در مدل سه صورت مالی یک خطا بارها و بارها تکرار میشود: ساختن ترازنامه از روی صورت جریان وجوه نقد. این روش از نظر حسابداری غلط نیست، اما از نظر مدلسازی مشکلساز است. در این نوشته میبینیم چرا و راه درست چیست.
خطا دقیقاً چیست؟
فرض کنید قرار است ۱۰ میلیون تومان تجهیزات بخرید. بسیاری از افراد تازهکار اینطور فکر میکنند: «این مبلغ خروج نقد است، پس اول آن را در صورت جریان وجوه نقد مینویسم و بعد همان عدد را به ترازنامه، در بخش دارایی ثابت، منتقل میکنم.»
منطقش قابلفهم است: «فرض نقدی من باید به صورت جریان نقد برود.» ولی وقتی هم ترازنامه به جریان نقد پیوند دارد و هم جریان نقد به ترازنامه، احتمال خطا و ارجاع دایرهای ناخواسته بالا میرود. در مدلهای بزرگ این گرهها پیدا کردن را بسیار سخت میکنند.
راه درست: ترتیب ساخت
ترتیب درست ساخت مدل این است:
- صورت سود و زیان را بسازید.
- ترازنامه را بسازید.
- در پایان، صورت جریان وجوه نقد را با روش غیرمستقیم بسازید.
صورت جریان نقد در این ترتیب «محصول» دو صورت دیگر است و هیچ ورودی مستقیم ندارد.
روش غیرمستقیم یعنی چه؟
روش غیرمستقیم یعنی از اقلامی که قبلاً در سود و زیان و ترازنامه وجود دارند استفاده کنید و تفاوت بین دورهها را حساب کنید. ساختار کلی این است:
- سود خالص (از صورت سود و زیان)
- بهعلاوهی استهلاک (از صورت سود و زیان)
- بهعلاوه یا منهای تغییرات داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام
قاعدهی علامتها
برای داراییها، ماندهی دورهی قبل منهای ماندهی دورهی جاری را حساب میکنیم. افزایش دارایی یعنی مصرف نقد. برای مثال، ماندهی پایان ماه اول حسابهای دریافتنی منهای ماندهی پایان ماه دوم.
برای بدهیها، ماندهی دورهی جاری منهای ماندهی دورهی قبل را حساب میکنیم. افزایش بدهی یعنی ورود نقد. برای مثال، ماندهی پایان ماه دوم حسابهای پرداختنی منهای ماندهی پایان ماه اول.
برای حقوق صاحبان سهام هم مثل بدهیها: ماندهی جاری منهای ماندهی قبلی، مثلاً سرمایهی پرداختشده.
تنها استثنا: داراییهای ثابت
برای دارایی ثابت لازم است استهلاک را هم کم کنید، چون استهلاک قبلاً در بخش عملیاتی صورت جریان نقد، یعنی در ابتدای آن، به سود اضافه شده است. پس فرمول چنین میشود: ماندهی ابتدای دارایی ثابت منهای ماندهی پایان آن، منهای استهلاک همان دوره.
مثال عددی ساده
فرض کنید در ماه اول ماندهی دارایی ثابت ۵۰ میلیون تومان است. در ماه دوم تجهیزات جدید میخرید و ماندهی پایان ماه دوم، بعد از احتساب استهلاک ۲ میلیون تومانی، به ۵۸ میلیون تومان میرسد.
- ماندهی ابتدا منهای ماندهی پایان: ۵۰ − ۵۸ = ۸−
- منهای استهلاک: ۸− − ۲ = ۱۰−
یعنی خروج نقد ۱۰ میلیون تومان از بخش سرمایهگذاری. همان عدد خرید تجهیزات است که در ابتدا قصد داشتیم، بدون اینکه آن را مستقیم وارد جریان نقد کنیم.
نکتهی اصلی
هیچ اطلاعات پیشبینیای را مستقیم به صورت جریان وجوه نقد وصل نمیکنید. هر آنچه لازم است در سود و زیان و ترازنامه وجود دارد. یک بار صورت جریان نقد را با روش غیرمستقیم بسازید و دیگر دستکاریاش نکنید. اگر صورت جریان نقد درست محاسبه شود، ترازنامهی شما هم همیشه تراز میماند و بررسی تراز بودن آن بهترین آزمون سلامت مدل است.
برای مرور گامبهگام این ساخت، مدلسازی صورت جریان وجوه نقد و مدل سه صورت مالی؛ مهمترین مهارت یک مدلساز را ببینید.
چرا این خطا اینقدر رایج است؟
دلیلش این است که ذهن ما بهطور طبیعی دنبال «پول» میگردد. وقتی قرار است خرجی انجام شود، اولین فکر این است که «پول از کجا خارج میشود؟». اما مدل مالی ابزاری است که باید از دل سود و زیان و ترازنامه جریان نقد را «نتیجه» بگیرد. تفکر درست این است که ابتدا ببینیم کدام دارایی یا بدهی تغییر کرده و سپس اثر نقدی آن را حساب کنیم.
پرسشهای متداول
آیا ساختن ترازنامه از جریان نقد از نظر حسابداری اشتباه است؟
نه، از نظر حسابداری مشکلی ندارد، اما در مدلهای بزرگ احتمال خطا و ارجاع دایرهای را بالا میبرد.
روش مستقیم هم برای مدل سه صورت مناسب است؟
برای مدل سه صورتی روش غیرمستقیم کافی و ایمنتر است. روش مستقیم برای پیشبینی دقیق نقد هفتگی به کار میرود.
اگر ترازنامه تراز نشد چه کنم؟
اول علامت تغییرات داراییها و بدهیها را بررسی کنید، سپس ببینید استهلاک دوبار کم یا اضافه نشده باشد.
آیا باید هر ماه صورت جریان نقد را دوباره بسازم؟
خیر. وقتی یک بار بهدرستی ساخته شود، با تغییر فرضها خودکار بهروز میشود.
جمعبندی
ترتیب را به خاطر بسپارید: اول سود و زیان، بعد ترازنامه و در پایان صورت جریان نقد با روش غیرمستقیم. همین یک اصلاح ساده بسیاری از خطاهای مدل را از بین میبرد و اعتماد دیگران به مدل شما را بالا میبرد.