اگر سالها پسانداز و سرمایهگذاری کرده باشید، یک روز میرسد که داراییهایتان میتوانند جای حقوق شما را بگیرند. پرسش اصلی آن روز این است: هر سال چقدر میتوان برداشت کرد بیآنکه پول تمام شود؟ قاعدهی ۴ درصد بازنشستگی پاسخی ساده و پرکاربرد به این پرسش است. در این مطلب مکانیک آن، اصول عملی برداشت و محدودیتهایش را مرور میکنیم.
قاعدهی ۴ درصد یعنی چه؟
بر پایهی این قاعده، اگر سبد سرمایهگذاری متنوعی داشته باشید، میتوانید سالانه حدود ۴ درصد از آن را برای مخارج بردارید و با احتمال بالا در دورههای طولانی (مثلاً سی سال) پولتان تمام نشود. این عدد از بررسی بازده تاریخی سهام و اوراق بدهی بهدست آمده است.
نتیجهی مستقیم قاعده، یک ضریب است: دارایی لازم برابر است با ۲۵ برابر هزینهی سالانه. چون ۱۰۰ تقسیم بر ۴ میشود ۲۵.
مثال: اگر برای زندگیتان سالی ۶۰۰ میلیون تومان لازم دارید، به سرمایهای حدود ۱۵ میلیارد تومان نیاز دارید (۶۰۰ × ۲۵). اگر هزینهتان سالی ۴۰۰ میلیون باشد، هدف ۱۰ میلیارد خواهد بود. میبینید که عدد هدف بیش از درآمد، به هزینهی شما وابسته است؛ یعنی کاهش هزینه هم نیاز به سرمایه را کم میکند و هم زودتر شما را به هدف میرساند.
چه مدت طول میکشد به این نقطه برسید؟
سرعت رسیدن به آن ضریب ۲۵ برابر به دو چیز بستگی دارد: نرخ پسانداز و میزان هزینهای که لازم دارید. هرچه سهم بیشتری از درآمد را کنار بگذارید، هم سرمایهتان سریعتر رشد میکند و هم عادت زندگی با هزینهی کمتر شکل میگیرد. این دو اثر همجهتاند، به همین دلیل نرخ پسانداز یکی از قدرتمندترین اهرمهای مسیر مالی است.
چگونه برداشت کنیم؟
راههای برداشت بیشمارند، اما مکانیک پایه ساده است:
- از سود و منافع سبد شروع کنید. سود تقسیمی سهام و سود اوراق بدهی را بدون فروش دارایی میتوان برداشت کرد.
- کمبود را با فروش بخشی از واحدها جبران کنید. اگر سود دریافتی کمتر از هزینهی سالانه است، مابقی را از فروش بخشی از صندوقها تأمین کنید.
- یک ذخیرهی نقد برای یک تا دو سال نگه دارید تا مجبور نشوید در بازار نزولی بهاجبار بفروشید.
- سالانه بازتوازن کنید. وقتی سهام رشد میکند، سهم آن را به نسبت هدف برگردانید و از سودش هزینهها را بدهید.
اصولی که قاعده را مطمئنتر میکند
قاعدهی ۴ درصد یک نقطهی شروع است، نه تضمین. چند اصل ریسک آن را کمتر میکند:
- انعطاف داشته باشید. در سالهایی که بازار افت شدید دارد، برداشت را کمی کاهش دهید. همین انعطاف احتمال موفقیت را بالا میبرد.
- هزینههای ثابت را پایین نگه دارید. سبکبودن هزینههای اجباری، فشار روی سبد را کم میکند.
- هزینهی صندوقها را کنترل کنید. کارمزد بالا مستقیم از بازده کم میکند.
- درآمد جانبی را کنار نگذارید. حتی کار پارهوقت در سالهای اول بازنشستگی خطر بازده بد ابتدای دوره را کم میکند.
ریسک اصلی «ترتیب بازدهها» است: اگر در چند سال اول بازنشستگی بازار سقوط کند و شما همزمان برداشت کنید، سبد آسیب بیشتری میبیند تا وقتی که همان سقوط ده سال بعد رخ دهد. برای دید بهتر نسبت به نوسان، مقابله با بازار نزولی در سرمایهگذاری بلندمدت را ببینید.
محدودیتهای قاعده
این قاعده بر دادههای تاریخی یک بازار خاص تکیه دارد و برای هر کشور و هر دورهای تضمین نمیدهد. تورم بالا، افق بازنشستگی خیلی طولانی (مثلاً چهل سال) یا سبد غیرمتنوع، همگی میتوانند عدد امن را پایینتر بکشند. به همین دلیل بسیاری ۳ تا ۳٫۵ درصد را برای شروع در سنین خیلی پایین محتاطتر میدانند. بهویژه برای مخاطب ایرانی که با تورم بالاتر مواجه است، باید بازده واقعی بعد از تورم را مبنا گرفت. بحث تورم را در تورم و سرمایهگذاری بلندمدت دنبال کنید.
پرسشهای متداول
آیا قاعدهی ۴ درصد هر سال باید با تورم تعدیل شود؟ در شکل اصلی بله: مبلغ سال اول را مبنا میگیرند و هر سال به اندازهی تورم افزایش میدهند، نه ۴ درصد از ماندهی جدید.
اگر هزینهام بیشتر از ۴ درصد شود چه؟ نشانهی خطر است. یا باید هزینه را کم کنید، یا درآمد جانبی بسازید، یا سرمایهی بیشتری جمع کنید.
آیا این قاعده برای همه مناسب است؟ نه. نقطهی شروع برای برنامهریزی است و باید با شرایط شخصی، افق زمانی و تورم محلی تطبیق داده شود.
جمعبندی
قاعدهی ۴ درصد بازنشستگی به شما میگوید هدف سرمایه حدود ۲۵ برابر هزینهی سالانه است و هر سال میتوان تقریباً ۴ درصد برداشت کرد. اما این قاعده فقط نقطهی شروع است؛ انعطاف در برداشت، ذخیرهی نقد، هزینهی کم و تنوع سبد است که آن را عملی میکند. اول هزینهی واقعیتان را بشناسید، سپس هدف سرمایه را حساب کنید.