سرمایه‌گذاری

خرید کسب‌وکار برای بار اول: ۲۰ قاعده‌ی مالی

تاریخ
زمان مطالعه۶ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

خرید یک کسب‌وکار فعال می‌تواند راهی برای ساختن درآمد پایدار باشد، اما برای اولین بار خطاهای پرهزینه‌ای در کمین است. خرید کسب‌وکار برای بار اول یعنی با پول، بدهی و ریسک واقعی طرف شدن. در این نوشته ۲۰ قاعده‌ی عملی را مرور می‌کنیم که کمک می‌کند معامله‌ی اول، آخرین معامله‌تان نباشد. بیشتر قواعد درباره‌ی عدد، ساختار پرداخت و مدیریت ریسک است.

چرا خرید کسب‌وکار مسیر چهارم ثروت‌سازی است؟

سه راه سنتی درآمد عبارت‌اند از کار برای دیگران، سرمایه‌گذاری (مثلاً سهام یا ملک) و راه‌اندازی کسب‌وکار از صفر. گزینه‌ی چهارم، خرید یک کسب‌وکار موجود است. مزیت آن این است که مشتری، درآمد و سیستم از قبل وجود دارد و معمولاً از شروع از صفر نرخ شکست کمتری دارد. اما شرط دارد: باید بدانید وارد چه چیزی می‌شوید. قواعد زیر برای همین است.

گروه اول: انتخاب کسب‌وکار و ساختار پرداخت

  • 1) سراغ کسب‌وکار زیان‌ده یا نیازمند احیا نروید. تا حرفه‌ای نشده‌اید، کسب‌وکاری بخرید که همین حالا سودآور و دارای جریان نقد است.
  • 2) در معامله‌ی اول وام با تضمین شخصی سنگین نگیرید. اگر فقط ۱۰۰ هزار دلار نقد دارید و برای کسب‌وکار ۲ میلیون دلاری وام با ضمانت شخصی می‌گیرید، ممکن است همه‌ی پس‌انداز و حتی خانه‌تان را از دست بدهید. وزن بدهی‌ای که نمی‌توانید بازپرداخت کنید سنگین‌تر از هر سود احتمالی است.
  • 3) ریسک را پخش کنید. لازم نیست همه‌ی معامله را خودتان تأمین کنید؛ از تأمین مالی فروشنده، سرمایه‌گذار و ترکیب وام‌ها استفاده کنید و برای معامله‌ی اول خانه را رهن نگذارید. اگر هزینه‌ی سالانه‌ی کسب‌وکار ۲۰۰ هزار دلار است، دست‌کم معادل یک سال هزینه را به‌عنوان ذخیره‌ی اضطراری کنار بگذارید.
  • 4) تأمین مالی توسط فروشنده را امتحان کنید. وقتی فروشنده باید از سود خودِ کسب‌وکار طلبش را بگیرد، کمتر کسب‌وکار بی‌سودی به شما می‌فروشد. حتی می‌توانید قیمت کل را کمی بالاتر بپذیرید، به شرطی که اگر پرداخت نکردید، فروشنده بتواند کسب‌وکار را پس بگیرد؛ در بدترین حالت زمان و کسب‌وکار را از دست می‌دهید، نه نقدینگی کلان.
  • 5) معامله‌ی شراکتی با سهم درآمد و سود. اگر تجربه‌تان کم است، می‌توانید با تخصص یا نیروی کار شریک شوید. مثلاً در حوزه‌ی بازاریابی پیشنهاد دهید درآمد مالک را ۲۵ درصد افزایش می‌دهید و در ازای آن ۱۵ درصد از درآمد جدید، ۱۵ درصد سهام و ۱۵ درصد از سودهای تقسیم‌شده می‌گیرید.

گروه دوم: مدیریت ریسک و سناریو

  • 6) راه خروج داشته باشید. بدانید در صورت نیاز چه کسی و با چه سرعتی کسب‌وکار را می‌خرد. بهتر است پیش از خرید، خریدار بعدی را بشناسید.
  • 7) سناریوی بدترین سال. اگر بدترین سال همین امسال بود، باز هم سودآور می‌ماندید؟ اگر فروش ۵۰ درصد افت کند چه؟ اگر جواب منفی است، یا معامله را رها کنید یا ساختارش را عوض کنید. آزمون استرس پیش‌بینی مالی روش‌هایی برای این کار دارد.
  • 8) برنامه‌ی موجودی نقد. بسیاری از کسب‌وکارها نمی‌دانند چقدر نقد دارند و اگر فروش متوقف شود تا کی دوام می‌آورند. شما باید بدانید و برای تأمین نقدینگی ظرف ۶۰ روز برنامه داشته باشید. یک داشبورد ساده شامل فروش هفتگی، ماهانه و سال‌تاکنون (واقعی در برابر پیش‌بینی) و در پایین سود، هزینه‌ها، حاشیه، مانده‌ی حساب‌ها و دوره‌ی بقا کافی است.
  • 9) کسب‌وکاری نخرید که شغل نفرت‌انگیز بشود. معامله‌های بسیار کوچک ریسک را کم می‌کنند ولی گاهی اجرای آن‌ها لذت‌بخش نیست؛ تعادل لازم است.
  • 10) معامله را پنهان نکنید. شرایط نهایی و تحلیل را قبل از خرید به یک دوست منتقد نشان دهید و تا وقتی او هم قانع نشد اصلاح کنید.
  • 11) هرگز معامله‌ای نکنید که بتواند بیش از ۲۰ درصد دارایی خالص شما را از بین ببرد. با رشد ثروت این سقف باید حتی پایین‌تر شود. قبل از دیدن معامله‌ها عدد خودتان را بدانید.
  • 12) به فرنچایز با احتیاط نگاه کنید. فروش مجدد آن‌ها دشوارتر و هزینه‌های اجباری‌اش بیشتر است.

