بیشتر ما اولین ایدهای را اجرا میکنیم که اکثر حاضران جلسه، یا بدتر، پرحقوقترین فرد اتاق، میپسندد. اما بزرگترین گشایش برای تصمیمگیری بهتر، تولید گزینههای بیشتر است. قاعدهی سادهی «پنج تا ده گزینه» کمک میکند پیش از تصمیمهای مهم از اولین پاسخ فراتر بروید. در این یادداشت میخوانید چرا کار میکند و چطور در کار روزمره از آن استفاده کنید.
چرا اولین ایده معمولاً کافی نیست؟
وقتی گروهی از آدمها دور هم جمع میشوند، پدیدهای روانشناختی به نام «گروهاندیشی» کار میکند. آدمها در رفتار جمعی شبیه جانوران گلهایاند: اگر دیگران با ایدهای موافق باشند، فکر میکنیم حتماً خوب است. اما موافقت به معنای کیفیت نیست. حتی گاهی موافقت سریع یعنی هیچکس گزینهی دیگری روی میز نگذاشته است. اگر میخواهید با این سوگیری بیشتر آشنا شوید، سوگیریهای شناختی در تصمیمگیری مالی را بخوانید.
درسی از نویسندگی و اختراع
جملات معروفی دربارهی نوشتن هست که میگوید نوشتن مثل باز کردن شیر آب در خانهای قدیمی است: اول گلولای و آب کثیف میآید، اما هرچه بیشتر بریزید، آب خوب زودتر جاری میشود. این تصویر نشان میدهد که نویسندگان موفق پس از یکی دو پیشنویس متوقف نمیشوند. برای کار برجسته باید بیشتر تولید کنید؛ یعنی گزینههای بیشتر.
نمونهی دیگر مخترع جاروبرقی بدون کیسهی چرخاندار است. گفته میشود او ۵۱۲۷ نمونهی اولیه ساخت تا به طرح نهایی رسید. او طرح اول را مرتب اصلاح نکرد تا کار کند؛ تعداد زیادی گزینه را امتحان کرد.
قاعدهی عملی: پنج تا ده گزینه
هر وقت باید تصمیمی مهم بگیرید، تا میتوانید راههای مختلفی برای حل مسئله بنویسید؛ دستکم پنج تا ده گزینه. شاید غافلگیر شوید که ایدههای هشتم، نهم و دهم چقدر از اولی خلاقتر است. چون گزینههای ابتدایی معمولاً همانهاییاند که همه فکر میکنند؛ گزینههای آخر مجبورتان میکنند از چارچوب معمول بیرون بیایید.
چهار گام اجرا
۱. اولین ایده را ثبت کنید ولی داوری نکنید
ایدهی اول را بنویسید و کنار بگذارید. دلیل این کار آن است که ذهن را از چسبیدن به آن رها کنید.
۲. گزینههای بیشتر بنویسید
حتی ایدههای عجیب را. میتوانید فردی را مأمور کنید که گزینههای مخالف را مطرح کند، یا از هر نفر بخواهید قبل از بحث، فهرست خودش را بنویسد. نوشتن مستقل جلوی اثر گروه را میگیرد. تکنیک مرتبط، پرورش مخالفت برای تصمیم بهتر است.
۳. بگذارید گزینههای آخر ظاهر شوند
وقتی گزینههای آشکار تمام شد، ادامه دهید. سه چهار گزینهی آخر معمولاً بدیعترند.
۴. حالا ارزیابی کنید
گزینهها را با معیارهای روشن مقایسه کنید: هزینه، ریسک، زمان، و اثر بر هدف. ترکیب دو گزینه هم گاهی بهترین نتیجه را میدهد.
مثال از دنیای مالی
فرض کنید مدیر بازاریابی بودجهی اضافه میخواهد. گزینهی اول این است که بودجه را بدهیم. اما اگر پنج تا ده گزینه بنویسید، شاید اینها هم بیایند: بودجهی مرحلهای با شرط تحقق شاخص، انتقال بودجه از کانال کمبازده، آزمون کوچک پیش از سرمایهگذاری کامل، شراکت با شرکت دیگر، یا به تعویق انداختن تصمیم تا فصل بعد. این فهرست گفتوگو را از «بله یا نه» به «کدام راه بهتر است» میبرد.
اگر در تیم مالی نقش شریک کسبوکار دارید، میتوانید همکاران واحدهای دیگر را هم به تولید گزینههای بیشتر تشویق کنید. راهنمای شریک مالی کسبوکار دربارهی این نقش بیشتر توضیح داده است.
اشتباههای رایج
| اشتباه | اثر | اصلاح |
|---|---|---|
| توقف در اولین ایده | گزینهی ضعیف | حداقل پنج گزینه |
| بحث پیش از نوشتن | اثر گروه | نوشتن مستقل |
| قضاوت همزمان با تولید | سانسور ایده | جداکردن تولید و ارزیابی |
| فقط گزینههای «معقول» | تکرار روش قبلی | یک گزینهی جسورانه |
پرسشهای متداول
آیا همیشه باید ده گزینه بنویسم؟ نه. برای تصمیمهای کوچک لازم نیست. این قاعده برای تصمیمهای مهم، پرهزینه یا برگشتناپذیر است.
اگر زمان کم باشد چه کنم؟ حتی ده دقیقهی نوشتن مستقل گزینهها بهتر از هیچ است. هدف را پنج گزینه بگذارید.
گزینههای بد وقتتلفکن نیستند؟ گزینهی بد گاهی مسیر ایدهی خوب را باز میکند. هزینهی نوشتنش کم است و ارزیابی بعدی آن را حذف میکند.
جمعبندی
بزرگترین اهرم برای تصمیمگیری بهتر، تولید گزینههای بیشتر است. در تصمیم مهم بعدیتان اول ایدهی آشکار را کنار بگذارید، حداقل پنج گزینه بنویسید و بعد ارزیابی کنید. احتمالاً گزینهای مییابید که پیش از آن به ذهن هیچکس نرسیده بود.