ارزش‌گذاری

ارزش‌گذاری به روش سرمایه‌ای‌سازی سود؛ فرمول و مثال

تاریخ
زمان مطالعه۵ دقیقه
نویسندهکمیل مزرعی

ارزش‌گذاری به روش سرمایه‌ای‌سازی سود یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تبدیل سودآوری یک کسب‌وکار به یک عدد ارزش است. ایده این است که اگر سود سالانه‌ی پایدار شرکت را بر نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذار تقسیم کنیم، به ارزش تقریبی بنگاه می‌رسیم. در این نوشته فرمول، مراحل و محدودیت‌های روش را با یک مثال عددی مرور می‌کنیم.

ایده‌ی اصلی روش سرمایه‌ای‌سازی سود

فرض کنید می‌خواهید دارایی‌ای بخرید که هر سال مبلغ مشخصی سود می‌دهد. اگر انتظار شما از سرمایه‌گذاری ۲۰ درصد در سال باشد، حاضر نیستید برای هر یک واحد سود سالانه بیشتر از ۵ واحد بپردازید. این همان منطق «سرمایه‌ای‌سازی» است: سودی که هر سال تکرار می‌شود را با یک نرخ به ارزش امروز تبدیل می‌کنیم.

فرمول پایه چنین است:

ارزش = سود نرمال‌شده‌ی سالانه ÷ نرخ سرمایه‌ای‌سازی

این روش را می‌توان حالت خلاصه‌شده‌ی مدل جریان نقد تنزیل‌شده دانست؛ به‌جای پیش‌بینی چند سال جداگانه، یک سود پایدار را برای همیشه فرض می‌کنیم. اگر با مدل کامل آشنا نیستید، آموزش گام‌به‌گام DCF پیش‌زمینه‌ی خوبی است.

گام اول: محاسبه‌ی سود نرمال‌شده

سودی که در صورت سود و زیان می‌بینید همیشه نماینده‌ی توان واقعی شرکت نیست. باید اقلام غیرتکراری را حذف کنید تا به سودی برسید که در سال‌های آینده هم محتمل است. تعدیل‌های رایج:

  • حذف سود یا زیان فروش دارایی‌ها و سایر درآمدهای یک‌باره
  • حذف هزینه‌های استثنایی مانند جریمه یا دعوای حقوقی که تکرار نمی‌شود
  • تعدیل حقوق مالک یا مدیر به سطح معمول بازار
  • حذف هزینه‌هایی که جنبه‌ی شخصی دارند و به عملیات ربطی ندارند
  • یکنواخت‌کردن اثر سال‌های بسیار خوب یا بسیار بد، مثلاً با میانگین چند سال

برای نگاه دقیق‌تر به این تعدیل‌ها می‌توانید تعدیل‌های EBITDA را بخوانید. منطق آن‌جا برای سود خالص هم صادق است.

مثال: سود خالص گزارش‌شده‌ی یک شرکت ۹۵۰ میلیون تومان است. در این رقم ۲۰۰ میلیون تومان سود فروش یک ماشین‌آلات قدیمی هست و ۵۰ میلیون تومان هم هزینه‌ی یک‌باره‌ی حل اختلاف حقوقی ثبت شده است.

شرح مبلغ (میلیون تومان)
سود خالص گزارش‌شده ۹۵۰
کسر سود فروش دارایی ‎−۲۰۰
افزودن هزینه‌ی یک‌باره ‎+۵۰
سود نرمال‌شده ۸۰۰

گام دوم: تعیین نرخ سرمایه‌ای‌سازی

نرخ سرمایه‌ای‌سازی از دو جزء ساخته می‌شود:

نرخ سرمایه‌ای‌سازی = نرخ بازده مورد انتظار − نرخ رشد بلندمدت

  • نرخ بازده مورد انتظار بازدهی است که سرمایه‌گذار با توجه به ریسک این کسب‌وکار طلب می‌کند. هرچه ریسک بالاتر باشد این نرخ بیشتر است و معمولاً از نرخ بهره‌ی بدون ریسک بالاتر قرار می‌گیرد. درباره‌ی ارتباط نرخ‌ها با ارزش در رابطه‌ی نرخ تنزیل و نرخ بهره نوشته‌ام.
  • نرخ رشد بلندمدت رشد پایدار سود است و واقع‌بینانه نباید از رشد بلندمدت اقتصاد بیشتر فرض شود.

اگر رشد را صفر بگیرید، نرخ سرمایه‌ای‌سازی با نرخ بازده برابر است. هر مقدار رشد مثبت، مخرج را کوچک و ارزش را بزرگ‌تر می‌کند.

گام سوم: محاسبه‌ی ارزش و مثال عددی

برای همان شرکت، فرض می‌کنیم سود نرمال‌شده‌ی سال آینده ۸۰۰ میلیون تومان، بازده مورد انتظار ۲۲ درصد و رشد بلندمدت ۴ درصد باشد.

