مدل‌سازی مالی

پیش‌بینی سرمایه در گردش با DSO و DPO؛ فرمول وارونه

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

پیش‌بینی سرمایه در گردش وقتی ساده می‌شود که شاخص‌های تاریخی را «وارونه» به کار ببریم. در مرحله‌ی قبل، شاخص‌هایی مثل DSO را از روی صورت سود و زیان و ترازنامه‌ی گذشته محاسبه کردیم؛ حالا همان شاخص‌ها را به‌عنوان فرض آینده نگه می‌داریم و با کمک درآمد پیش‌بینی‌شده، مانده‌ی آینده‌ی حساب‌ها را می‌سازیم. نتیجه، پنج ردیف ترازنامه است که بدون حدس‌وگمان و با منطق قابل‌دفاع پر می‌شوند.

نمودار وارونه‌کردن فرمول شاخص‌ها برای پیش‌بینی مانده‌ی حساب‌ها

ایده‌ی اصلی: از شاخص به مانده

تا اینجا مسیر این بود: مانده‌ی ترازنامه و درآمد را داشتیم و شاخص را حساب می‌کردیم. حالا مسیر برعکس می‌شود: درآمد پیش‌بینی‌شده و شاخص فرضی را داریم و می‌خواهیم مانده را پیدا کنیم. فرمول DSO این بود:

DSO = (میانگین حساب‌های دریافتنی ÷ مجموع درآمد دوره) × ۹۰

اگر دو طرف را جابه‌جا کنیم، فرمول پیش‌بینی به دست می‌آید:

حساب‌های دریافتنی = (مجموع درآمد دوره ÷ ۹۰) × DSO

در این مثال عدد ۹۰ را برای ساده‌ماندن مدل ثابت گرفته‌ایم، یعنی دوره‌ی سه‌ماهه. در مدل پیشرفته‌تر، تعداد روزهای دوره خودش یک ورودی است و دامنه‌ی مجموع‌گیری هم با آن تغییر می‌کند. برای آشنایی با خود شاخص می‌توانید محاسبه‌ی DSO در مدل مالی را بخوانید.

گام اول: شاخص‌ها را به‌عنوان فرض جلو ببرید

اولین کار این است که شاخص‌های آخرین دوره‌ی واقعی را به ستون‌های پیش‌بینی منتقل کنید. هر شاخص پیش‌بینی‌شده را برابر آخرین مقدار واقعی بگذارید و قالب‌بندی آن را به «ورودی» تغییر دهید تا همه بفهمند این عدد را می‌شود عوض کرد. اگر روند تاریخی شاخص روشن است، بعداً می‌توانید آن را تعدیل کنید؛ ولی نقطه‌ی شروع منطقی همان آخرین مقدار واقعی است.

گام دوم: همه‌ی حساب‌ها را وارونه کنید

منطق «فرمول وارونه» برای همه‌ی حساب‌های استاندارد کار می‌کند:

  • حساب‌های دریافتنی: (درآمد ÷ ۹۰) × DSO
  • موجودی کالا: (بهای تمام‌شده ÷ ۹۰) × DOH
  • حساب‌های پرداختنی: (بهای تمام‌شده ÷ ۹۰) × DPO
  • پیش‌پرداخت‌ها: درآمد × درصد
  • هزینه‌های معوق: درآمد × درصد

دو ردیف آخر ساده‌ترند و از «روش درصدی» استفاده می‌کنند. این روش‌ها رایج‌اند، اما قانون ثابتی نیستند؛ می‌توانید پیش‌پرداخت را درصدی از بهای تمام‌شده یا هزینه‌های عملیاتی هم بگیرید. شاخص‌های DOH و DPO را در این یادداشت درباره‌ی DOH و DPO توضیح داده‌ایم.

مثال عددی

فرض کنید در یک فصل، درآمد ۲۴ میلیون و بهای تمام‌شده ۱۵ میلیون واحد پول است. شاخص‌های آخرین دوره‌ی واقعی هم این‌ها هستند: DSO برابر ۲۴ روز، DOH برابر ۶۰ روز، DPO برابر ۴۵ روز، پیش‌پرداخت ۲ درصد و هزینه‌ی معوق ۳ درصد درآمد.

