هزینهی مالیات بر درآمد در مدل مالی آخرین قلم مهمی است که صورت سود و زیان را کامل میکند. نکتهی اصلی این است که این هزینه «تعهدی» است: امروز آن را بهعنوان هزینه ثبت میکنیم، اما پول آن را در تاریخی دیگر میپردازیم. اگر این تفاوت را در مدل نادیده بگیرید، جریان نقد پیشبینیشده با واقعیت فاصله میگیرد. در این نوشته سادهترین روش مدلسازی مالیات را میبینید.
هزینهی مالیات تعهدی است
در حسابداری تعهدی، هزینهی مالیات همان دورهای ثبت میشود که سود بهدست آمده است، حتی اگر سررسید پرداخت بعد باشد. تفاوت این دو زمان در ترازنامه به شکل «مالیات پرداختنی» دیده میشود. اگر با این مفهوم آشنا نیستید، تفاوت حسابداری تعهدی و نقدی را بخوانید.
زمان پرداخت از کشوری به کشور دیگر فرق دارد. در برخی کشورها مالیات علیالحساب بهصورت فصلی پرداخت میشود و در برخی سالی یک بار تسویه میشود. پس در مدل خود باید تقویم پرداخت را مطابق قوانین محل فعالیت شرکت بنویسید. فعلاً کافی است بدانید که هزینه با پرداخت همزمان نیست و برای پرداخت، یک جدول جداگانه در بخش ترازنامه میسازیم.
مرحلهی اول: نرخ مؤثر را از گذشته بخوانید
مثل بقیهی فرضهای مدل، با نگاه به گذشته شروع کنید. هزینهی مالیات را بر سود عملیاتی تقسیم کنید و ببینید در سالهای اخیر چه درصدی بوده است. فرض کنید دو سال اخیر حدود ۴۲ و ۴۱ درصد بوده است. اینجا برای آینده فرض ۴۰ درصد میگذاریم. این عدد یک نقطهی شروع است و بعداً با کارشناس مالیاتی یا حسابدار تأیید میشود.
چرا سود عملیاتی؟ چون هنوز بهره و استهلاک مدل نشدهاند. وقتی آنها اضافه شوند، میتوانید پایهی مالیات را به سود قبل از مالیات تغییر دهید. اگر مالیات شرکت شما روی پایهی دیگری محاسبه میشود، همان را بهکار ببرید.
مرحلهی دوم: از کار قبلی استفاده کنید
برای ساختن فرمول لازم نیست از صفر شروع کنید. در نوشتهی هزینههای متغیر در مدل مالی فرمول «درصدی از یک ردیف» را ساختیم. همان فرمول را کپی کنید و فقط مرجع را از حقوق و دستمزد به سود عملیاتی تغییر دهید:
هزینهی مالیات = سود عملیاتی × نرخ مالیات همان سال
سپس آن را تا انتهای دورهی پیشبینی بکشید و با ستون سالانه کنترل کنید که نرخ ۴۰ درصد حاصل شده باشد. استفادهی دوباره از فرمولها زمان را کم میکند و خطر اشتباه را کاهش میدهد.
یک مثال عددی
فرض کنید سود عملیاتی یک سال ۵۰۰ واحد باشد. با نرخ ۴۰ درصد، هزینهی مالیات ۲۰۰ واحد در صورت سود و زیان ثبت میشود و سود خالص (بدون در نظر گرفتن بهره) ۳۰۰ واحد میماند. اگر هنوز چیزی از این مالیات پرداخت نشده باشد، ۲۰۰ واحد در ترازنامه بهصورت «مالیات پرداختنی» میماند. اگر در همان سال ۱۲۰ واحد پرداخت شود، ماندهی پرداختنی ۸۰ واحد خواهد بود. در صورت جریان وجوه نقد، فقط ۱۲۰ واحد خروجی نقد دیده میشود، هرچند هزینهی صورت سود و زیان ۲۰۰ واحد است. دقیقاً به همین دلیل هر مدل سهصورتی باید این پل را داشته باشد.
مرحلهی سوم: پل نقدی را بعداً بسازید
مدلسازی پرداخت نقدی مالیات به همان ساختار ذخیرهی پاداش شباهت دارد: ماندهی ابتدا، بهعلاوهی هزینهی دوره، منهای پرداخت، میشود ماندهی انتها. جزئیات این روش را در مدل ذخیرهی پاداش با کورکاسکرو میبینید. ماندهی انتهایی را به ترازنامه وصل میکنید و در پایان با یک صورت جریان وجوه نقد کوچک بررسی میکنید که نقد فقط در ماه پرداخت خارج میشود.
جایگاه این قلم در کل صورت سود و زیان
با مالیات، بهجز بهره و استهلاک که جدول مجزا میخواهند، همهی بخشهای صورت سود و زیان تمام میشود. پس از آن سراغ بخشی میرویم که بسیاری از مدلها در آن ضعیف میشوند: ترازنامه. اگر ردیفهای صورت سود و زیان را مرور میکنید، آموزش خطبهخط صورت سود و زیان مفید است.
پرسشهای متداول
چرا مالیات را درصدی از سود عملیاتی میگیریم؟ برای شروع ساده است و تا وقتی بهره و استهلاک را مدل نکردهاید، سود قبل از مالیات هنوز کامل نیست. بعداً پایه را به سود قبل از مالیات تغییر دهید.
فرق هزینهی مالیات و مالیات پرداختنی چیست؟ هزینه در صورت سود و زیان ثبت میشود؛ مالیات پرداختنی ماندهی بدهی در ترازنامه است که هنوز پرداخت نشده.
نرخ مؤثر با نرخ قانونی فرق دارد؟ بله، میتواند فرق کند چون هزینههای غیرقابلقبول، معافیتها و تفاوتهای زمانی وجود دارد. مدل باید نرخ مؤثر را بگیرد، نه نرخ قانونی.
اگر شرکت زیانده باشد؟ با زیان معمولاً هزینهی مالیات صفر یا بسیار کم است و ممکن است زیان به دورههای بعد منتقل شود. این حالت را باید جداگانه و طبق قوانین مدل کنید.
جمعبندی
هزینهی مالیات بر درآمد را از روی نرخ مؤثر گذشته و درصدی از سود عملیاتی بنویسید، فرمول قبلی را دوباره استفاده کنید و به یاد داشته باشید که پرداخت نقدی بعداً در ترازنامه مدل میشود. این تفکیک هزینه و پرداخت، ستون اصلی هر مدل سهصورتی قابلاعتماد است.