سرمایه‌گذاری

سوگیری سربه‌سر شدن؛ چرا منتظر برگشت قیمت سهم نمانیم؟

تاریخ
زمان مطالعه۴ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

سهمی خریده‌اید و ۳۰ درصد افت کرده است. دیگر به آینده‌ی شرکت اعتقاد ندارید، اما با خودتان می‌گویید: «صبر می‌کنم تا به قیمت خریدم برگردد، بعد می‌فروشم.» این فکر وسوسه‌انگیز است، اما یکی از رایج‌ترین دام‌های رفتاری را نشان می‌دهد. سوگیری سربه‌سر شدن (یا سوگیری لنگر قیمت خرید) باعث می‌شود نگه‌داشتن دارایی‌های ضعیف را فقط برای جبران ضرر ادامه دهیم. در این نوشته می‌بینیم چرا این رویکرد خطاست و چه گزینه‌های بهتری دارید.

سؤالی که زیاد پرسیده می‌شود

پرتکرارترین پرسشی که سرمایه‌گذاران مطرح می‌کنند شبیه این است: «سهم X را خریدم و ۳۰ درصد افت کرده. فکر نمی‌کنم شرکت برنده‌ای باشد. آیا خوب است صبر کنم تا به قیمت خرید برگردد و بعد بفروشم؟»

پاسخ روشن است: اگر تنها دلیل نگه‌داشتن سهم این است که به نقطه‌ی سربه‌سر برسد، این یک تصمیم بد است. به این پدیده «سوگیری لنگر قیمتی» می‌گویند؛ یعنی چسبیدن ذهن به یک عدد گذشته (قیمت خرید). درباره‌ی سایر انواع این خطاها در اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران هم نوشته‌ایم.

بازار قیمت خرید شما را نمی‌داند

حقیقت ساده این است که بازار هیچ اهمیتی نمی‌دهد شما سهم را به چه قیمتی خریدید. قیمت امروز فقط نشان‌دهنده‌ی انتظارات فعلی از آینده‌ی شرکت است. عدد ۱۰۰ که پارسال پرداختید، هیچ تأثیری بر اینکه سهم فردا بالا برود یا پایین بیاید ندارد.

پس سؤال درست این نیست که «چطور ضررم را جبران کنم؟» بلکه این است: «اگر امروز این مبلغ پول نقد داشتم، آیا همین سهم را می‌خریدم؟» اگر پاسخ منفی است، نگه‌داشتن آن در واقع یک تصمیم فعال به سرمایه‌گذاری دوباره در همان سهم است.

هزینه‌ی فرصت: با پول‌تان چه می‌توانید بکنید؟

گذشته از خطای ذهنی، یک هزینه‌ی واقعی هم هست: هزینه‌ی فرصت. پولی که در سهم ضعیف مانده، نمی‌تواند جای دیگری استفاده شود. چند گزینه‌ی جایگزین:

  • فروش برای استفاده از مزیت مالیاتی ضرر: در برخی نظام‌های مالیاتی، ضرر محقق‌شده می‌تواند بخشی از سود دیگر را کم کند. جزئیاتش به قوانین هر کشور بستگی دارد و باید با متخصص مالیاتی مشورت کنید.
  • خرید سهمی که به آن اطمینان بیشتری دارید: پول را به جایی ببرید که شواهد قوی‌تری برای آینده‌اش دارید.
  • نگه‌داشتن نقد: اگر فعلاً ایده‌ی بهتری ندارید، نقد بودن می‌تواند آرامش بیشتری بدهد و فرصت انتخاب را باز نگه دارد.

این‌ها فقط سه نمونه‌اند؛ گزینه‌های دیگر هم هست.

