شاخص‌های حسابداری و مالی؛ کارایی روزانه در برابر خلق ارزش

شاخص‌های حسابداری و شاخص‌های مالی اغلب در یک داشبورد کنار هم می‌نشینند و با هم اشتباه گرفته می‌شوند. اما هر گروه به پرسش متفاوتی پاسخ می‌دهد. شاخص‌های حسابداری می‌پرسند «عملیات روزانه چقدر کارا است؟» و شاخص‌های مالی می‌پرسند «آیا شرکت ارزش خلق می‌کند؟». تفکیک این دو، گزارش مدیریتی را دقیق‌تر و گفت‌وگو با مدیران را ساده‌تر می‌کند.

تفاوت شاخص حسابداری و شاخص مالی در یک نگاه

ویژگی شاخص‌های حسابداری شاخص‌های مالی
تمرکز کارایی عملیات روزانه سلامت مالی و خلق ارزش
افق زمانی ماهانه و فصلی سالانه و چندساله
مخاطب اصلی کنترلر، مدیران عملیات، وصول و خرید مدیر مالی، مدیرعامل، هیئت‌مدیره، سرمایه‌گذار
نمونه دوره‌ی وصول مطالبات، گردش موجودی ارزش افزوده‌ی اقتصادی، بازده سرمایه‌ی به‌کاررفته
اهرم اقدام فرایند، سیاست اعتباری، خرید ساختار سرمایه، تخصیص سرمایه، سیاست تقسیم سود

به زبان ساده، شاخص‌های حسابداری «موتور» را پایش می‌کنند و شاخص‌های مالی «مقصد» را.

شاخص‌های حسابداری؛ کارایی عملیات روزانه

این گروه نشان می‌دهد دارایی‌ها، بدهی‌ها و جریان نقد روزمره چقدر خوب مدیریت می‌شوند.

مدیریت مطالبات

  • گردش حساب‌های دریافتنی = فروش نسیه‌ی خالص ÷ میانگین حساب‌های دریافتنی
  • دوره‌ی وصول مطالبات (DSO) = میانگین حساب‌های دریافتنی ÷ فروش نسیه‌ی خالص × ۳۶۵

این دو شاخص اثربخشی سیاست اعتباری و پیگیری وصول را می‌سنجند.

مدیریت پرداختنی‌ها

  • گردش حساب‌های پرداختنی = خرید ÷ میانگین حساب‌های پرداختنی
  • دوره‌ی پرداخت بدهی تجاری (DPO) = میانگین حساب‌های پرداختنی ÷ خرید × ۳۶۵

مدیریت موجودی

  • گردش موجودی = بهای تمام‌شده‌ی کالای فروش‌رفته ÷ میانگین موجودی
  • دوره‌ی نگهداری موجودی (DIO) = میانگین موجودی ÷ بهای تمام‌شده × ۳۶۵

سه شاخص DSO، DIO و DPO با هم چرخه‌ی تبدیل وجه نقد را می‌سازند.

بهره‌وری دارایی، نقد و حاشیه

  • گردش کل دارایی‌ها = فروش خالص ÷ میانگین کل دارایی‌ها
  • نسبت جریان نقد عملیاتی = جریان نقد عملیاتی ÷ بدهی‌های جاری
  • حاشیه‌ی سود ناخالص = (فروش خالص − بهای تمام‌شده) ÷ فروش خالص
  • حاشیه‌ی سود خالص = سود خالص ÷ فروش خالص

حاشیه‌ها اثربخشی قیمت‌گذاری، کنترل هزینه و مدیریت موجودی را نشان می‌دهند.

شاخص‌های مالی؛ سنجش خلق ارزش

این گروه می‌سنجد آیا شرکت سود کافی می‌سازد، سرمایه را درست به کار می‌گیرد و برای سهامدار ارزش ایجاد می‌کند.

سودآوری و ارزش

  • ارزش افزوده‌ی اقتصادی (EVA) = سود عملیاتی پس از مالیات (NOPAT) − (سرمایه‌ی به‌کاررفته × WACC)
  • سود هر سهم (EPS) = (سود خالص − سود سهام ممتاز) ÷ میانگین موزون تعداد سهام
  • نسبت قیمت به سود (P/E) = قیمت بازار هر سهم ÷ EPS

جریان نقد

  • جریان نقد آزاد (FCF) = جریان نقد عملیاتی − مخارج سرمایه‌ای

ساختار سرمایه

  • میانگین موزون هزینه‌ی سرمایه (WACC) = (E/V × Re) + (D/V × Rd × (۱ − نرخ مالیات))
  • نسبت بدهی به حقوق مالکانه = کل بدهی ÷ کل حقوق مالکانه

نقدینگی

  • نسبت جاری = دارایی‌های جاری ÷ بدهی‌های جاری
  • نسبت آنی = (دارایی‌های جاری − موجودی) ÷ بدهی‌های جاری

بازده سهامدار و دارایی

  • بازده حقوق مالکانه (ROE) = سود خالص ÷ میانگین حقوق مالکانه
  • نسبت تقسیم سود = سود تقسیمی ÷ سود خالص
  • بازده دارایی (ROA) = سود خالص ÷ میانگین کل دارایی‌ها
  • بازده سرمایه‌ی به‌کاررفته (ROIC) = EBIT × (۱ − نرخ مالیات) ÷ (بدهی بلندمدت + حقوق مالکانه − نقد)

تفاوت ظریف ROIC، ROE و ROA را در سه نسبت تخصیص سرمایه مفصل‌تر ببینید.