حساب محاسبه مانده‌ی پیش‌بینی (میلیون)
حساب‌های دریافتنی (۲۴ ÷ ۹۰) × ۲۴ ۶٫۴
موجودی کالا (۱۵ ÷ ۹۰) × ۶۰ ۱۰٫۰
حساب‌های پرداختنی (۱۵ ÷ ۹۰) × ۴۵ ۷٫۵
پیش‌پرداخت ۲۴ × ۲٪ ۰٫۴۸
هزینه‌ی معوق ۲۴ × ۳٪ ۰٫۷۲

سرمایه در گردش خالص از جمع دارایی‌های جاری عملیاتی منهای بدهی‌های جاری عملیاتی به دست می‌آید: (۶٫۴ + ۱۰ + ۰٫۴۸) منهای (۷٫۵ + ۰٫۷۲) برابر ۸٫۶۶ میلیون است. اگر درآمد فصل بعد بالا برود و شاخص‌ها ثابت بمانند، این عدد خودکار بزرگ‌تر می‌شود و مدل به شما می‌گوید برای رشد چقدر نقدینگی لازم است. برای دیدن همین موضوع به‌صورت تصویری، نمودار سرمایه در گردش خالص را ببینید.

گام سوم: اتصال به ترازنامه

آخرین گام، همان چیزی است که کل این برگه برایش ساخته شد: مانده‌های پنج حساب را به ترازنامه وصل کنید. هر ردیف ترازنامه باید به برگه‌ی سرمایه در گردش اشاره کند و کنارش یادداشت بگذارید «از برگه‌ی سرمایه در گردش». این یادداشت کوچک بعداً هنگام بازبینی وقت زیادی صرفه‌جویی می‌کند، چون هر کسی می‌داند عدد از کجا آمده است.

بعد از وصل‌کردن، چند حساب ترازنامه پر شده است و با همین پیشرفت می‌توانید استراحتی کنید. یک عادت خوب برای کار طولانی روی مدل این است که هر حدود شصت دقیقه کمی از پشت سیستم دور شوید؛ بارها پیش می‌آید که ذهن در همین فاصله گره‌ی مشکل را باز می‌کند.

نکته‌های اجرایی

اگر مدل ماهانه است، تعداد روزهای دوره را از یک ورودی بخوانید و عدد ۹۰ را ثابت ننویسید. اگر فصلی بودن در کسب‌وکار شدید است، شاخص‌ها را برای هر ماه جدا فرض کنید. و اگر نشانگر «واقعی یا پیش‌بینی» در بالای مدل دارید، فرمول هر ستون می‌تواند بر اساس همان نشانگر خودکار بین حالت تاریخی (محاسبه‌ی شاخص) و حالت آینده (محاسبه‌ی مانده) جابه‌جا شود. چیدمان کلی برگه را چیدمان برگه‌ی سرمایه در گردش توضیح می‌دهد.

پرسش‌های متداول

آیا همیشه باید آخرین مقدار واقعی شاخص را جلو ببریم؟ نه، فقط نقطه‌ی شروع منطقی است. اگر روند روشنی وجود دارد، مثلاً بهبود تدریجی وصول مطالبات، می‌توانید شاخص را مرحله‌به‌مرحله تغییر دهید و دلیلش را کنار آن بنویسید.

فرق این روش با پیش‌بینی درصدی از درآمد چیست؟ روش شاخصی به رفتار واقعی حساب (چند روز طول می‌کشد) متصل است، ولی روش درصدی ساده‌تر است. برای پیش‌پرداخت و هزینه‌ی معوق همان روش درصدی کافی است.

چرا حساب‌های موجودی و پرداختنی از بهای تمام‌شده استفاده می‌کنند؟ چون این حساب‌ها به خرید و تولید کالا مربوط‌اند و نه به فروش. پایه‌ی منطقی آن‌ها بهای تمام‌شده است.

اگر داده‌ی کافی ندارم چه کنم؟ از میانگین چند دوره‌ی اخیر استفاده کنید، یا محتاطانه‌ترین مقدار را فرض بگیرید و در برگه‌ی مفروضات توضیح بدهید.

جمع‌بندی

سه جمله کافی است: شاخص آخرین دوره را جلو ببرید، فرمول را وارونه کنید تا مانده به دست آید، و نتیجه را با یادداشت منبع به ترازنامه وصل کنید. با همین چرخه‌ی ساده، حساب‌های دریافتنی، موجودی، پرداختنی، پیش‌پرداخت و هزینه‌ی معوق در مدل شما زنده می‌شوند و هر تغییر در درآمد یا شاخص‌ها مستقیم روی نقدینگی اثر می‌گذارد. مرحله‌ی بعدی، حساب‌های سفارشی‌تری مثل ذخیره‌ی پاداش است که روش خودشان را دارند.