DOH و DPO دو شاخص بعدی سرمایه در گردشاند که بعد از DSO ساخته میشوند و هر دو با همان منطق قبلی کار میکنند. DOH نشان میدهد موجودی چند روز در انبار میماند و DPO نشان میدهد چند روز طول میکشد تا به تأمینکنندگان بپردازیم. در این یادداشت این دو شاخص و بخش پیشپرداخت و هزینههای معوق را کامل میکنیم تا مجموعهی شاخصهای سرمایه در گردش تمام شود.
همان فرمول، با مرجعهای دیگر
اگر محاسبهی DSO را ساخته باشید، بقیهی کار سریع است. فرمول را کپی کنید و فقط مرجعها را عوض کنید:
- DOH: صورت کسر، میانگین موجودی کالا؛ مخرج بهجای درآمد، بهای تمامشده (COGS)
- DPO: صورت کسر، میانگین حسابهای پرداختنی؛ مخرج، بهای تمامشده
یعنی:
DOH = (میانگین موجودی ÷ مجموع بهای تمامشده) × تعداد روز دوره DPO = (میانگین حسابهای پرداختنی ÷ مجموع بهای تمامشده) × تعداد روز دوره
بعد از ساخت اولین ماه، فرمولها را در دورهی تاریخی بکشید تا تاریخچهی ماهانهی دو شاخص به دست آید.
از زبان اکسل به زبان کسبوکار
وقتی فرمولها درست شد، از «حالت صفحهگسترده» به «حالت کسبوکار» بروید و بپرسید این اعداد چه میگویند. فرض کنید نتیجه این است:
- حدود چهار ماه موجودی در انبار داریم.
- حدود دو ماه طول میکشد تا به تأمینکنندگان بپردازیم.
نکتهی کلیدی این است که معمولاً بهتر است DPO از DSO بزرگتر باشد. چرا؟ چون اگر زودتر از آنکه از مشتری پول بگیریم به تأمینکننده بپردازیم، باید از جیب خودمان تأمین کنیم. اگر DPO بزرگتر باشد، میتوانیم تأمینکنندگان را با پولی بپردازیم که قبلاً وصول کردهایم. نکتهی جالب: DPO ما، DSO یک نفر دیگر است؛ آنها منتظر پرداخت ما هستند.
شاخصها حتی بدون فرمول هم مفیدند
حتی اگر ترجیح میدهید موجودی و حسابهای پرداختنی را به روش دیگری، مثلاً درصدی از درآمد یا بهای تمامشده یا بر اساس هزینههای عملیاتی پیشبینی کنید، داشتن این شاخصها بهعنوان نشانگر عملکرد بسیار مفید است. اگر ببینید DSO در طول زمان بالا میرود، یعنی وصول طولانیتر شده و این باید به تیم عملیات برسد تا کسی واقعاً تماس بگیرد و پیگیری کند. یکی از بزرگترین مشکلات شرکتهایی که نقد کم دارند همین است که کسی هر روز دنبال مطالبات نیست و پول گم میشود. اگر کسی روزانه پیگیر باشد، تفاوت بزرگی ایجاد میشود. به همین دلیل مدلسازی سرمایه در گردش؛ روش کلاسیک و کورکاسکرو را هم مطالعه کنید.
پیشپرداخت و هزینههای معوق
بخش آخر سرمایه در گردش سادهتر است: پیشپرداختها و هزینههای معوق. فرمول: ماندهی ماه جاری ÷ درآمد ماه جاری. این رویه استاندارد است و بعداً هم میتوانید بر اساس روندی که در کسبوکارتان میبینید تغییرش دهید. توجه کنید که این شاخص درصدی است، نه روزی؛ بر خلاف سه شاخص قبلی.
تاریخچه کامل شد
حالا همهی فرمولها را در کل دورهی تاریخی بکشید تا مجموعهای از شاخصها داشته باشید که پایهی پیشبینی میشود. در گام بعد این شاخصها را بهعنوان فرض جلو میآورید و مبالغ ترازنامه را از روی آنها حساب میکنید. چون شاخصها را از صورت سود و زیان و ترازنامه ساختهاید، میتوانید از همین دو صورت برای پیشبینی استفاده کنید. نتیجهی نهایی به سه صورت مالی برمیگردد و ترازنامهی پیشبینی را کامل میکند؛ برای نمای کلی، ساخت ترازنامه در مدل مالی را ببینید.
شاید به نظر برسد رسیدن به این نقطه زمان برده، ولی اکنون اطلاعات زیادی دربارهی چگونگی مدیریت روزانهی سرمایه در گردش دارید.
یک مثال عددی
فرض کنید بهای تمامشدهی سه ماه ۳۶۰ میلیون، میانگین موجودی ۴۸۰ میلیون و میانگین حسابهای پرداختنی ۲۴۰ میلیون باشد:
- DOH = (۴۸۰ ÷ ۳۶۰) × ۹۰ = ۱۲۰ روز
- DPO = (۲۴۰ ÷ ۳۶۰) × ۹۰ = ۶۰ روز
اگر DSO حدود ۳۰ روز باشد، DPO از DSO بیشتر است و وضعیت از نظر تأمین نقد مناسب است. اما ۱۲۰ روز موجودی یعنی پول زیادی در انبار خوابیده است و ارزش بررسی دارد.
پرسشهای متداول
چرا DOH و DPO با بهای تمامشده محاسبه میشوند و نه درآمد؟
چون موجودی و بدهی تجاری به هزینهی خرید و تولید مربوطاند، نه قیمت فروش.
اگر DPO از DSO کمتر باشد چه میشود؟
باید زودتر از وصول مطالبات به تأمینکنندگان بپردازید و نیاز به تأمین نقد از منابع دیگر پیدا میکنید.
پیشپرداخت چرا درصدی است؟
چون رابطهی روشنی با تعداد روز ندارد و نسبت به درآمد ماه معنادارتر است.
آیا میشود دورهی متفاوتی برای هر شاخص انتخاب کرد؟
بهتر است همهی شاخصها از یک دوره استفاده کنند تا قابل مقایسه بمانند.
جمعبندی
DOH و DPO همان قالب DSO را دارند، فقط بهجای درآمد از بهای تمامشده استفاده میکنند. با کنار هم قراردادن سه شاخص میتوانید چرخهی نقد کسبوکار را بخوانید، پیشپرداخت و هزینهی معوق را با نسبت به درآمد کامل کنید و آمادهی پیشبینی ترازنامه شوید.