  • نرخ سرمایه‌ای‌سازی: ۲۲٪ − ۴٪ = ۱۸٪
  • ارزش: ۸۰۰ ÷ ۰٫۱۸ ≈ ۴٬۴۴۴ میلیون تومان

ضریب ضمنی این ارزش حدود ۵٫۶ برابر سود است (یک تقسیم بر ۰٫۱۸). اگر رشد را صفر می‌گرفتیم، ارزش برابر ۸۰۰ ÷ ۰٫۲۲ ≈ ۳٬۶۳۶ میلیون تومان می‌شد؛ یعنی فرض رشد ۴ درصدی حدود ۸۰۸ میلیون تومان به ارزش افزوده است.

حساسیت ارزش به نرخ‌ها

بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف روش، حساسیت زیاد آن به نرخ است. با همان سود ۸۰۰ میلیون تومانی و رشد ۴ درصد:

نرخ بازده مورد انتظار نرخ سرمایه‌ای‌سازی ارزش (میلیون تومان)
۲۰٪ ۱۶٪ ۵٬۰۰۰
۲۲٪ ۱۸٪ ≈ ۴٬۴۴۴
۲۴٪ ۲۰٪ ۴٬۰۰۰

تغییر دو واحدی در نرخ بازده، ارزش را حدود ۱۰ تا ۱۳ درصد جابه‌جا می‌کند. پس بهتر است همیشه به‌جای یک عدد، یک بازه ارائه کنید.

مزایا و محدودیت‌های روش

مزایا:

  • سادگی: فقط دو ورودی اصلی دارد و سریع محاسبه می‌شود.
  • شفافیت: فروض به‌راحتی قابل بحث و بررسی‌اند.
  • مناسب برای بنگاه‌های کوچک و باثبات که سودشان قابل پیش‌بینی است.

محدودیت‌ها:

  • فرض می‌کند سود برای همیشه با رشد ثابت ادامه می‌یابد؛ برای شرکت‌های در حال رشد سریع یا دارای نوسان شدید مناسب نیست.
  • سرمایه‌گذاری لازم برای رشد، نیاز به سرمایه در گردش و هزینه‌های سرمایه‌ای را مستقیم نشان نمی‌دهد.
  • انتخاب نرخ‌ها تا حدی ذهنی است و نتیجه را به‌شدت تغییر می‌دهد.
  • دارایی‌های مازاد که سود نمی‌سازند یا بدهی‌ها باید جداگانه بررسی شوند.

برای صحت‌سنجی، نتیجه را با روش‌های دیگر مانند ضریب‌های بازار و ارزش دفتری مقایسه کنید. اگر اعداد خیلی دور از هم بودند، فروض را دوباره بررسی کنید.

پرسش‌های متداول

سرمایه‌ای‌سازی سود با DCF چه فرقی دارد؟

در DCF جریان نقد هر سال جداگانه پیش‌بینی و تنزیل می‌شود، اما در سرمایه‌ای‌سازی سود یک سود نرمال‌شده با نرخ ثابت به ارزش تبدیل می‌شود. روش دوم ساده‌تر ولی کم‌انعطاف‌تر است.

آیا باید از سود خالص استفاده کرد یا جریان نقد؟

هر دو ممکن است، به شرط اینکه نرخ سرمایه‌ای‌سازی با همان معیار هماهنگ باشد. جریان نقد آزاد معمولاً تصویر دقیق‌تری از توان واقعی ایجاد ارزش می‌دهد، چون سرمایه‌گذاری‌های لازم را در نظر می‌گیرد.

چه شرکت‌هایی برای این روش مناسب‌اند؟

شرکت‌های بالغ و باثبات با سوابق سودآوری روشن، مثل بنگاه‌های خدماتی یا تولیدی کوچک که رشدشان نزدیک رشد عمومی اقتصاد است.

نرخ رشد را چطور انتخاب کنیم؟

محافظه‌کارانه و در حد رشد بلندمدت اقتصاد یا کمی کمتر از آن. رشدی بالاتر از این در بلندمدت قابل دفاع نیست و ارزش را مصنوعی بالا می‌برد.

جمع‌بندی

روش سرمایه‌ای‌سازی سود با تقسیم سود نرمال‌شده بر نرخ سرمایه‌ای‌سازی (بازده مورد انتظار منهای رشد) ارزشی سریع و قابل فهم می‌دهد. کیفیت نتیجه به دو چیز بستگی دارد: درست‌بودن تعدیل سود و واقع‌بینانه‌بودن نرخ‌ها. آن را به‌عنوان نقطه‌ی شروع یا ابزار صحت‌سنجی کنار روش‌های دیگر به کار ببرید و همیشه تحلیل حساسیت انجام دهید.