بزرگترین تصمیم یک سرمایهگذار معمولاً انتخاب سهم خاص نیست، بلکه این است که چه سهمی از پولش در سهام باشد و چه سهمی در اوراق بدهی. این تصمیم همان تخصیص دارایی است. میتوان آن را با یک چارچوب ساده انجام داد: دو مرحلهی زندگی مالی و دو صندوق شاخصی. در این مطلب این چارچوب را قدمبهقدم میخوانید.
دو مرحلهی زندگی سرمایهگذاری
زندگی مالی را میتوان به دو دوره تقسیم کرد.
مرحلهی ثروتسازی. سالهایی که کار میکنید، درآمد دارید و بخشی از آن را پسانداز میکنید. هدف اصلی رشد است. چون افق زمانی بلند است، نوسانهای بازار سهام فرصت جبران دارند و میتوانید سهم بالایی برای سهام در نظر بگیرید.
مرحلهی حفظ ثروت. سالهایی که داراییها خرج زندگی را میدهند. اینجا اولویت این است که با یک افت بازار مجبور به فروش دارایی در بدترین زمان نشوید. به همین دلیل سهم اوراق بدهی بیشتر میشود تا بالشتی برای نوسان باشد.
دو صندوق، دو نقش
در این چارچوب فقط دو ابزار کافی است:
- صندوق شاخصی کل بازار سهام: مالکیت بخش کوچکی از همهی شرکتها، با کارمزد پایین و تنوع بالا. موتور رشد سبد.
- صندوق شاخصی کل بازار اوراق بدهی: مجموعهای متنوع از اوراق بدهی که ثبات و درآمد ثابت میدهد. ترمز نوسان سبد.
ترکیب این دو، همهی ابزارهای لازم برای ساختن سبد شما را دارد. برای مقایسهی این رویکرد با انتخاب تکتک سهمها، صندوق شاخصی یا انتخاب سهم را بخوانید.
واقعیت: مرزها همیشه شفاف نیستند
در عمل، همهچیز تمیز دو مرحلهای نیست. ممکن است در دوران بازنشستگی کمی درآمد داشته باشید. شاید از شغل پرحقوق دست بکشید و کاری را که دوست دارید با درآمد کمتر انجام دهید، یا ماهها و سالها از کار فاصله بگیرید. گاهی هم چند بار بین دو مرحله رفتوبرگشت میکنید. به همین دلیل نسبت ثابتی برای همه وجود ندارد و باید ترکیبی از دو مرحله را متناسب با شرایط خودتان بسازید.
دو عامل تکمیلی برای تعیین نسبت
علاوه بر مرحلهی زندگی، دو عامل دیگر در انتخاب نسبت سهام به اوراق دخیل است.
میزان تلاشی که میخواهید صرف کنید. هر نسبت نیاز به نگهداری دارد: بازتوازن، پیگیری و تصمیمگیری. سبد دوصندوقی کار کمی میطلبد. هرچه سبد پیچیدهتر شود، زمان و توجه بیشتری لازم است.
تحمل ریسک. مهم نیست روی کاغذ چقدر ریسکپذیر هستید؛ مهم است وقتی ارزش سبد ۳۰ درصد افت میکند چه میکنید. اگر آنوقت میترسید و میفروشید، سهم سهام شما بیش از حد بوده است. صادقانه از خودتان بپرسید که کدام نسبت را در بدترین سال هم تحمل میکنید.
مثالهایی از نسبتها (صرفاً آموزشی)
جدول زیر فقط نشان میدهد چطور مرحلهی زندگی و تحمل ریسک روی نسبت اثر میگذارد؛ توصیهی شخصی نیست.
| وضعیت | تمایل نسبی به سهام | تمایل نسبی به اوراق |
|---|---|---|
| ثروتسازی، افق بلند، تحمل نوسان زیاد | بالا | پایین |
| ثروتسازی، ولی نگران نوسان | متوسط تا بالا | متوسط |
| ورود به مرحلهی برداشت | متوسط | متوسط تا بالا |
| ترکیبی از کار و برداشت | بر اساس وزن هر مرحله | بر اساس وزن هر مرحله |
یک قاعدهی سرانگشتی قدیمی میگوید سهم اوراق بدهی را حدود سن خود بگیرید، اما این فقط نقطهی شروعی برای فکرکردن است. دربارهی ماندن روی برنامه در بازارهای پرنوسان، هیچکارینکردن؛ بهترین استراتژی؟ را ببینید.
پرسشهای متداول
آیا همیشه باید بین دو مرحله فرق بگذارم؟ نه. این فقط یک چارچوب فکری است. میتوانید نسبتتان را بهتدریج تغییر دهید.
هر چند وقت یکبار باید بازتوازن کرد؟ اغلب سالی یک بار کافی است. بازتوازنهای مکرر هزینه و استرس بیشتری دارند و بازده را بهطور محسوس بهتر نمیکنند.
اگر فقط یک صندوق بخواهم چه؟ برخی صندوقهای ترکیبی سهام و اوراق در یک محصول عرضه میشوند. فقط کارمزد و ترکیب آن را بررسی کنید.
جمعبندی
تخصیص دارایی را میشود ساده نگه داشت: دو مرحله (ثروتسازی و حفظ ثروت)، دو صندوق (سهام و اوراق بدهی) و دو عامل تعیینکننده (تلاشی که میخواهید بکنید و ریسکی که واقعاً تحمل میکنید). نسبت درست، نسبتی است که بتوانید در بدترین سال هم به آن وفادار بمانید.