پیشبینی ترازنامه با چارچوب BASE و جدول آبشاری
پیشبینی ترازنامه برای بسیاری از مدلسازان بخش دشوار کار است، در حالی که دشواری آن از پیچیدگی نیست؛ از خاصیت تجمعیبودن آن است. صورت سود و زیان هر ماه از صفر شروع میشود، اما ترازنامه همهچیز را با خود جلو میبرد. با چارچوب BASE و یک جدول آبشاری ساده، هر حساب ترازنامه قابل پیشبینی میشود.
چرا ترازنامه از صورت سود و زیان سختتر به نظر میرسد؟
درآمد ژانویه به درآمد فوریه ربطی ندارد. هر ماه را میتوان مستقل پیشبینی کرد. ترازنامه اما تصویری انباشته است: موجودی پایان فوریه همان موجودی پایان ژانویه بهعلاوهی هر چیزی است که در فوریه رخ داده. پس نمیتوان یک ماندهی پایانی را از هوا پیشبینی کرد؛ باید دانست از کجا شروع کردهاید.
یک دلیل مهم دیگر برای سرمایهگذاری روی ترازنامه این است که ارزشگذاری به آن وابسته است. جریانهای نقدی که برای ارزشگذاری تنزیل میکنید، از ترازنامه و تغییرات آن بیرون میآیند. مدلی که ترازنامه ندارد، نمیتواند نقد را درست حساب کند. اگر با ساختار کلی آشنا نیستید، مقالهی ساخت ترازنامه در مدل مالی؛ ده گام تا تراز شدن نقطهی شروع خوبی است.
لنگر مدل: آخرین ماه واقعی
اولین کاری که باید بکنید، تعریف یک محدودهی نامگذاریشده در اکسل است، مثلاً با نام «آخرین ماه واقعی». این سلول به مدل میگوید اعداد واقعی کجا تمام میشوند و پیشبینی از کجا شروع میشود. اگر این لنگر را درست بگذارید، ماندهی ابتدای دورهی پیشبینی همیشه معلوم است و بقیهی کار ساده میشود.
چارچوب BASE چیست؟
BASE سرواژهی چهار کلمه است:
- B (Beginning): ماندهی ابتدای دوره
- A (Additions): افزایشها
- S (Subtractions): کاهشها
- E (Ending): ماندهی پایان دوره
ماندهی پایان برابر است با ماندهی ابتدا بهعلاوهی افزایشها منهای کاهشها. ماندهی پایان هر ماه، ماندهی ابتدای ماه بعد میشود. همین قاعده برای تقریباً همهی حسابها یکسان است و فقط باید دو پرسش را برای هر حساب جواب دهید: چه چیزی آن را بالا میبرد و چه چیزی پایین میآورد؟
BASE روی حسابهای اصلی ترازنامه
| حساب | چه چیزی افزایش میدهد | چه چیزی کاهش میدهد |
|---|---|---|
| درآمد معوق | صدور صورتحساب یا دریافت نقد پیشپرداخت | شناسایی درآمد |
| حسابهای دریافتنی | صدور فاکتور برای مشتری | وصول وجه از مشتری |
| حسابهای پرداختنی | خرید یا هزینهی نسیه | پرداخت صورتحساب |
| بدهی (وام) | برداشت از وام | بازپرداخت |
| داراییهای ثابت | خرید دارایی | (کاهش مستقیم ندارد؛ استهلاک انباشته آن را کم میکند) |
دارایی ثابت استثنای جالبی است. بهای تمامشدهی آن با خرید بالا میرود و تقریباً هرگز پایین نمیآید. حساب مقابل، یعنی استهلاک انباشته، در پسزمینه از ارزش دفتری آن میکاهد. برای جزئیات بیشتر، برنامهی مخارج سرمایهای و استهلاک در مدل مالی را ببینید.
افزایشها آساناند؛ کاهشها کجا گیر میکنند؟
بخش افزایشها ساده است: فاکتور ۹۰ هزار دلاری صادر شد، پس ۹۰ هزار دلار اضافه میشود. مشکل در کاهشهاست، چون کاهش معمولاً یک مبلغ یکجا نیست و باید در چند ماه پخش شود.
فرض کنید قراردادی ۹۰ هزار دلاری را برای سه ماه پیشدریافت کردهاید. نمیتوانید همهی آن را در روز دریافت نقد بهعنوان درآمد بشناسید؛ باید ماهبهماه سی هزار دلار از درآمد معوق کم کنید. پس این پرسش مطرح است: چگونه این پخشکردن را در مدل خودکار کنیم؟ پاسخ جدول آبشاری است. (دربارهی ماهیت درآمد معوق در درآمد معوق؛ چرا یک بدهی بهترین خبر شرکت SaaS است؟ بیشتر بخوانید.)