گروه سوم: ارزش‌گذاری و شراکت

  • 13) همه‌ی تجهیزات بزرگ را ارزیابی کنید. در یک مثال، معامله‌ای در حوزه‌ی حمل‌ونقل به‌دلیل نبود ارزیابی مستقل کامیون‌ها دچار مشکل شد. قبل از فروش، تعمیرها گاهی طوری «وصله» می‌شوند که هزینه در سود و زیان دیده نشود؛ پس برای دارایی، موجودی و ملک یک یا دو ارزیابی بگیرید. این موضوع با تعدیل‌های EBITDA هم ارتباط نزدیک دارد.
  • 14) با شریک محتاط باشید. شریک بدون سرمایه‌ی نقد سهم نگیرد و سهم باید با برنامه‌ی تعلق تدریجی (وستینگ) باشد. شراکت پنجاه-پنجاه را کنار بگذارید و قرارداد شراکت با خروج از پیش تعیین‌شده بنویسید.
  • 15) شغل فعلی را نگه دارید. مگر آنکه کسب‌وکار را کاملاً ریسک‌زدایی کرده باشید یا ذخیره‌ی نقد قابل‌توجهی داشته باشید.
  • 16) معامله زمان می‌برد. حدود ۳ تا ۶ ماه تا بسته‌شدن و ۶ تا ۱۲ ماه دیگر تا روان‌شدن کار.
  • 17) ریسک «رسیدن به صفر» را مدل کنید. مثلاً اگر شرکت مدیریت ملک ۳۰ مشتری دارد و ۲۰ تای آن‌ها متعلق به یک گروه است، رفتن آن گروه یک‌شبه کسب‌وکار را نابود می‌کند. راه حل: کاهش قیمت یا نگه‌داشتن بخشی از پول در امانت تا مشتری جدید بیاید.
  • 18) از کارشناس صنعت کمک بگیرید. تجربه‌ی دیگران ارزان‌تر از خطای خودتان است.
  • 19) گزارش مالی منظم. صورت سود و زیان، جریان نقد و دسترسی دائمی به حساب بانکی لازم است؛ مثل دستگاه پایش علائم حیاتی در بیمارستان. سه صورت مالی اصلی را هم مرور کنید.
  • 20) عاشق معامله نشوید. نزدیک به بستن قرارداد، فروشنده ممکن است مبلغ بیشتری بخواهد یا سهم تأمین مالی را کم کند. خطوط قرمز را نگه دارید؛ معامله‌های بسیار دیگری هست.

پرسش‌های متداول

آیا بدون وام نمی‌شود کسب‌وکار خرید؟ می‌شود. تأمین مالی فروشنده، شریک و سرمایه‌گذار گزینه‌هایی هستند که ریسک را پخش می‌کنند.

چرا سقف ۲۰ درصد برای ضرر مهم است؟ چون یک شکست نباید شما را از بازی خارج کند. هدف زنده‌ماندن برای معامله‌ی بعدی است.

ذخیره‌ی اضطراری چقدر باشد؟ یک راهنمای رایج، معادل یک سال هزینه‌ی کسب‌وکار یا حداقل زمان لازم برای تأمین نقدینگی جایگزین است.

بررسی دقیق (دیو دیلیجنس) را از کجا شروع کنیم؟ از صورت‌های مالی، اظهارنامه‌ها، فهرست مشتریان و دارایی‌ها. نقشه‌ی راه خرید شرکت را ببینید.

جمع‌بندی

اولین خرید کسب‌وکار باید کوچک، سودآور و کم‌ریسک باشد. با پرهیز از بدهی سنگین، تأمین مالی مشترک با فروشنده، سناریوی بدترین سال، ارزیابی تجهیزات و گزارش مالی منظم، احتمال بقا و موفقیت را بالا می‌برید. پیش از دیدن معامله‌ی بعدی، سقف ضرر قابل‌تحمل خودتان را روی کاغذ بنویسید.