یک مثال عددی

فرض کنید ۱۰۰ واحد پول را در سهم A گذاشتید و حالا ارزشش ۷۰ واحد شده. برای رسیدن به نقطه‌ی سربه‌سر باید سهم حدود ۴۳ درصد رشد کند (۱۰۰ ÷ ۷۰ ≈ ۱٫۴۳)، نه ۳۰ درصد. یعنی هرچه ضرر بزرگ‌تر باشد، جبرانش سخت‌تر است. حالا فرض کنید همان ۷۰ واحد را به سهم B با چشم‌انداز بهتر منتقل کنید. اگر B فقط ۲۰ درصد رشد کند، ۸۴ واحد دارید و اگر در A می‌ماندید و A هیچ تغییری نمی‌کرد، همان ۷۰ می‌ماند. (اعداد فقط برای نمونه‌اند و نشان‌دهنده‌ی پیش‌بینی نیست.)

نکته‌ی آموزنده: برای ضرر ۳۰ درصدی، لازم است ۴۳ درصد رشد کنید تا برگردید، و این رشد بدون دلیل اتفاق نمی‌افتد.

ریشه‌ی روانی: ما از اعتراف به ضرر بدمان می‌آید

چرا این خطا این‌قدر رایج است؟ چون وقتی ضرر می‌کنیم، غرورمان آسیب می‌بیند. تا وقتی نفروخته‌ایم، ضرر «کاغذی» است و می‌توانیم امیدوار باشیم. فروختن آن را رسمی می‌کند. این همان زیان‌گریزی است که قبلاً بررسی کرده‌ایم.

تفاوت سرمایه‌گذار تازه‌کار و باتجربه در همین نقطه است:

  • تازه‌کار: اجازه می‌دهد یک ضرر ذهنش را درگیر کند.
  • باتجربه: به نتیجه‌ی بلندمدت کل پرتفوی‌اش نگاه می‌کند و اینکه این نتایج چطور به زندگی‌ای که می‌خواهد کمک می‌کند. تنها همین مهم است.

پرسش‌های راهنما برای سهم زیان‌ده

وقتی سهمی زیان‌ده دارید، این پرسش‌ها را بنویسید و جواب بدهید:

  1. اگر امروز نقد داشتم، این سهم را می‌خریدم؟
  2. تز اصلی خرید من هنوز درست است؟ چه چیزی تغییر کرده؟
  3. سد رقابتی شرکت قوی‌تر شده یا ضعیف‌تر؟
  4. بهترین جایگزین برای این پول چیست؟
  5. اگر قیمت خرید را فراموش کنم، تصمیمم چه می‌شد؟

برای قاعده‌مند کردن این کار، به معیار خروج در سرمایه‌گذاری هم نگاهی بیندازید.

پرسش‌های متداول

آیا هر سهم زیان‌ده را باید فروخت؟ نه. اگر تز سرمایه‌گذاری هنوز برقرار است و کسب‌وکار سالم است، نگه‌داشتن می‌تواند درست باشد. مشکل زمانی است که تنها دلیل نگه‌داشتن، جبران ضرر باشد.

فروش با ضرر یعنی شکست؟ نه. اعتراف به اشتباه و آزادکردن سرمایه برای فرصت بهتر، بخشی از مدیریت حرفه‌ای پرتفوی است.

مالیات ضرر چطور کار می‌کند؟ بستگی به قوانین هر کشور دارد. حتماً با متخصص مالیاتی مشورت کنید و بر اساس مقررات محل سکونتتان تصمیم بگیرید.

جمع‌بندی

بازار نمی‌داند شما سهم را به چه قیمتی خریده‌اید و اهمیتی هم به آن نمی‌دهد. اگر تنها دلیل نگه‌داشتن یک سهم، رسیدن به نقطه‌ی سربه‌سر است، وقت آن است که تصمیم را از نو بسنجید. به‌جای «چطور ضررم را جبران کنم؟»، بپرسید «بهترین استفاده از این پول از امروز چیست؟». چنین سؤالی مغرور بودن را کنار می‌گذارد و تمرکز را به آینده برمی‌گرداند.