DSO یا «روزهای وصول مطالبات» یکی از مهمترین شاخصهای سرمایه در گردش است و اولین شاخصی که در مدل مالی میسازیم. این شاخص به یک پرسش ساده جواب میدهد: بهطور میانگین چند روز طول میکشد تا مشتریان پول ما را بپردازند؟ در این یادداشت، محاسبهی DSO تاریخی، نحوهی خواندن نتیجه و روش تبدیل آن به فرض پیشبینی را میبینید.
چرا شاخصهای سرمایه در گردش؟
پیش از محاسبهی مبلغ دلاری حسابهای سرمایه در گردش، به شاخصهایی نیاز داریم که رفتار این حسابها را نشان دهند. سه شاخص اصلی عبارتاند از DSO برای حسابهای دریافتنی، DOH (روزهای موجودی) برای موجودی کالا و DPO (روزهای پرداخت) برای حسابهای پرداختنی. نتیجهی هر سه به تعداد روز بیان میشود. چیدمان این بخش را در چیدمان برگهی سرمایه در گردش ببینید.
DSO را به زبان ساده بگوییم
DSO یعنی: بهطور میانگین چند روز طول میکشد تا از مشتریان پول بگیریم. فرمول آن:
DSO = (میانگین حسابهای دریافتنی در دوره ÷ مجموع درآمد همان دوره) × تعداد روزهای دوره
در این مثال دوره را ۹۰ روز میگیریم: به اندازهی کافی کوتاه است که نوسان معقولی ببینیم و به اندازهی کافی بلند است که زیادی ناپایدار نباشد. این انتخاب بر پایهی تجربه است و الزامی نیست. شما میتوانید دوره را ۳۰، ۶۰، ۹۰، ۱۸۰ یا ۳۶۰ روز بگیرید و حتی یک کلید برای جابهجایی بین آنها بسازید.
ساخت DSO تاریخی
گامها را دنبال کنید:
- میانگین حسابهای دریافتنی را بگیرید. اگر سه ماه از یک دوره را حساب میکنید، ماندهی پایان ماه قبل (ابتدای دوره) هم لازم است. پس از نظر مدلسازی چهار ستون را انتخاب میکنید، هرچند فقط سه ماه درآمد دارید.
- درآمد سه ماه را جمع بزنید.
- تقسیم کنید و در تعداد روزهای دوره ضرب کنید.
- تعداد روز را برای سادگی ثابت (۹۰) بگذارید.
بعد از ساخت اولین ماه، فرمول را در کل دورهی تاریخی بکشید.
تفسیر نتیجه
فرض کنید در ماه اول نتیجه حدود ۲۹ روز است. یعنی بهطور میانگین حدود ۲۹ روز طول کشیده تا مشتریان پرداخت کنند. وقتی فرمول را جلو میبرید، مقدار کمی نوسان میکند اما زیاد جابهجا نمیشود؛ حدود ۳۰ روز، یعنی تقریباً یک ماه.
برای درک عملی: شما در مهر کار میکنید و درآمد ثبت میکنید، اما پول را آبان میگیرید. حسابداری باید ماه را ببندد، فاکتور پردازش شود، مشتری آن را دریافت کند و در نهایت پرداخت کند. همین چرخه، یک ماه طول میکشد. ارزش DSO این است که چنین چرخهای را با یک عدد نشان میدهد و تغییرش در طول زمان، زودتر از هر گزارش دیگری هشدار میدهد.
از تاریخچه به پیشبینی
تا اینجا اینها را داشتیم:
- درآمد تاریخی
- حسابهای دریافتنی تاریخی
و این را ساختیم:
- DSO تاریخی
حالا فقط باید جای متغیرها را عوض کنیم:
- DSO (بهعنوان فرض)
- درآمد پیشبینیشده
و نتیجه میشود:
- حسابهای دریافتنی پیشبینیشده
این عدد همان چیزی است که از ابتدا دنبالش بودیم و در ترازنامه مینشیند. برای ادامهی مسیر و دیدن روش جایگزین، مدلسازی سرمایه در گردش؛ روش کلاسیک و کورکاسکرو را بخوانید.
یک مثال عددی
فرض کنید درآمد سه ماه گذشته ۱۸۰ میلیون و میانگین حسابهای دریافتنی همان دوره ۶۰ میلیون است:
DSO = (۶۰ ÷ ۱۸۰) × ۹۰ = ۳۰ روز
حالا اگر درآمد پیشبینیشدهی سه ماه آینده ۲۱۶ میلیون باشد و فرض DSO را ۳۰ روز بگذارید، ماندهی حسابهای دریافتنی میشود:
(۲۱۶ ÷ ۹۰) × ۳۰ = ۷۲ میلیون
یعنی رشد درآمد بهتنهایی ۱۲ میلیون پول بیشتر در مطالبات میخوابد، حتی اگر مشتریان به همان سرعت قبل پرداخت کنند. این همان دلیل است که کسبوکار سودده میتواند به کمبود نقد برسد؛ برای نمونهی بزرگتر این پدیده، مدلسازی صورت جریان وجوه نقد را ببینید.
نکتههای عملی
- نوع میانگین را ثابت نگه دارید تا شاخصها قابل مقایسه بمانند.
- اگر درآمد فصلی دارید، دورهی طولانیتر انتخاب کنید.
- عدد را همراه با روند ببینید؛ مثلاً اگر DSO رو به افزایش است، یعنی وصول کندتر شده است.
پرسشهای متداول
DSO خوب چند روز است؟
بستگی به صنعت و شرایط پرداخت دارد. مهمتر از عدد مطلق، مقایسهی آن با شرایط پرداخت و روند خودتان است.
چرا از میانگین مطالبات استفاده میکنیم و نه ماندهی پایان دوره؟
چون میانگین، اثر نوسان انتهای ماه را کم میکند و تصویر پایدارتری میدهد.
دورهی ۹۰ روزه الزامی است؟
نه. فقط نقطهی شروع پیشنهادی است؛ هر دورهای که نوسان معقولی بدهد قابل استفاده است.
آیا DSO را باید برای هر مشتری جدا حساب کرد؟
برای مدل کلی نه، اما برای مدیریت وصول مطالبات تفکیک مشتریان بزرگ مفید است.
جمعبندی
DSO میانگین مطالبات را بر درآمد تقسیم و در تعداد روز ضرب میکند و میگوید پول مشتریان چقدر دیر میرسد. بعد از ساخت تاریخچهی آن، میتوانید آن را به فرض تبدیل کنید و با درآمد پیشبینیشده، ماندهی آیندهی مطالبات را بسازید.