مدیر مالی موفق باید بتواند روی افرادی تأثیر بگذارد که زیر نظر او کار نمیکنند: مدیر فروش، مدیر تولید، حتی مدیرعامل. این توانایی را «نفوذ» میگوییم و خبر خوب این است که سبکهای نفوذ قابل شناخت و قابل تمریناند. در این نوشته پنج سبک اصلی، نشانههای هر کدام و یک روش چهارمرحلهای برای تقویت مهارت نفوذ را مرور میکنیم.
چرا نفوذ برای مدیر مالی مهم است؟
بیشتر تصمیمهای مهم مالی در دست واحدهای دیگر است. شما بودجه را تنظیم میکنید، اما فروش قیمت تعیین میکند و تولید هزینه را میسازد. اگر فقط بر اساس اختیار رسمی عمل کنید، همکاری محدود میماند. مدیران موفق میدانند در موقعیتهای مختلف، افراد مختلف به شیوههای متفاوتی پاسخ میدهند. برای نمونه، همان پیشنهاد کاهش هزینه ممکن است برای مدیر عملیات با عدد و برای مدیر فروش با یک هدف مشترک جذاب شود.
پنج سبک نفوذ
۱. سبک منطقی
در این سبک از دلیل، واقعیت و استدلال استفاده میکنید. ایدهها را با داده و تحلیل ارائه میدهید. این سبک برای مخاطبانی که به عدد اعتماد دارند بسیار مؤثر است. خطرش این است که در برابر کسانی که به احساس و رابطه حساساند، سرد به نظر برسد.
۲. سبک قاطع
در سبک قاطع به اعتمادبهنفس شخصی، قوانین و جایگاه تکیه میکنید و وقتی با ایدهای مخالفید، آن را به چالش میکشید. این سبک در موقعیتهای بحرانی و وقتی تصمیم باید سریع گرفته شود مفید است، ولی استفادهی زیاد از آن میتواند مقاومت ایجاد کند.
۳. سبک چانهزن
در این سبک به دنبال مصالحهاید. امتیازی میدهید و امتیازی میگیرید تا به نتیجهای برسید که منافع بزرگتر شما را تأمین کند. هنگام تخصیص بودجه بین واحدها این سبک بسیار کاربرد دارد.
۴. سبک الهامبخش
اینجا با انتقال حس مأموریت مشترک و امکانهای هیجانانگیز، دیگران را به سمت موضع خود میکشید. از داستان، استعاره و جذابیت احساسی استفاده میکنید. مثلاً بهجای گفتن «باید هزینه را ده درصد کاهش دهیم»، توضیح میدهید این صرفهجویی چگونه امکان سرمایهگذاری روی محصول جدید را فراهم میکند.
۵. سبک پلساز
در سبک پلساز با اتحاد و ارتباط با دیگران بر نتیجه اثر میگذارید. از رابطهی متقابل، جلب حمایت مقام بالاتر، مشورتگرفتن، ایجاد ائتلاف و روابط شخصی استفاده میکنید تا افراد با موضع شما موافق شوند.
بیشتر مردم فقط یک یا دو سبک را به کار میبرند
بیشتر ما ناخودآگاه همیشه از یک یا دو سبک استفاده میکنیم؛ همانهایی که با آنها راحتایم. اما موفقترین رهبران بهطور منظم هر پنج سبک را به کار میبرند، چون موقعیتها و افراد مختلف به هر سبک متفاوت پاسخ میدهند. اگر فقط با عدد و استدلال جلو بروید و مخاطب شما از نوع «حس مأموریت» باشد، حرف شما شنیده نمیشود.
تمرین چهارمرحلهای برای تقویت نفوذ
این روش، ظرفیت نفوذ شما را آگاهانه رشد میدهد:
- هر بار که متوجه شدید از یک سبک استفاده میکنید، همان لحظه آن را یادداشت کنید.
- به مدت یک هفته مشاهده کنید هر روش چقدر مؤثر بود. طرف مقابل چه واکنشی نشان داد؟
- ببینید بیشتر از کدام سبک استفاده کردهاید.
- سبکهایی را که کمتر به کار میبرید در موقعیتهای کمریسک آزمایش کنید.
مثلاً اگر معمولاً منطقی عمل میکنید، در جلسهی بعدی با مدیر فروش از سبک پلساز استفاده کنید: پیش از جلسه با یکی از همکاران نزدیک او مشورت کنید و از حمایت او بهره بگیرید. بعد نتیجه را ثبت کنید. بعد از چند هفته، الگوی مشخصی خواهید دید.
نمونهی مالی
فرض کنید میخواهید مدیر بازاریابی را قانع کنید که بخشی از بودجهی تبلیغات را به کانالی با بازده بالاتر منتقل کند. با سبک منطقی، نمودار بازده هر کانال را نشان میدهید. با سبک چانهزن، پیشنهاد میدهید دو ماه آزمایشی باشد و اگر نتیجه بهتر نشد، بودجه برگردد. با سبک الهامبخش، تصویر رشد سهم بازار را ترسیم میکنید. ترکیب این سه، معمولاً از هر کدام بهتنهایی مؤثرتر است.
ارتباط با مهارتهای دیگر
نفوذ به تنهایی کافی نیست؛ باید با شنیدن درست و پرسشهای خوب همراه شود. چالش محترمانهی شرکای تجاری و پنج گام تأثیرگذاری بر راهبرد شرکت مکمل خوبی برای این مبحثاند.
پرسشهای متداول
کدام سبک نفوذ بهترین است؟ هیچکدام همیشه بهترین نیست. انتخاب به مخاطب و موقعیت بستگی دارد و رهبران مؤثر از همه استفاده میکنند.
چطور بفهمم سبک غالب من چیست؟ مدتی نتیجهی گفتگوهای مهمتان را یادداشت کنید و ببینید بیشتر روی کدام روش تکیه کردهاید.
آیا سبک قاطع برای مدیر مالی مناسب است؟ در بحران یا وقتی قوانین و الزامات مطرح است مفید است، اما استفادهی مداوم از آن اعتماد را کم میکند.
چقدر طول میکشد مهارت نفوذ بهتر شود؟ با تمرین منظم چند هفتهای میتوانید تفاوت را حس کنید.
جمعبندی
نفوذ مهارتی آموختنی است. پنج سبک منطقی، قاطع، چانهزن، الهامبخش و پلساز را بشناسید، سبک غالب خود را پیدا کنید و سبکهای کماستفاده را آگاهانه آزمایش کنید. این کار به شما کمک میکند در سازمان تأثیرگذارتر باشید.