودی و رشد ضمنی خروجی است.
نرخ رشد نهایی را چقدر بگذارم؟
معمولاً ۲ تا ۳ درصد، نزدیک به رشد بلندمدت اقتصاد. بیشتر از آن به این معنی است که شرکت از اقتصاد بزرگتر شود.
آیا برای شرکتهای جوان کاربرد دارد؟
کم. جریان نقد پیشبینیناپذیر است و خروجی گمراهکننده میشود.
نتیجه چطور به تصمیم خرید تبدیل میشود؟
اگر رشد ضمنی پایینتر از آنچه واقعبینانه میدانید باشد، حاشیهی ایمنی دارید. اگر بالاتر باشد، قیمت به شما فشار میآورد.
جمعبندی
قبل از پرسیدن «این سهم چقدر میارزد؟» میتوانید بپرسید «بازار چه چیزی را باور کرده است؟». DCF معکوس همین کار را میکند و کمک میکند بین قیمت و واقعیت فاصلهای معقول بگذارید.