مثال عددی: پیوند DSO با ارزش افزوده‌ی اقتصادی

فرض کنید شرکتی با این ارقام (میلیارد تومان) دارید:

  • فروش نسیه‌ی سالانه: ۳۶۵؛ میانگین دریافتنی: ۶۰ ← DSO برابر ۶۰ روز
  • NOPAT: ۲۰
  • سرمایه‌ی به‌کاررفته: ۱۸۰
  • WACC: ۱۰ درصد

EVA = ۲۰ − (۱۸۰ × ۰٫۱۰) = ۲ میلیارد

حالا فرض کنید تیم وصول با پیگیری منظم، DSO را به ۴۵ روز برساند. میانگین دریافتنی به ۴۵ می‌رسد و ۱۵ میلیارد سرمایه آزاد می‌شود. سرمایه‌ی به‌کاررفته به ۱۶۵ کاهش می‌یابد:

EVA = ۲۰ − (۱۶۵ × ۰٫۱۰) = ۳٫۵ میلیارد

یعنی بهبود یک شاخص حسابداری، بدون هیچ تغییری در سود، ارزش افزوده‌ی اقتصادی را ۷۵ درصد بالا برده است. این همان پلی است که دو گروه شاخص را به هم وصل می‌کند.

چطور دو گروه شاخص را در گزارش مدیریتی ترکیب کنیم

  1. از بالا شروع کنید: دو یا سه شاخص مالی (مثلاً ROIC و FCF) را به‌عنوان هدف نهایی انتخاب کنید.
  2. محرک‌ها را پیدا کنید: برای هر شاخص مالی، شاخص‌های حسابداری‌ای را مشخص کنید که روی آن اثر می‌گذارند؛ مثلاً FCF از DSO، DIO و حاشیه‌ی ناخالص تأثیر می‌پذیرد.
  3. مالک تعیین کنید: شاخص حسابداری باید صاحب عملیاتی داشته باشد؛ DSO برای مدیر وصول، DIO برای مدیر زنجیره‌ی تأمین.
  4. ریتم را جدا کنید: شاخص‌های حسابداری را ماهانه و شاخص‌های مالی را فصلی یا سالانه مرور کنید.
  5. زمینه را فراموش نکنید: یک DSO شصت‌روزه در صنعتی خوب و در صنعت دیگری بد است؛ مقایسه با روند خودتان و رقبای هم‌صنعت معنادارتر است.

برای اصول انتخاب شاخص درست، هفت گام انتخاب KPI را هم ببینید.

پرسش‌های متداول

آیا مدیر غیرمالی باید شاخص‌های مالی را بداند؟

بله، دست‌کم در حد مفهوم. وقتی مدیر فروش بداند تمدید مهلت پرداخت چطور ROIC را پایین می‌آورد، تصمیم‌های بهتری می‌گیرد.

چرا EVA کمتر از سود خالص در گزارش‌ها دیده می‌شود؟

چون محاسبه‌ی آن به برآورد WACC و سرمایه‌ی به‌کاررفته نیاز دارد. اما مزیتش این است که هزینه‌ی سرمایه‌ی سهامدار را هم در نظر می‌گیرد؛ سود خالص این کار را نمی‌کند.

یک داشبورد چند شاخص داشته باشد؟

معمولاً ۸ تا ۱۲ شاخص کافی است: چند شاخص مالی در بالا و محرک‌های حسابداری آن‌ها در زیر. بیشتر از این تمرکز را از بین می‌برد.

نسبت جاری بالا همیشه خوب است؟

نه. نسبت جاری خیلی بالا ممکن است نشانه‌ی موجودی یا نقد راکد باشد که بازده ندارد و شاخص‌های مالی مثل ROIC را پایین می‌آورد.

جمع‌بندی

شاخص‌های حسابداری کارایی عملیات روزانه را می‌سنجند و شاخص‌های مالی خلق ارزش را. اولی به مدیران عملیاتی می‌گوید کجا را درست کنند و دومی به مدیرعامل و هیئت‌مدیره می‌گوید آیا مسیر درست است. گزارش مدیریتی خوب این دو را به هم وصل می‌کند: هر شاخص مالی را به محرک‌های حسابداری‌اش می‌شکند و برای هر محرک یک مالک تعیین می‌کند.