هر شرکتی که سود میسازد با یک انتخاب بنیادی روبهرو است: پول را روی ترازنامه نگه دارد یا با بدهی سرعت بگیرد؟ هیچ قانون سادهای مثل «نقدینگی بیشتر خوب است و بدهی بیشتر بد» وجود ندارد. جواب به شرایط هر شرکت بستگی دارد. در این نوشته چهار پرسش کاربردی میآوریم تا سلامت ترازنامه را بسنجید.
ساختار ترازنامه، بخشی از تخصیص سرمایه است
در تخصیص سرمایه گفتیم یکی از راههای خرجکردن سود، تقویت ترازنامه است. اگر ترازنامه را نمیشناسید، ابتدا ترازنامه به زبان ساده را بخوانید.
وقتی سود وارد شرکت میشود، مدیران میتوانند بگذارند نقدینگی روی ترازنامه جمع شود. این کار انعطاف آینده را بالا میبرد: شرکت میتواند رکود را بهتر تحمل کند و بهموقع خرید شرکت دیگر یا بازخرید سهم انجام دهد. اما بازده فعلی سهامداران را محدود میکند.
در سمت مقابل، شرکت میتواند قرض بگیرد تا دوباره سرمایهگذاری کند، شرکت بخرد یا سهم بازخرید کند. این کار انعطاف آینده را کم میکند، اما بازده سهامداران را همین حالا بالا میبرد.
پرسش اول: آیا شرکت رکود را تاب میآورد؟
شاید مهمترین نشانه این باشد که ترازنامه در برابر یک رکود شدید ولی واقعبینانه دوام میآورد یا نه. نگاه به بحران مالی ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ هنوز آموزنده است. درآمد شرکت آن زمان ۲۰ درصد افت کرد؟ ۳۰ درصد؟ ۴۰ درصد؟
حالا با همان مقیاس بپرسید: اگر اقتصاد دوباره چنین دورانی را تجربه کند، ترازنامهی فعلی شرکت چه وضعی خواهد داشت؟ برای شرکتهایی که آن زمان وارد بورس نبودند، رقبایشان را بررسی کنید. دورهی کرونا هم یک نمونهی دیگر است، اما کوتاه بود و رفتار مصرفکننده با کمکهای دولتی تغذیه میشد؛ پس نباید فقط به آن تکیه کرد.
پرسش دوم: شرکت چرخهای است یا درآمد باثبات دارد؟
در صنایع چرخهای، نوسان قاعده است، نه استثنا. درآمد و سود میتواند از سالی به سال دیگر شدید تغییر کند. برای چنین شرکتی ترازنامهی محافظهکارانهتر، یعنی بدهی کمتر و نقدینگی بیشتر، منطقی است.
نمونهاش شرکتهای نفتیاند. در سال ۲۰۱۰ قیمت هر بشکه از ۱۰۰ دلار بالاتر بود و حاشیهی سود راحتی داشتند. پنج سال بعد قیمت زیر ۵۰ دلار آمد و همان حاشیهها وارونه شد. شرکتی که با بدهی زیاد ساخته شده بود، در این افت زیر فشار قرار گرفت.
در مقابل، اگر شرکت درآمد بسیار ثابتی دارد، استفاده از ترازنامهی اهرمیتر میتواند منطقی باشد. یک زنجیرهی پیتزافروشی بزرگ در یک دههی اخیر بدهی بلندمدتش را حدود سه برابر کرد تا از رشد، بازخرید سهم و سود تقسیمی روبهرشد حمایت کند. با کاهش شدید تعداد سهام در گردش، سهامداران شاهد رشد نزدیک به ۷۰۰ درصدی قیمت سهم در آن دوره بودند. این مثال نشان میدهد درآمد باثبات به شرکت اجازه میدهد بدهی را مدیریت کند. (برای اثر کاهش تعداد سهام، تعداد سهام در گردش، رقیقسازی و بازخرید را ببینید.)
پرسش سوم: آیا سلامت مالی برای مشتریان مهم است؟
بعضی کسبوکارها برای ماندن باید به مشتری ثابت کنند که در بلندمدت زنده خواهند ماند. شرکت بیمهای را در نظر بگیرید که بیمهی عمر سیساله میفروشد. چند نفر حاضرند از شرکتی بیمه بخرند که بدهی زیادی دارد و در سالهای آینده ممکن است ورشکست شود؟
دربارهی شرکت نرمافزاری هم همین صدق میکند. سازمانها دوست ندارند پلتفرمی را انتخاب کنند که نمیدانند چند سال دیگر هست یا نه تا بهروزرسانی کند و اشکالها را برطرف کند. در چنین صنایعی ترازنامهی قوی فقط حفاظت مالی نیست؛ بخشی از محصول است.
پرسش چهارم: نرخ بهره چقدر است؟
نمیشود عوامل کلان مثل نرخ بهره را نادیده گرفت. وقتی در دوران کرونا نرخها بهشدت پایین آمد، برای شرکتهای قوی منطقی بود بدهی بیشتری بگیرند: هزینهی بهره ناچیز بود و نگهداشتن پول نقد در بانک هم سودی نداشت.
در محیط نرخ بهرهی بالا، شرایط وارونه میشود: پول نقد در بانک سود بهتری میدهد و بدهی گرانتر تمام میشود. پس تصمیم دربارهی بدهی و نقدینگی باید با نرخهای روز بهروز شود، نه فقط عادت گذشته. اگر این بحث برایتان جالب است، ارتباط نرخ تنزیل و ارزشگذاری هم مفید است.
یک جدول جمعبندی
| وضعیت شرکت | ترازنامهی مناسبتر | دلیل |
|---|---|---|
| صنعت چرخهای | بدهی کم، نقدینگی بالا | نوسان درآمد شدید است |
| درآمد باثبات | اهرم متوسط تا بیشتر | جریان نقد قابل پیشبینی است |
| اعتماد مشتری حیاتی است | ترازنامهی قوی | مشتری ماندن شرکت را میسنجد |
| نرخ بهرهی بالا | بدهی کمتر | هزینهی قرض بالا و بازده نقد بهتر |
پرسشهای متداول
نسبت بدهی ایدهآل چقدر است؟ عدد ثابتی وجود ندارد. بستگی به صنعت، ثبات درآمد و نرخ بهره دارد. بهتر است با رقبای همان صنعت و تاریخچهی خود شرکت مقایسه کنید.
آیا شرکت بدون بدهی همیشه امنتر است؟ از نظر ریسک ورشکستگی بله، اما ممکن است بازده سهامداران را از دست بدهد، چون پول بیکار میماند یا فرصتهای خوب خرج نمیشوند.
از کجا بفهمم شرکت چرخهای است؟ ببینید درآمد و سودش در ده سال اخیر چقدر بالا و پایین شده و عملکردش در رکودهای قبلی چطور بوده است.
جمعبندی
ترازنامهی خوب بسته به شرایط شرکت تعریف میشود. با چهار پرسش، یعنی تابآوری در رکود، چرخهای بودن کسبوکار، اهمیت سلامت مالی برای مشتری و سطح نرخ بهره، میتوانید تشخیص دهید ترکیب نقدینگی و بدهی یک شرکت منطقی است یا نه. بهجای قضاوت با یک قاعدهی ساده، شرایط خاص همان شرکت را ببینید.