جدول آبشاری چگونه کار میکند؟
اعداد مدل معمولاً از چپ به راست و برای هر ماه یک ستون چیده میشوند. جدول آبشاری همان اعداد را علاوه بر این، از بالا به پایین هم میچیند. در این شبکه، هر ردیف یک «کوهورت» است، یعنی مبلغی که در یک ماه مشخص ایجاد شده و هر ستون نشان میدهد آن مبلغ در کدام ماهها آزاد میشود.
مثال اول: تقسیم مساوی برای درآمد معوق
فرض کنید قرارداد ۹۰ هزار دلاری ژانویه برای سه ماه است:
| ردیف | ژانویه | فوریه | مارس | مجموع |
|---|---|---|---|---|
| قرارداد ژانویه | ۳۰ هزار | ۳۰ هزار | ۳۰ هزار | ۹۰ هزار |
اگر ماه بعد قرارداد دیگری ببندید، ردیف جدیدی با همان منطق اضافه میشود. جمع هر ستون، کل درآمد شناساییشده در آن ماه است و این جمع همان «کاهش» در BASE درآمد معوق است.
مثال دوم: الگوی وصول نامساوی برای مطالبات
همهچیز مساوی نیست. فرض کنید مشتریان شما ۵۰ درصد فاکتور را در ماه اول، ۲۵ درصد را ماه دوم و ۲۵ درصد باقی را ماه سوم میپردازند. اینجا یک جدول درصدی جداگانه تعریف میکنید و هر فاکتور را در این درصدها ضرب میکنید. برای فاکتور ۸۰ هزار دلاری ژانویه:
- ژانویه: ۴۰ هزار دلار وصول
- فوریه: ۲۰ هزار دلار وصول
- مارس: ۲۰ هزار دلار وصول
جمع وصولی هر ستون، کاهش مطالبات همان ماه است. دو تابع که در اکسل بیشترین کمک را میکنند، INDEX/MATCH و LET هستند؛ اولی مقدار درست را از جدول درصدها بیرون میکشد و دومی فرمول را خواناتر میکند. اگر جدول درصد را از روی دادهی تاریخی پر کنید، مدل شما به رفتار واقعی مشتریان نزدیکتر میشود. روش مکمل آن، پیشبینی سرمایه در گردش با DSO و DPO است.
پس از ساخت آبشار چه چیزی را باید بررسی کرد؟
سه بررسی ساده خطاها را زود نشان میدهد:
- جمع هر ردیف آبشار باید با مبلغ اولیهی همان قرارداد برابر باشد.
- ماندهی پایان هر حساب نباید منفی شود، مگر منطقی باشد.
- در نهایت ترازنامه باید تراز باشد؛ اگر نیست، ابتدا ماندهی ابتدای دوره و سپس قاعدهی هر حساب را وارسی کنید.
یک بار که این الگو را یاد بگیرید، آبشار را در جاهای بسیاری میبینید: اجارهی پیشپرداخت، پاداشهای تعهدی، بیمهی ساله و بسیاری از حسابهای دیگر.
پرسشهای متداول
چارچوب BASE برای کدام حسابها مناسب است؟
برای تقریباً همهی حسابهای ترازنامه که ماندهی آنها از دورهای به دورهی دیگر منتقل میشود، از جمله مطالبات، پرداختنیها، درآمد معوق، وام و دارایی ثابت.
جدول آبشاری چه فرقی با برنامهی استهلاک ساده دارد؟
منطق هر دو پخشکردن یک مبلغ در چند دوره است. آبشار انعطافپذیرتر است و میتواند الگوهای نامساوی مثل ۵۰ و ۲۵ و ۲۵ درصد را هم پوشش دهد.
آیا حتماً باید از LET و INDEX/MATCH استفاده کنم؟
نه. این توابع فقط فرمول را کوتاه و قابلنگهداری میکنند. با SUMIFS یا یک شبکهی ساده هم میتوان همین نتیجه را گرفت.
اگر ترازنامه تراز نشد از کجا شروع کنم؟
اول ماندهی ابتدای اولین ماه پیشبینی را با آخرین ماه واقعی تطبیق دهید، بعد حسابها را یکییکی با BASE بررسی کنید.
جمعبندی
ترازنامه سخت نیست؛ فقط تجمعی است. با لنگر «آخرین ماه واقعی»، چارچوب BASE برای هر حساب و جدول آبشاری برای کاهشهای چندماهه، میتوانید هر حساب را با پاسخ به دو پرسش پیشبینی کنید: چه چیزی آن را بالا میبرد و چه چیزی پایین میآورد. از یک حساب ساده مثل درآمد معوق شروع کنید و بعد الگو را به مطالبات و بقیهی حسابها تعمیم دهید.